برگه‌ها

آگوست 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  
 
No Image
خوش آمديد!
شعری از مجتبی شفیعی پيوند ثابت

گلوله‎ات

از دکمه‎ی پیراهنم گذشت…

رو بروی هم ایستاده بودیم

که چشمانت

ماشه را کشید

من ایستادم…

ایستادم…

و قلبم

به سمت با روتت بو می‎کشید…

نظرات[۳] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از علی فتحی مقدّم و یادداشتی از حمید امیدی پيوند ثابت

مثل منتقدی که خایه مالی متنی را می کند

جاکشی نخلی را کرده ام که اسپرم ندارد

وهمین پرندگان زیادی را

به تخم گذاری

در خلیج دستور زبان فارسی تحریک کرده است

همیشه ی بغل کردن هایت

کرگدنی که در آغوشم بیدار می شود

شکل تف کردن تجربه ای ست

که با دایره ها در میان می گذاری

نظرات[۲] | دسته: شعر, نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از محمّد صباغی رستمی پيوند ثابت

در دوردست

رگ های آبستن از غرور

تندیس بوسه ها و لبخند ها

تا خاک سرخ …

پهلو شکافتن درخت

در تلاطم ابر

آنجا که رود

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ترانه ای از فردوس حسینی پيوند ثابت


من به این آینده خوشبین نیستم


من به این آینده خوشبین نیستم
من به فردایی که شاید هم نیاد
وقتی واسه تو مهم نیست این شبا
چی سر من چی سر دنیا میاد

نظرات[۰] | دسته: ترانه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند رباعی از حسن رجب دری پيوند ثابت

باید به هر آنچه هست عادت بکنم

یاغیر خدا کسی عبادت بکنم

از عدل گرسنگی به ما ارث رسید

من می روم از خدا شکایت بکنم

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ترانه ای از کامران قائم مقامی پيوند ثابت

روز اتّفاق

قصّه مو هی ورق نزن که آخرش جهنّمه

دلشوره های ساعتو کشونده تو ذهن اتاق

نبضم عجیب تند میزنه وقتی که احساسم میگه

پیرهن مشکی پوشیده خورشید روز اتفاق

نظرات[۰] | دسته: ترانه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ترانه ای از مهدی دمی زاده پيوند ثابت

دل وامونده

خیلی سخته که بفهمی، هیشکی عاشقت نمی‌شه

دل وامونده شکسته، با سلامِ سنگ و شیشه

تویِ ناباوریُ غم، لحظه‌هام آتیش گرفته

تبِ تنهائیُ وحشت، بی تو دستِ پیش گرفته

نظرات[۱] | دسته: ترانه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از مهدی دمی زاده پيوند ثابت

نان

حرمت فقری‌ست

که در سکوتِ خالی ِ سفره

دستهای محبتت را بوسه می‌زند

دل‌خوشیم به بودنش – پدر را می‌گویم نه نان !-

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از سعید باجووند پيوند ثابت

به در نگاه می کنم

پنجره می لرزد

وقاب عکس

تکان می خورد

یکی می خواهد ازاین قاب بیرون بپرد

حالا

به هرچه نگاه می کنم

می شود خودم

به آب فکر می کنم

اتاق شکل ماهی می شود

ومن می شوم تور

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
محمّد علی فرشی پيوند ثابت

محمّد علی فرشی

تولّد : یزد ، اول اسفند ۱۳۰۷ ش

درگذشت :یزد ، ۲۴ آذر ۱۳۹۰ ش

_______________________________________


محمّد علی فرشی  ، فرزند علی اکبر ، و متخلّص به ” فرشی ” ، در محلّه ی ” مالمیر ” یزد به دنیا آمد. وی پس از گذراندن دوره ی ابتدایی ، به نسّاجی مشغول شد .

فرشی از نوجوانی به سرودن شعر پرداخت و در این مسیر از محمّد علی عالمی ، متخلّص به ” صمصام یزدی ” ، بیشتر آموخت .

اغلب اشعار وی در قالب ” قصیده ” و ” غزل ”

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از حنیف خورشیدی پيوند ثابت



۱ ـ مرگ دسته جمعی مردها

به احمد شاملو که در لحظه ی بازخوانی شعرش این شعر متولد شد …

____________________________________


چهره ای از کسی که می ترسید

{ کودکی با مداد شمعی بود …}

جیغ مردی در آخرین لحظات …

{ بصری بود … یا که … سمعی بود }

روزگاری بشر / بدون هراس

شاهد مرگ دسته جمعی بود …

نظرات[۳] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
صکث / نورا لک پيوند ثابت

ـ زنـ/دگی  روزمره ی شاعری دارد  ـ

حرفت    بر دهان این دیوارها

تا چهارراه کلمات  قابله می ایستم

من از تمام این شاعران      شاعَر ترم

وترم

از بزاق های مثلثاتت

شاهکاری که به شاعر خودش فکر می کند

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
به زندگی ناقص من برگرد / مجتبی دهقان پيوند ثابت

به زندگی ناقص من برگرد

به حاشیه امن حنابندان

لاشه ها را باید بیرون می ریختم تا به قصه هایشان برگردند

وقتی به اسم من با خاکروبه های خیابان دراز می کشید

نظرات[۴] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
مرگ زن در قطار ۵۷ / فؤاد گودرزی پيوند ثابت

زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت

کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد

______________________________________

پارسوآ از حرف های قامت سر در نمی آورد . صورتش زیر نور سفید لامپی که از سقف آویزان است به زردی می زند . قامت لحظه ای چشم از او بر نمی دارد . پارسوآ نمی داند چه جوابی بدهد . قامت لقمه اش را فرو می برد . …

.

.

.

پارسوآ : مگه می شه با آدم کشی جلوی آدم کشی رو گرفت ؟ من که قبول ندارم .

قامت : موقع جنگ خیلی از سؤالا بی معنیه …

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو غزل از حسنا محمّد زاده پيوند ثابت

ـ بی تاب ها


سیب خوردن، اشتباه ِ اول بی تاب هاست

عشق…تنها عشق، آغاز ِ تمام خواب هاست

سال ها روی زمین بلوا به راه انداخته

گهگداری آسمانی، گاه بین آب هاست

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

برای کودکان جنگ


ـ پسر بابونه ها


نماز باران خواندم

اما تو

پسر خوب بابونه ها !

معجزه ی زمین بودی

به وقت گندمزار

میان هلهله ی باد


نظرات[۵] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند رباعی از حسین رجب دری پيوند ثابت

بگذار که فصل ها زمستان باشد
سرما،برف،سوز و باران باشد
میلی که نداری تو به من پس بهتر
تا راه وصال راه بندان باشد

******

از طالع تجزیه ی «ما» می ترسم
تقطیع من و تو به «هجا» ؛می ترسم
ای کاش همیشه التزامی باشیم…
بی یاد تو من ضمیر سوم شخصم!

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
حس نو / فردوس حسینی پيوند ثابت


یه حس تازه پیدا میشه تو دنیام
هنوز وقتی به چشمات خیره می مونم
منو از من بگیر با خواهش دستات
من از این بیشتر بی تو نمی تونم
.
من از این زندگی ِ سرد می ترسم
من از این روز های بی تو تکراری
دلم می خواد با لبخند برگردی
دلم می خواد بگی بازم دوسَم داری

نظرات[۳] | دسته: ترانه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از جمال ذوالفقاری پيوند ثابت


من به تعداد زیادی خمیازه در باور سیگار
بلند نمی شوم از درد
و تو در خواب می مانی
طلوع اولین دیدارم را !
بلند شوم ، کهنه تر شوم
بروم لب بام هوس
سُر بخورم از لب رفتار خودم .
کسی چه می داند نخستین برگ افتاده از درخت ام
به صورت کدام خیابان بود و
بعد ها کود کدام گیاه و
اهل کدام گور ؟

نظرات[۴] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
رؤیای آشنای من / دکتر محمّدعلی اسلامی ندوشن پيوند ثابت

این قطعه را سال ها پیش ترجمه کردم و در میان کاغذهایم مانده بود . ورلن ، شاعر بسیارلطیف و خوش آهنگی است که در ترجمه چیز چندانی از او باقی نمی ماند.

__________________________

گاه و بی گاه رؤیایی عجیب و دلشکاف بر من عارض می شود

از زنی ناشناس که او را دوست می دارم ومرا دوست می دارد ،

ونه هر دفعه درست همان است ، ونه هر دفعه درست دیگری است

ومرا دوست می دارد و از دل من با خبر است

وچون از دل من باخبراست ، قلب شفّاف من، افسوس !

تنها در برابراوازمعمّا بودن باز می ایستد ،تنها دربرابراو!

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از فرشید حاجی زاده پيوند ثابت


سروده های بومی در جای های گوناگون این مرز و بوم فراگیر است و مردم بومی فرهنگ یا خرده فرهنگ های خود را بدین شیوه نگاه داری می کنند. بسامد و فراوانی واژه های بومی ،گاه چونان سخت می نماید که خواننده نابومی از خواندن و فهم سروده باز می ماند. در این سه کاری که فرا روی شماست، تلاش کرده ام که گونه ی نویی از بومی سرایی را در پیکربندی های نو به نمایش بگذارم که برای خواننده ی نابومی دلپذیر باشد و او را با فضاها و حس های بومی تا جای ممکن آشنا و نزدیک کند؛ تا چه قبول افتد و که در نظر آید.


___________________________________________


کاکا بلاک


مانند هفته های آخر خمیردندانی
هر چه تو را می چلانند
باز چیزی برای قی کردن داری.

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
رکوئیم ( آمرزشخوانی ) آنا آخماتوا / شاپور احمدی پيوند ثابت
 

ترجمه ی ارزشمند " شاپور احمدی " : رکوئیم (آمرزشخوانی) آنا آخماتوا
 
ـ برای آنا آخماتوا / مارینا تسوه‌تایوا
ـ آشنایی 
ـ آمرزشخوانی
ـ کالبد پیشکشی  شاعر. شاپور احمدی 
ـ متن روسی شعر 

دانلود :


Requiem-Akhmatova


نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
بوای بچه ها / حمید رضا اکبری شروه پيوند ثابت


به کوه زده بود ، دشت لیراو را طی کرد تا خودش را  به گردنه لیراو کوه برساند بلکه یکی از آ نها را ببیند و سراغی از گمشده اش بگیر د . می گفتند طی این چند سالی که در خانه زایر دیده بودندش هیچ وقت پا هایش را از جوراب مشکی کلفت نخیدرنیاورده ، حتی وقتی گوسفندان را کنار مصب رودخانه با دریا ، برای نوشیدن آب می برده زیر سایه در خت های کًنار پا ها یش را با جوراب به خنکای شط می سپرده است .

روز ها یکی در میان ، به کوه می زد تا نزدیکی های غار که می رسید صدای ساز و دهلی را که درون غار  به پابود را می شنید .

نظرات[۰] | دسته: داستان | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از آیلا گورِل (شاعر معاصر ترکیه )/علیرضا ذیحق پيوند ثابت



۱ ـ


هیچ راه همواری نبود

ونیز، راهی بلند و طولانی

در این راهی که من آمدم .

به هرجایی پا نهادم

انگشتانم خون شدند .

تقدیرمن گردنش کج بود

و ناهمواری ام ازاین رو،

همه را حق سخن بود

جزمن که لب گشودنم گناه !

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نگاهی به مجموعه داستان کلاغ / مریم اسحاقی پيوند ثابت


مجموعه داستان : کلاغ

فرشته نوبخت

نشر چشمه


_________________________________


بشر به مرحله ای رسیده که زبان برای دروغ گفتن و نفهمیدن یکدیگر است. مینیمالیست ها می گویند: با سکوت و گفت و گوهای بی ربط بیان کنیم. مجموعه داستان کلاغ،دومین مجموعه داستان فرشته نوبخت است.پیش از این، مجموعه‌داستان مرغ عشق‌های همسایه‌‌ی  روبه‌رویی‌،شامل شانزده داستان کوتاه، درسال ۱۳۸۸ توسط نشرافراز از او منتشرشده است. کلاغ، حکایتی از انزوای انسان هاست. کلاغ حکایت آدم هایی است که در کنار هم هستند و با هم نیستند. حکایت دغدغه های درون آدم هاست. حکایت غارغار کردن و صدای هم را نشنیدن است.

عنوان کتاب( کلاغ)، عنوان هیچ یک از داستان ها نیست و شاید به نوعی از روابط سیاه و خاکستری آدم ها در زندگی امروز حکایت دارد.

نظرات[۴] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
آخرِ پاییز /  مانا آقایی پيوند ثابت

این روزها به هرچه از آسمان می‌آید

شک دارم

نکند آن گنجشک‌های پرچانه

که روی شاخه‌ها صف کشیده‌اند

و مثل اعضای هیأت ژوری کوچکی

در گوشِ هم پچ‌پچ می‌کنند

دارند درباره‌ی من حرف می‌زنند؟

 

شاید آن کلاغ سیاه که لب دیوار نشسته                                

و با قار‌قارش خانه را روی سر گذاشته

قاضی بداخلاقی‌ست                                                     

که شروع جلسه‌ی مهمی را اعلام می‌کند

و این درختان که برگ‌هایشان را

یکی پس از دیگری پیش پایم می‌ریزند

شاکیانی هستند

که علیه‌ام شهادت می‌دهند

 

از کار پاییز سردرنمی‌آورم    

هر بار از راه می‌رسد

حیاط را به دادگاهی شلوغ بدل می‌کند

و تا چشم بر هم می‌زنم

محکومیّتم را زمستانی دیگر               

روی زمین تمدید کرده است.

 

 

نظرات[۳] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو غزل پست مدرن / سردار شمس آوری پيوند ثابت

۱ ـ

نامه ای منتشر نشده از لیلا … به نیما

و به نیما و اگر خواست لیلا هم ….

صبحت بخیر کلمه ی شرقی

سلام بانوی اشاره

آبی نت ها

سلام آقای همیشه چتر به دست نشسته توی پارک و

منتظر که بیاید کسی

که با اسم شما نوشتنی اش را شروع کرد

” بسم نگاه آبی ات _ این آسمان _

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
پدر ما /شعری از ژاک پروور(شاعر فرانسوی ) / شادی سابجی پيوند ثابت

ای پدر ما که در آسمان‌ها هستی

آن جا بمانید

و ما هم بر روی زمین باقی خواهیم‌ماند

زمینی که گاه گاهی زیباست

با همه‌ی اسرار شهر نیویورک

و بعد با همه‌ی اسرار پاریس

که بس ارزشمند است با کلیسای ترینیته‌اش

با کانال کوچک اورک

با دیوار بزرگ چین

نظرات[۱] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از سیّد هوشنگ موسوی پيوند ثابت

الو فرشته ی زیبا  سلام …خوبی تو ؟

سلام ماه همیشه تمام…خوبی تو؟

برای اول این عاشقانه می گویم

خدای آینه، ختم کلام …خوبی تو؟

برای ماندن مجنون بخوان مرا تا اوج

بدون قصّه ی ابن سلام خوبی تو؟

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نگاهی به رمان “این فرمون دست کیه؟” / نسترن خسروی پيوند ثابت

رمان این فرمون دست کیه ؟

فرهاد اکبر زاده

نشرنگیما

__________________________

“این فرمون دست کیه؟” اولین رمان چاپ شده فرهاد اکبرزاده، سوالی اساسی را مطرح می کند. در تمام طول رمان روان و کوتاه او تصاویری را می بینیم که به ظاهر ربطی به هم ندارند اما همان ها هستند که زندگی منزوی و آشوب زده شخصیت اول داستان را می سازند و حالتی دَورانی به کل رمان می دهد؛گویی که در طول رمان، زمان و اتفاقات جلو نمی روند، بلکه مانند دور زدن راوی در یک میدان تکرار می شوند و در هر بار تکرار شدن لایه ی جدیدی از افکار، حوادث و احساسات را نشان می دهند. افراد تفاوت روشنی با هم ندارند. به طوری که به آسانی می توان لیلا را با همسر راوی اشتباه گرفت یا یکی دانست. تفاوت بارز این دو نفر این است که لیلا با عدد ۶۵ نشانه دار شده که از دید راوی کیفیتی خاص به او می دهد. کیفیتی که اگر همسر راوی همان لیلا باشد، دیگر از دست داده است. به نظر می آید در دور باطلی که زندگی انسان های داستان در آن گیر کرده، می توان خود راوی را هم با دیگر شخصیت ها اشتباه گرفت. شباهت های غیر معمولی مثل علاقه مشترک راوی و پدر دوست دوران سربازی به سرپا شاشیدن، یا این حقیقت که مادر راوی هم پدرش را ترک کرده و مادربزرگ راوی با اشتباه گرفتن نوه با پسرش از او می خواهد که با همسرش آشتی کند و یا این که راوی را مثل پدربزرگش می داند. راوی را معمولا می توان در انتظار لیلا یا در پی او یافت. انگار که انتظار دارد بازگشت یا وجود لیلا چیز زیادی را در زندگی او تغییر دهد. این موضوع چیزی است که خواننده در سرتاسر رمان انتظار آن را می کشد: ایجاد تغییری در زندگی شبح وار راوی و نقش لیلا در ایجاد این تغییر؛ که در نهایت به دلایلی که بورس در آن نقش مهمی دارد، اتفاق نمی افتد.

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
حافظی که رفیقم! / مهرداد فلاح پيوند ثابت

حافظی که من با او رفیقم و هر از گاه از جایی در ژرفای وجودم سر بر می آورد ، همانی ست که می گوید : “چیست این سقف ِ بلند ِ ساده ی بسیار نقش / زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست “. این جاست که حافظ و خیام در ذهن من به هم می آمیزند و معجون مستی آوری برایم مهیا می کنند.

حافظی که من دوستش دارم ، حیرتش را در حجاب فرمول های ساده انگارانه ی عرفانی نمی پیچد و از سرگشتگی اش شرم زده نیست و توانایی و ناتوانی اش را یکسان برملا می کند . حافظ ِ ظلم ستیز ِ تسخر زن به قداره بندان را بسی دوست دارم.

نظرات[۲] | دسته: حرفی از آن هزاران | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
درد زن بودن / عمادالدّین مشایی پيوند ثابت


تمام زندگی اش این شد درون خانه چپیدن ها

قبول قاب سیاهی که  شده پناه  ندیدن ها

ثواب خورده خیالش را که گوش کودکی اش پر شد

کنیز خانه ی خود بودن و به بهشت رسیدن ها

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از سردارشمس آوری پيوند ثابت


۱ـ

پای تیمور قدم های من انگار که لنگ است

گرچه تاریخ همین خوب و بدش نیز قشنگ است

هرگز ای ماه به این نیمه شب خفته ننازی

چشم من تیزتر از پنجه ی بیدار پلنگ است

ماهی کوچک اگر سر نکند با دل آبی م

باکی اش نیست که دریای دلم جای نهنگ است

لحظه ای نیز تنفس مکن ای شاخه ی سر سبز

از هوایی که در آن پاسخ گنجشک فشنگ است

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
جایگاه عناصر شعر در آثار محمود دولت آبادی / فاطمه محسن زاده پيوند ثابت


برای بهار احمدی

_____________________________

اصطلاح بیان شاعرانه در مورد شیوۀ بیان ونثر برخی از داستان نویسان به کار می رود، ربطی به شعر ندارد ومنظور از «بیان شاعرانه» بیانی است که تا حدّ ممکن لطیف ونرم باشد. داستان می تواند در لحظه هایی ، شعر را به خدمت بگیرد. در این مورد می توان از «آهوی بخت من گزل» ،اثرمحمود دولت آبادی ، نام برد.[۱]

تصاویر خیال نوشته را غنی تر می کند. برای برخی از نویسندگان استفاده از استعاره وتشبیه، طبیعی است ، عدّه ای هم با تأمّل و برنامه ریزی ماهرانه از این تصاویر استفاده می کنند وبسیاری نیز ارزش تصاویر را نادیده می گیرند .

نگارش رمان از انعطاف هایی برخوردار است ؛ به عنوان مثال در رمان می توان عناصر شعر را به کار گرفت واز زبان بهرۀ کافی برد وآن را به شکلی فاخر و غنی ارائه داد. این گونه نثر فاخر ،اغلب بی آن که محتوا را از بین ببرد، به نظم وترتیب جملات کمک می کند، امّا باید از این شیوه، به گونه ای مؤٍثّر استفاده کرد ونه به طور دائم.

نظرات[۶] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
گفتگویی در مورد جلال الدّین مولوی پيوند ثابت
  • پس از درج مقاله ام با عنوان ” حکایت مرگ اندیشان مجنون ( باز اندیشی پیرامون مفهوم شهید که پیشترها در روزنامه ی اعتماد ،(  http://etemaad.ir/Released/88-07-19/306.htm#161991 ) منتشر شده بود ، آقای منصور پویان ، مقاله ای را درمورد عرفان مولانا ، برایم ارسال کردند . آنچه می خوانید، گفتگویی آنلاین است در این مورد .
  • ( فاطمه محسن زاده )

******


منصور پویان ، متولّد تهران . وی مدرک کارشناسی اقتصاد را از دانشگاه تهران گرفت . سپس در دانشگاه لندن ، دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته ی جامعه شناسی را ،  در ۱۹۹۱ م به پایان رساند. او در سال بعد موفق به دریافت مدرک تخصّصی در امر تدریس ،از دانشگاه گرینویچ شد.

پویان به تدریس واحدهای علوم اجتماعی در کالج همرسمیت لندن اشتغال دارد. او در زمینه های مختلف تاریخی – اجتماعی و نیز در باب نقد ادبی می نویسد و با مجلات متعدّدی  همکاری داشته  است.

  • ______________________________
  • پویان :  مقاله شما با تعریف شهید و درجات معنوی اش شروع می شود. در مقدّمه می گویید:

نظرات[۱] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از آیسا حکمت پيوند ثابت

انگشتم را فشار می دهم

ف

دوباره

ر

ش

ت

را لمس می کنم

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
گروه موسیقی “شبدیز” درجشنواره بین المللی ” فولک” چین پيوند ثابت

گروه موسیقی « شبدیز »، در بین سی و دو گروه از بیست و هشت کشور راه یافته به جشنواره ی بین المللی ” فولک ” چین و به عنوان تنها گروه نماینده و اعزامی از ایران ، موفق به دریافت ” تندیس بهترین همسرایی ” گردید.

نظرات[۰] | دسته: خبر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از کامران قائم مقامی پيوند ثابت


۱ ـ

فرقی نمی کند
از اتوبوس پیاده شوم!
و چند ایستگاه پایین تر،  ـ
افسر کروکی یک تصادف عاشقانه!
یا
در بالن های سال دو هزار و یازده
سیگار سوپر استار سینما  ـ را دود کنم

نظرات[۴] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
در بابِ “چرا رسیدن” ام به “خواندیدنی”ها / مهرداد فلّاح پيوند ثابت

۱

“شعر پیشرو ” ، “شعر رادیکال” ، “شعر متفاوت ” ، “شعر دیگر” و … این نام ها که بارها در نوشته های از شعر  و درباره ی شعر این سال های ما تکرار شده ، چه می خواهد بگوید با ما ؟

آیا این میل به نام گذاری ، فقط به دوره ی ما منحصر می شود و این که شعر فارسی در یکی – دو دهه ی گذشته ، ماجراهای بسیاری را پشت سر گذاشته و درگیر مرز شکنی و نوجویی بوده ، زمینه ساز برآمدن این برچسب های متعدد بوده ؟ من می گویم آری و نه . دم و دنباله ی درازتری هم دارد این بازی .

مگر نه این که بیش از هزار سال پیش ، فرخی سیستانی چنین گفته  : سخن نو آر که نو را حلاوتی ست دگر ! و از یادمان نمی رود که شعر امروز فارسی ، فرزند خلفِ ناخلف ترین شاعر ایرانی ، نیما یوشیج است .

نظرات[۱] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
Page 7 of 16« First...56789...Last »

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image