برگه‌ها

جولای 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  
 
No Image
خوش آمديد!
سه شعر از آیلا گورِل (شاعر معاصر ترکیه )/علیرضا ذیحق پيوند ثابت



۱ ـ


هیچ راه همواری نبود

ونیز، راهی بلند و طولانی

در این راهی که من آمدم .

به هرجایی پا نهادم

انگشتانم خون شدند .

تقدیرمن گردنش کج بود

و ناهمواری ام ازاین رو،

همه را حق سخن بود

جزمن که لب گشودنم گناه !

زبانم  را لاک و مهر کردم

و چشمانم سخن گفتند ،

تاکه چشمانم نیزستاندند.

کورانه شدم مادر

دیریست که دستانم

راه می روند

و با پاهایم دوش می گیرم .




۲ ـ



دستانم رانگیری هم مهم نیست

حتی اگر تنگ در آغوشت نگیرم

نه حرف های قشنگی برایم بزن

نه بخاطراین عشق ، جان بیفشان.

همین که دوستم می داری

چشمانت را که بنگرم

مرا کافیست .



۳ ـ



فروغ ِ عشق

خاموش از اهانت ،

به ایستگاهی  می خورد

با قلبی شکسته .

سخن عشق

گنگ است و خش دار

وقتی که دل وصله دارد.

صدایم می زنند آنان که مرا نمی فهمند

زخم نهان ام را مرهمی می جویی

وقتی که  خود

در درد و درمان ات مانده ای.

دستان ام  کوتاه

و عشق

در دوردست ها منتظرکه

کوتوله گی ِ قدّم را زیر بگیرد.



دسته: ترجمه | نويسنده: admin



ارسال نظر غير فعال است.

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image