برگه‌ها

 

می 2013
ش ی د س چ پ ج
« Apr    
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
25262728293031
 
No Image
خوش آمديد!
آخر شاهنامه / سیّد محمّدمهدی مدرّسی سریزدی پيوند ثابت


به نام   خداوند  و   جان   و  خرد              کز  این   برتر  اندیشه  بر  نگذرد

ملی‌گرایی افراطی همان قدر زیانبار و ویرانگر است که بی‌توجهی و بی‌مهری به فرهنگ و آداب و رسوم شایسته‌ی ملی! متأسفانه گروهی دانسته یا نا‌دانسته به نوعی ملی‌گرایی افراطی دامن می‌زنند و با طرح مطالب خلاف واقع و تفرقه برانگیز، تعصبات کور را تقویت می‌کنند؛ از جمله قسمتی از یک پیامک که اخیراً شایع شده است چنین است: … به ما آموختند بگوییم شاهنامه آخرش خوش است، چون آخر شاهنامه ایرانیان از اعراب شکست می‌خورند …!

بسیاری از مطالب ارزش بحث ندارد، اما درباره‌ی این مطلب قدری باید تأمّل نمود، زیرا این پرسش نه تنها تفرقه برانگیز است، بلکه ممکن است جوانان بسیاری را نسبت به بزرگ‌ترین اثر هنری، ادبی، تاریخی و ملی ایران کم علاقه نماید و این مخرّب و ویرانگر است.

طرح چنین پرسشی ـ آن هم در شرایطی که نیاز به همدلی و همراهی بین همه افراد جامعه و توجه به فرهنگ ملی، بیش از هر زمان احساس می‌شود ـ جای تعجب دارد. مشخّص نیست از این افراط و تفریط‌‌ها چه بهره‌ای برده می‌شود و چه نتیجه‌ای عاید می‌گردد؛ به هر حال برای بسیاری از جوانان این پرسش مطرح است که: به راستی شاهنامه چه پیامی دارد و آیا آخر شاهنامه خوش است یا غم انگیز و دردآور؟

پیش از هر چیز لازم است، حساب امامان شیعه، از روش تعصب‌آمیز و نژاد‌پرستانه اعراب اموی و عباسی جدا گردد؛ بدین منظور سخن را با کلامی از امام بزرگوار شیعیان، حضرت علی (ع) آغاز می‌نمایم که در نامه به مالک اشتر می‌فرماید: «آداب و سنن شایسته‌ای که بزرگان این مردم عمل می‌کرده‌اند و مردم با آن‌ها خو گرفته‌اند و بدین وسیله الفت اجتماعی به وجود آمده و مردم به صلح و صفا رسیده‌اند، در هم مشکن و همچنین روشی را انتخاب نکن که به سنت‌های نیک گذشته صدمه وارد نمایدکه پاداش از آن بنیانگذار آن سنت باشد و کیفر و گناه شکستن آن بر گردن تو بماند.»[۱]

نظرات[۰] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
فراخوان جایزه ی ادبی « شعر آوانگارد» پيوند ثابت

پوستر آوانگارد1

سایت ادبی «آوانگاردها» به دنبال شعری همگام با جهان معاصر و درک حضور دیگری، فراخوان شعر خود را منتشر می کند:

این فراخوان تمام گونه ها و تجربه های شعر آزاد را که گوشه چشمی به فهم امواج هنری _ ادبی و تحولات جهان پیرامون دارند، با آغوش باز می پذیرد.

از آنجا که انگیزه از این فراخوان، انتخاب شعر های برگزیده، از دیدگاه نه تنها شاعران، بلکه اساتید دیگر هنرهاست، در داوری نهایی علاوه بر شاعران مطرح، بزرگان و اساتید دیگر هنرها  نیز حضور خواهند داشت.

توجه: این داوران هیچ وابستگی، ارتباط  یا عضویتی در سایت آوانگاردها ندارند و تنها برای حمایت از شعر معاصر و در پاسخ به درخواست جمعی از جوانان شاعر، با مهرِ خود دراین نگاه نو ما را همراهی خواهند کرد.

نظرات[۰] | دسته: خبر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از پوریا میررکنی پيوند ثابت

آن گونه که من زیست شناسم به جهانا

آن گونه شناسان همه کف کرده دهانا

آن گونه ترینم ، هم از آن گونه که در باد

آشفته‏ی این همهمه‏ی جانورانا

آن گونه‏ ولی حیف که این گونه هنوزم

دنبال یکی گونه ‏ی نایاب دوانا

آن گونه‏ی نایاب که در شکل حیاتی

نظرات[۳] | دسته: شاعران یزد, شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
پذیرش بدون کنکور در مرکز آموزش علمی کاربردی فرهنگ و هنر یزد پيوند ثابت

مرکز آموزش علمی کاربردی فرهنگ و هنر واحد یک یزد، در مقطع کاردانی ناپیوسته در رشته‌های روابط عمومی ، امور فرهنگی ، عکاسی خبری ، گرافیک و نقاشی ، دانشجو می‌پذیرد.

به گزارش روابط عمومی این مرکز، زمان ثبت‌نام این رشته‌ها از تاریخ ۷/۲/۹۲ لغایت ۱۴/۲/۹۲ می‌باشد که داوطلبان می‌توانند جهت کسب اطلاعات،دریافت دفترچه و ثبت نام به سایت سازمان سنجش، به نشانی: www.sanjesh.org و یا سایت دانشگاه جامع علمی کاربردی به نشانی www.uast.ac.irمراجعه نمایند.

ضمنا علاقه‌مندان جهت کسب اطلاعات بیشتر، می‌توانند با تلفن‌های ۹۱-۸۲۱۶۷۹۰ و ۸۲۱۹۶۱۰ تماس حاصل فرمایند.


نظرات[۲] | دسته: خبر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
لاک پشت ها / کیوان اصلاح پذیر پيوند ثابت

یک

فقط لاک پشت ها
به طنین باران
گوش می دهند

دو

با لاک ها خداحافظی کنیم ؛
با سنگ ها
با فرسنگ های سنگین از تحمل آهسته ی سایه ها
با تواضع ناچار و شگفتی های سربزیر زمین
با دل های آکبند و تیرهای کمانه
با پیراهن شاخی تو
که باد را
وسوسه نمی کند ؛
تبسم کن !

نظرات[۵] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
عکس و تو / رسول عظیمی پيوند ثابت



تو نیستی و هر روز

قابِ‌عکست را نگاه می‌کنم

دستی به موهات می‌کشم،

چند تارِ مو می‌افتد روی زمین

مادر خوشحال می‌شود

و تو بی‌خیالِ قاب‌عکس

کنارم چای می‌ریزی

از داغیِ چای لبم می‌سوزد و

از خواب می‌پرم.

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از رضا کاظمی پيوند ثابت

۱


امسالْ بهار

هفت‌سینِ‌مان کامل نیست.

سیبِ سُرخِ گونه‌هات را

کم دارد!


۲


بیا به هم دروغ بگوییم!

من بگویم: بهار شده

تو باور کنی، بیایی!

نظرات[۷] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از مصطفی فخرایی پيوند ثابت

(۱)

خال لبش

لکه ای بر ماه

(۲)

پرواز سنگ و گنجشک

کدام

زودتر می افتند

(۳)

راهم را

روشن کن

ماه تاریک

(۴)

در تاریکی

گم شد

سایه اش

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
داستانک: آکاردئون‌نواز / رضا کاظمی پيوند ثابت


ساز می‌زد. آکاردئون. عصرها. توو راسته‌ی “امیرآباد”. از چهارراهِ بالا، چپِ خیابان، شروع می‌کرد می‌آمد پایین. کوچه‌ها را داخل، خارج می‌شد. کوچه‌ی یکی مانده به چهارراهِ پایین را که توو می‌رفت، خارج نمی‌شد دیگر. کوچه، بُن‌بست بود. خانه‌اَش را کسی نمی‌دانست. انگاری توو کوچه‌ی بُن‌بست آب می‌شد می‌رفت زمین. اما فرداش، دوباره سرِ چهارراهِ بالا بود. پول نمی‌گرفت، کسی هم اگر می‌داد اَخم می‌کرد بِش می‌گذشت. انگاری فقط بَرا خودش، یا بَرا کسی که فقط خودش می‌دانستْ ساز می‌زد. آهنگ‌هاش همه غم‌ْ غُصّه، آوازهاش همه هِجرانی فِراقی. می‌زد می‌خواند می‌گذشت می‌رفت. شندره‌پوش هم نبود. خوش‌پوش، خوش سر و لباس بود. چهره‌اَش هم همیشه توو هم، غمگین. دقیقْ یازده‌سال به همین سیاقْ طلوع، غروب کرد: از چهارراه بالای امیرآباد تا وسط‌های کوچه‌ی بُن‌بستِ یکی مانده به چهارراهِ پایین؛ که صدای آکاردئون‌اَش آرام آرام قطع می‌شد. مرد، بَرا مردم، بَرا کَسَبه‌ی خیابانْ شده بود راز.

نظرات[۳] | دسته: داستان | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دون کیشوت / حامد ابراهیم پور پيوند ثابت

قراربود که این دفعه جنگ را ببرد

بیاید و دل ماده پلنگ را ببرد

به خاطرش سر تیمور لنگ را ببُرد

شبانه دختر شاه فرنگ را ببرد

O

قرار بود که از چنگ شب رها بشود

به آفتاب قسم داد، گرگ و میش نرفت

قرار بود که این بار قهرمان باشد

قرار بود… ولی باز خوب پیش نرفت

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از آبا عابدین پيوند ثابت

۱ _

مرا بپوش!

به تو می آیم.


۲ _

ابر ها را هجی می کنم

که چگونه به تو مربوط می شوند!؟

این حرفها را نمی دانم…

امشب باید نیلوفر ببارد!

باید به جای رعد و برق ، ماه بزند!

من باید خیس شوم!

نظرات[۴] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
من به دنبال خانه هستم، به دنبال جایی که نیست/ سهند ستّاری پيوند ثابت

سهند ستاری


اگر بپذیریم که جامعه مدنی اصولا مکانی انتزاعی است برای مقاومت در برابر زیاده خواهی‌های سرمایه، در آن صورت شهری که با فقدان اجتماع شهری روبروست؛ ناخودآگاهانه جامعه مدنی مستقیم‌اش را پس می‌زند و به درون «خانه» باز می‌گرداند. درواقع خلق هر کلان شهری در پس تملک «خانه»‌هایی است که برای من تو به مثابه «جا»یی است برای رفتن. اکنون در پس استعمار زندگی روزمره و خلق هولناک متروپولیس، خانه برای من و تو بیگانه شده است و درحالی که چهره اطرافیان برایمان غریبه و بیگانه است مدام در تکاپوی رفتن به جایی هستیم. چیزی که اکنون بیش از پیش در متن زندگی روزمره و در پس شکاف و ترک­های شهری که از دل همهمه برسازنده دنیای مدرن بیرون می­زند مساله گون شده همانا فقدان خانه است. اما تو نه تنها باید فقدان را تجربه کنی بلکه به میانجی تصدیق همین فقدان، مرزی را ترسیم می‌کنی که گویی در ابهام تجربه مدرنیته گرفتار است. با این حال ما در مواجهه با چیزهای به معنایی که به شکل کابوس واری در گرو متن زندگی روزمره است به کل مساله مدرنیته تن داده‌ایم. “فقدان”، هم بسته مدرنیته ماست و توگویی “فقدان خانه”، جز جدایی ناپذیر شهر ماست.

نظرات[۰] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از محمّد علی نوری پيوند ثابت

در من اتوبوسی است

خسته

سرگرم ازدحام در پیاده روها

سرگرم زرق و برق نشسته بر بوتیک ها

سرگرم برانداز کردن بر آمدگی مانکن ها

اتوبوسی است ، خسته

که هر شب

از اعماق گلوش

خیابان سرفه می کند

نظرات[۳] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نارنج / جلال خسروی پيوند ثابت

زیر نارنج نشسته باشیم
من شیر
تو شعر
بنوشم
بنوشانی‌اَم
و بنوشی

دستم را بـِ . . . بــِ . . . گیر
آنی . . . ما . . . مان
روزی که دست تو نبود
زَ. . . زِمین خوردم
روزی که دست تو نباشد
زمین می‌خورَدَم

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از اعظم حسینی پيوند ثابت




۱ _

ازدختران حوایم

نه هابیل می شناسدم

نه قابیل

اماهرلحظه ای که بخواهم

درچشم های کلاغ

صحنه ی جنایت تکرار می شود

بازهم بگو:

«کسی برای خودش حرف درنمی آورد»

گوش به زنگم

که رنگین کمان درچند شوره زار

اسم شب است

و برای دیدن زنبق ها

کدام لباس مرا انتخاب می کند

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

میان بازوانم

خودت را

در آینه

به ثبت می رسانی

با دو چشم درخشان

و لب خندی که فقط مال توست

می روی

خودت را درآینه ام جا می گذاری !

چه خوب که هر روز صبح

مردی از آینه به من سلام می کند

نظرات[۳] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
باز خوانش «ترجمه سکوت»رامین یوسفی / سریا داوودی حموله پيوند ثابت

عنوان مقاله :

باز خوانش «ترجمه سکوت»رامین یوسفی

…چنین گفت های ضد روایی…

_________________________________________________________


«ترجمه سکوت»اغراق در ضد روایت هاست. وجه اخباری ،انگاره های شهودی، حس های متناقض و لحن تخاطبی در هم می آمیزند تا طرح زیر ساختی با  زمینه های ادبی،سیاسی، اجتماعی و زیست محیطی پی ریزی شود.

ساختار زبان متن متوازی روایت ها قیاسی – تقابلی است. شاعر با غرابت زبانی و روابط محسوس اشیاء و پدیده ها در پی نمودهای انتقادی است. فرآیند های حسی – حرکتی  گاه پیش شرطی به بافتار کلام است. او گزارشگر حس های درونی خویش است. با انگاره های عادتمند  و روایت های خطی به خلق  تصاویر عینی پرداخته است. در هم تنیدگی اتفاقات  و خلق تصاویر روایی  از شاخصه های این نوع شعر می باشد. در این هستی شناسی گفتمانی نوعی جنون مندی فرمیک حس می شود:

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از زهرا گنجعلی پيوند ثابت

دنباله ی این ماجرا ، دستی که می گیرم

هی خواب می بینم که توی خواب می میرم

می خواهد از من زندگی کردن بیاموزد

من که خودم هم از خودم این روزها ، سیرم

وقتی که لب وا می کند روی تنم این زخم

مثل نصیحت های تلخ مادر پیرم

نظرات[۷] | دسته: شاعران یزد, شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از وحید آقایی پيوند ثابت

چراغ های خانه

به خاموشی ام

می خندند

سقف های کاذب

خوش باوری ام را

به تمسخر می گیرند

نظرات[۳] | دسته: شاعران یزد, شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
تقصیر / بهرام اشراقی پيوند ثابت

بند اول:

- راستشو بگو ، کمک راننده گفته مى خواستید ماشینو بدزدید.

- نه به خدا، بابا از رفیقام بپرسید، رفتیم جداشون کنیم.

- رفیقاتم همدستت بودند، چهار نفرى می خواستید زورگیرى کنید.

-به خدا نه، چند بار اینو بگم،آاخه ساعت  یک شب چه وقت راه افتادن تو خیابونه که بخواهیم زورگیرى کنیم.

- از اول ماجرا را توضیح بده.

- چندبار گفتم، حتى نوشتمش.

- باز توضیح بده.

- ما که رسیدیم سر میدون، دیدم همون بى ام و که تو اتوبان لایى می کشید و آینه اش به آینه ماشین ما هم گرفته بود زده به ماشین بنز، انگار چیزیش هم نشده بود، دو نفر بدو از بنز پیاده شدند، هر دو تا هیکلى، راننده بى ام و هم پیاده شد که اینها ناغافل  یقه اش رو گرفتند و شروع به فحش دادن کردند، من و رفیقهام پیاده شدیم که بریم جداشون کنیم که یکیشون بى هوا شروع کرد فحش دادن و اون یکى بدو رفت قمه از ماشین دراورد و زد رو دست حسین، بالا تا پایینش جر خورد، ما هم فرار کردیم طرف ماشین، باقی ماجرا را من ندیدم به خدا…

نظرات[۰] | دسته: داستان | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از مسلم دهقانی پيوند ثابت

تشنه نیستم ،گرسنه نیستم، خسته نیستم        فقط می دانم :

با کفش های کهنه ای که سنگفرش پیاده روها را گز می‏کند هر روز

سی و …

هر لحظه

چند ساله می‏شوم

بی هیچ تعریفی از خویش ،  از کفش هایی که هرروز مرا می‏ برند و  می آورند

و اینکه خیابان ها هم می‏گریزند از من ، مثل همین کلمات که از ذهنم فرار می‏کنند مدام

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چکیده ای در: مدرنیسم ادبی / محمود طیّب پيوند ثابت

چکیده:


پس از اشباعِ غزل نو، آگاهانه یا ناآگاهانه قالب غزل و سبک سرودن و به ویژه مفهوم و مضمون غزل از حالت آرمانی آن آرام‌آرام خارج شد و گروهی از شاعران که بیش­تر شاعران تحصیل کرده، دارای بینش ادبی و دارای دیدگاهی « فرانو » بوده اند در همان مسیر سالمِ غزل به پیاده کردن ذهنیّت فرانوِ خود در عرصه‌ی غزل پرداختند.

جریان مدرنیزم که حاصل بیش از یک سده دگرگونی در علوم انسانی، فیزیک، فلسفه، ‌تکنولوژی، اقتصاد،‌ تولید،‌ مصرف، هنر،‌ معماری،‌ ادبیات و هنر در غربِ سده‌ی بیستم بود به سرعت به دیگر فرهنگ‌ها و کشورها نیز راه یافت و به دگرگونیِ همین حوزه ها در تمام کشورهای جهان دست زد.

در ایران، از آغاز سده‌ی سیزدهم شاهد ورود و گسترش عناصر مدرنیزم به گستره‌ی علم و فرهنگ و تا اندازه‌ای تکنولوژی و اقتصاد هستیم. از دوره‌ی رضاخان،‌ مدرنیزم به طور رسمی از حوزه‌ی اقتصاد و تکنولوژی آغاز به کار کرد و در آغاز سده‌ی چهاردهم با گسترش فنّ ترجمه، شاعران و نویسندگان زیر تأثیر اندیشه‌های غربی، اندیشه‌های مدرن را به حوزه‌های علوم انسانی، ‌ادبیات و هنر نیز وارد کردند.

از آغاز دهه‌ی پنجاه، غزل فارسی با اوج‌گرفتن و حرکت به سمت رسیدن به وضعیتی «فرانو»، همگام با جریان‌های آزادِ نیمایی و سپید، اندیشه‌های متفاوتی با گرایش به مدرنیزم را به بستر خود راه داد و «مدرنیزمِ ادبی» از آغاز دهه‌ی هفتاد به عنوان جریانی رسمیّت‌یافته در ادبیات و شعر ایران اعلام حضور کرد.

مهم‌ترین عناصر تعیین‌کننده‌ی مدرنیسم در غزل، به ترتیب، مفهوم و نوع پردازش آن، ساختار(شکلی و زبانی) و سپس انتخاب واژگان هدفمند( ِشعری) است. در این مقاله به شرح این موارد پرداخته شده است و سیر کلی مدرنیسم از زمینه­ها تا پیدایی و گسترش آن و سپس ناهنجاری‌هایی که در بستر آن پیش آمد مورد بررسی قرار گرفته شده است.

واژگان کلیدی: مدرنیسم، غزل امروز، زمینه ها، ویژگی ها، آسیب شناسی، نمونه ها.

نظرات[۰] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
بافتارِ شعرِ «پنهان در سکوت بلوط» وحید کیانی / سریا داودی حموله پيوند ثابت

عنوان مقاله :

بافتارِ شعرِ «پنهان در سکوت بلوط» وحید کیانی

…نیستندگی های محسوس…


___________________________________________________


شعرهای کوتاه وحید کیانی کشف زبان تصویر است.تقابل های افتراقی ـ اقترانی، سویه های کلامی  ـ شنیداری،  موتیف های نوستالژیک  ـ تراژیک، بافت های تعقیدی  ـ روایتی…از گزینه های برجسته ی شعر اوست.

اصلی ترین مولفه ی «پنهان در سکوت بلوط» تصویر است؛کیانی به  تکثر گرایی  معنایی دست یافته است.او به دور از مشابه نویسی های رایج  با نوعی رفتآمد زمانی ـ  مکانی راه واحد زبان- تصویر را به ثبت رسانده است. عینیتی که از ذهنیت شاعر مادیات گرفته و با انگاره های غیرمتعارف انتظام یافته است.شعرها بین دو جهان عین و ذهن معلق اند، مسیر ذهنی شاعر ستیزگی پنهان پیرامون هستی ـ نیستی  است:

ـ هر کسی/ سه نفر است/یا آدم/یا حوا/یا است! ص۱۷

کیانی با لحن تخاطبی روایتگر جهان«هست ـ نیست» است؛ در محوریت سوبژه(فاعل شناسا)به کشف ابژه ها(موضوع)می پردازد. شعر دارای ساختار معنایی ساده، ولی ابعاد پیچیده ای دارد.اگر شعر به این ترتیب نوشته می شد {هر کسی/ سه نفر است/یا آدم/یا حوا/یا …! }می توانست تاویل بیشتری را در ذهن ایجاد کند و در تعلیق خوانش های متفاوتی به ذهن مخاطب خطور می کرد.شعری که  بازی هایی بین (هست ـ است) ایجاد می کند و در تعارض با  ذهن- عین می باشد؛با همان ترجیع بند پنهان که بر ساختار معنایی استوار است.البته (یا…!) تاویل پذیر تر بود؛ حتی اگر به جای(یا است) (یا هست)می نشست قابل تامل تر بود؛ زیرا تعارض وجود و هستی را برجسته تر به نمایش می گذاشت.

این شعرتحلیل ساختارگرایانه ای دارد.تصویر های متعددی که قابل تامل اند. هست های پنهان مهم تر از است های زایشی است.حلول و استحاله، توازی های رازآمیز  و تنیدگی ها در تعارض با جهان هستی است:

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نقد یا نق / دکتر بیژن باران پيوند ثابت


دریغا، ما که خواستیم، زمین را برای مهربانی آماده کنیم، خود نتوانستیم مهربان باشیم. اما شما وقتی به روزی رسیدید که انسان یاور انسان بود، در بارهٔ ما با رأفت داوری کنید! برتولت برشت در پاسخ به مک کارتی، سنای آمریکا اُکتُبر ۱۹۴۷

در جامعه ى گذاری انتقاد منصفانه و دقیق پویایى هنر را شتاب می بخشد. ولی فرهنگ انتقاد با آزادی و مسئولیت فردی آغاز می شود؛ یعنی فرد در تغییر باید تحمل انتقاد خود را افزایش دهد. این دنباله آموزش مدرسه ای است تا انتقاد همچون دروس تازه با لحن خردگرا مستقل از عاطفه جابیافتد.

نقد روش تحلیل نظامند گفتمان نوشتاری یا شفاهی می باشد. نظر در باره یک هنرمند یا اثر هنری می تواند چند لحن داشته باشد: باتعصب، مغرضانه، مداحی، نان بهم قرض دادن. نقد بیان خواست تغییر وضع موجود بنا به اصول جهانشمول، تبیین شگردهای نوین در اثر، قیاس مولف/ اثر با معاصران و گذشتگان باشد. نقد می تواند در باره امور مختلف باشد: سیاسی، ادبی، هنری، ورزشی، فرهنگی، اجتماعی.

نق بیان کردن نظرات منفی از گلایه تا فحاشی در باره موضوعی است. نق نظر دادن است که یک هنرمند با اقتدار هنری ولی خارج از تخصص نقد یا حیطه های خارج از مهارت خود در باره دیگران نظر می دهد. علل نق بَرخوردن، عصبانیت، رنجیدگی، غیض، تعصب، اغراض، سوء تفاهم، جریحه دار شدن غرور، رقابت، حسادت، افسردگی، وسواس، پرخاشگری، قلدری می توانند باشند؛بنابراین نقد از اصول عینی و نق از عواطف فردی پیروی می کنند.

نظرات[۰] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از حمیدرضا اکبری شروه پيوند ثابت

یک ـ مال کنون

فتح می کنم

همین انار مکیده .

شعر م می شود / چکیده بر سقف دهانم !

من رویش می ریزم تاشبم ماه نمی خواهد

این برنو مال کنون * هم   فاتح  است

حالا چراغ روشن کنید

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از فریبا حیدر زاده پيوند ثابت


ـ یک


“دلا بسوز که سوز تو کارها بکند”
دروغ گفته! کسی نیست یاد ما بکند…

میان این همه انسان که خسته ی دردند،
چگونه ناله ی من “رفع صد بلا بکند” ؟

خدا کجاست؟همین جا که سخت تنهاییم؟
نمی شود گره از کار خلق وا بکند؟

نظرات[۹] | دسته: شاعران یزد, شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از سارا علیمردانی پيوند ثابت

منتظر نوازش پتک بعد نمی مانی

چه کوله بار هراسیده ای

شانه های شکسته ات را به دوش می کشد!

راه که می افتی

خاطره ی خلوت کردن ها را

خط می زنی

نظرات[۵] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
مرگ یک شاعر (برای ویکتور خارا) ، سام محمودی پيوند ثابت

مردی که هر شب سایه اش را دار می زد


هی پشت دیوار سکوتم، غار می زد


هر شب حدود ساعت یک، در باز می شد


خونی شتک بر سایه ی دیوار می زد

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از امیر سنجوری پيوند ثابت

چیزها عکس هم شروع شدند
گفتن از ما، نگفتنِ ما شد
ما به جای هم عاشقی کردیم
مشکل از ما نبود، اما شد

عاشقی می کنیم و با حسرت
چیزها را به سُخره می گیریم
در گلوها به شعری و به دمی
زندگی می کنیم و می میریم

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نگاهی به مجموعه”ابر بزرگ” اثرحسین شکر بیگی/ علیرضانوری پيوند ثابت

عنوان مقاله :

گوش بچسبان به سینه ام  و بگو اسب ها…

نگاهی به مجموعه “  ابر بزرگ “، اثر حسین شکر بیگی

___________________________________

امتیاز بزرگ ” ابر بزرگ ” زندگی و زنده بودن و دغدغه های واقعی زندگی و ذهن انسان است؛ انسانی در پشت پنجره آپارتمانی در سوئیس یا در آفتاب سوزان شاخ آفریقا؛ انسانی که همواره در رضایتی گاه کامل میل به تکنولوژی دارد،اما نمی خواهد گذشته و هویت تاریخی خود را وا بگذارد وهمین انسان است که گاهی دلتنگ گذشته سرشار از طبیعت و اجتماع  خود می شود و ناخود آگاه بر پیشرفت و تکنولوژی می تازد؛ تکنولوژی که در کنار آسایش، تنهایی را هم برای انسان امروزی به ارمغان آورده است.

کسی که بر ماه فرود آمد

نمی دانست

هزاران رویا را

ویران می کند

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از لیلا رنجبران پيوند ثابت



شب همین جاست!
لا به لای دار گیسوانم
باعطر سکر آور مهتابی بی تاب
در موج سیاه آویخته بر شانه های تنهایی ام
شب همین جاست!
در آخرین ایستگاه هم آغوشی ماه و برکه …

نظرات[۷] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
هیچ / مهتاب کرانشه پيوند ثابت


وقت می میرد

وقت جوانمرگ هوا می شود

وقت از ما سر می رود

ومن با بارهایی که اضافه بود

با قدم هایی که برنداشت

با حرفی که از زبان نریخت

و مِن مِن های غریبه ی شما…

_ حالاهی بگو من کی ام، کجاهام!

این که هواهای دوُر و بر به سرم بزنند

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از عبّاس سلیمی آنگیل پيوند ثابت

به جسد دختر بچه­ای که در مهرماه ۱۳۸۹ در کوچه­ی درویش­های خیابان مولوی، برهنه رها شده بود


_____________________________________________


سرزمین نازک­دلان نیست این جا

کسی با پخ کردن من جا نمی­خورد

انسان حق به جانبی نمانده است تا گریبانش بگیرم

هر مردی که از حوالی من می­گذرد دستی در خون تو دارد

هر سماوری که می­جوشد

از واپسین ناله­ات گزارشی می­دهد

دوشیزه­ترینِ خیابان­های مولوی

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از امیر مرادی راد پيوند ثابت

کاش من یک روزکوچـک  می شدم

بافراغ بال کـــــــــــــودک می شدم

می نشستم بـــــــاز هم در نیمکتی

درکناردوســـــــتانم انــــــــدکی

می سپردم گـــــــوش بر آمــوزگار

شعرهای خوب پاییز وبــــــــهار

آب را بابا چه خوش می کـــرد نوش

می سرود آموزگارپند ســــــــروش

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سی امین نشست عصر روشن پيوند ثابت

عنوان خبر :

درنخستین نشست خارجی عصرروشن بررسی شد:نسبت دین و ادبیات فارسی

____________________________________
سی امین نشست عصر روشن در حالی در یکی از شهرهای زیارتی عربستان سعودی برگزار شد که موضوع « نسبت دین و ادبیات فارسی» در آن به بحث و بررسی گذاشته شد.
در ابتدای این نشست که شامگاه روز پنجشنبه ۱۸ آبان ۹۱ در هتل قصرالدخیل شهر مدینه برگزار شد، علیرضا بهرامی – دبیر سلسله نشست های فرهنگی عصر روشن – با اشاره به نحوه برگزاری این نشست ها در ۳۰ ماه گذشته گفت: از ابتدای شگل گیری نشست ها تصمیم بر آن بود که پس از مدتی، برخی از نشست ها را در شهرها و استان های دیگر نیز برگزار کنیم. صحبت هایی هم درباره ی برگزاری نشست در برخی شهرها و استان های نزدیک تهران شده بود. همچنین صحبت هایی با برخی شاعران مقیم و برخی انجمن های مرتبط با افغانستان و تاجیکستان هم داشتیم تا نشست هایی با حضور شاعران و نویسندگانی از این کشورها داشته باشیم و شاید مقدمه ای باشد بر برگزاری نشست هایی مشترک در این کشورها، اما تقدیر این گونه رقم خورد که نخستین نشست خارجی و اساسا نخستین نشست خارج از تهرانمان در شهر مدینه و در ایام برگزاری مناسک حج باشد که بسیاری از ایرانیان هم در این شهر و شهر مکه حضور می یابند.

نظرات[۰] | دسته: خبر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از سودابه مهیجی پيوند ثابت


حتی اگر خواستی با دوچرخه بیا

تا قدیمت را ببینم

نه اینکه امروز به تو نیاید

اما اگر تلفن همراه نبود

چطور عاشقم می شدی؟

با پیراهن چه رنگی؟

از قدیم بیا به خانه مان

از آن روزها که ما آسانسور نداشتیم

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از یاسمن بهار پيوند ثابت


۱ _

از هر کجای جهان که ایستاده ای برگرد

من و تو به توازن نمی رسیم

مگر در آغوشت!

نظرات[۴] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
Page 1 of 141234510...Last »

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image