| شعری از محمّد صادق ملکیان |
|

آسمان می بارد
چترم را فروخته ام
و تاوان خوش خیالی هایم را داده ام
بی پروا به خیابان زده ام
امّانمی شوم…
دیگر
خیس نمی شوم.
نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| دو شعر از پویا اسفرجانی |
|
۱ ـ
دنیای با احساس شاعروار ، تکراری ست
چیزی شبیه عشق و هجر یار ، تکراری ست
بگذار ، تا شیطان درونت غوطه ور گردد
این فردِ با ایمانِ خوش کردار ، تکراری ست
یک دم بمان همراه این گیتار برقی ها
دیگر صدای دلنشینِ تار ، تکراری ست
نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| سه غزل از سیّداکبر سلیمانی |
|

دیگـــر برای با تو نشستن، مـــجال نیست
با این هـــجوم درد، امید وصــــال، نیست
هر چند عــــاشقانه تو را، فکر می کــــنم
شوقی برای شاعـــری و شعــر و فال، نیست !
می خواستم که از تو بگویم ولی چه حیف
در قلب سرشکسته ی من شور و حال، نیست
نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| شعری از امیرآشوری |
|
شماره ۱
تهران
ابتدای دهه ی چهل
عشق بازی در کوچه های لاله زار
و من که هنوز در شکم مادر هم جا نگرفته بودم
شماره ۲
زنی پسرش را شیر می دهد تا به جنگ نرود
نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| غزلی از امیر سنجوری |
|

در عقل رودخانه چه پنهان بود , در ذهن بی تکلفی ماهی ها
در روحِ سایه روشنِ این جنگل, بین سپید ها و سیاهی ها
در خشم کودکانه ی آدم ها , پشتِ درنگ های ترافیکی
تصمیم عاقلانه ی حیوانات در انتخاب ها و دوراهی ها
نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| شعری از سجّاد خزایی |
|
وقتی
که هیچ نگاهی را
پنجره ایی سبز نمی کند
و در آرمانی
که شهرش غریبه می زاید
نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| پسر بابونه ها : فاطمه محسن زاده/ دکلمه : رضا پیر بادیان |
|
|
نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| چند شعر از نادر ختایی |
|

۱ ـ
چون بار اضافه ای بروی بدنیم
ویران شده ایم و در پی ساختنیم
ما شانس نداریم ، خدا می داند …
باید که برای مرگ هم جان بکنیم
۲ ـ
خودت را صرف فعل ماندنم کن
تنت را بستر جان کندنم کن
نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| گزارش نشست بیست و چهارم عصر روشن |
|
بیستوچهارمین نشست «عصر روشن» در حالی برگزار شد که منتقدان و نویسندگان حاضر در آن به بحث دربارهی آثار یعقوب یادعلی پرداختند؛ نویسندهای که در آغاز دههی ۸۰ با دو کتاب خود چهار جایزهی ادبی، ازجمله دو دوره جایزهی گلشیری را به خود اختصاص داد اما اکنون بیش از هفت سال است که فعالیت ادبی ندارد.
علیرضا بهرامی دبیر نشستهای “عصر روشن” با اشاره به دوسالگی سلسله نشستهای فرهنگی عصر روشن، به مرور اجمالی بر این نشستها پرداخت و در توضیحی دربارهی یعقوب یادعالی گفت: یعقوب یادعلی با آثارش در اوایل دهه ۸۰ نوید یک نویسنده مستعد را میداد که در ادامه آثار پربارتری را عرضه کند.
نظرات[۰] | دسته: خبر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| چینوا آچه به : صلح داخلی / ترجمه:علیرضا قدیری |
|
جاناتان آیوگبو خودش را بی اندازه خوش شانس تلقی میکرد. در آن روزهای تار و مبهم پس از صلح مد شده بود دوستان قدیمی هنگام احوالپرسی به هم بگویند “زنده ماندن مبارک”. معنای این جمله برای او بیش از یک تبریک ساده بود و تا عمق وجودش نفوذ میکرد. او با پنج چیز گرانبها روزهای سخت جنگ را پشت سر گذاشته بود: سلامتی خودش، همسرش ماریا، و سه تا از چهار فرزندشان. او همچنین هنوز دوچرخهاش را هم داشت که این نیز خود معجزه بود، اما با این وجود با سلامتی پنج انسان قابل مقایسه نبود.
نظرات[۰] | دسته: ترجمه, ویژه نامه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| تحلیلی سیاسی،اجتماعی بررمان/ مجتبی دهقان |
|

عنوان مقاله :
تحلیلی سیاسی ـ اجتماعی بر رمان
« نیمه یک خورشید طلایی»
اثر چیماندا ناکوزی آدیشی
________________________________
شاید این جمله فمنیستهای دهه هفتادکه هر چیز شخصی سیاسی است، هنوز مصداق کاملی از ماست. زندگی هر انسان وابسته به انسانهای دیگر است و این وابستگی چه از لحاظ اجتماعی و چه روانی مبرهن است. این وابستگی فراتر از مرزهای قومی قبیلهای، جنسیتی و حتی دینی است. آنچه این وابستگی را تشدید میکند ؛ حضور اجتماعی انسان ها در کنار هم است؛اجـــتماعاتی که آنها نیز در کنار هم کلیت بشری را معنا میبخشند. و این کلیت «وضع بشری» را میســـــازد. وضعیتی که دلالت بر زندگی بشـــــــری دارد. هانا آرنت[۱] تعریفی اینچنین از وضع بشر دارد:«وضعیتی قابل شناخت مشتمل بر تواناییهایی که انسانها با هم پرودهاند که در مقابل «طبیعت بشری»۲ قرار میگیرد. این تعریف نشان میدهد وضع بشری مفهومیست که توسط خود انسانها به وجود آمده است.
نظرات[۰] | دسته: مقاله, ویژه نامه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| نیجریه تحلیل رفته از جنگهای داخلی/ علیرضا قدیری |
|
نیجریه کشوری است که از لحاظ شاخص توسعه بشری، در میان ۱۶۰ کشور جهان در رتبة ۱۲۹ قرار دارد.کشوری که یکی از بزرگترین کشورهای افریقا به حساب میآید و از لحاظ جمعیت نیز پر جمعیتترین آنهاست و از لحاظ قومی نیز متنوع ترین این کشورها به شمار میرود. تنوعات قومی و نژادی به معنای واقعی آن در این کشور وجود دارد؛ چرا که در این کشور بالغ بر ۲۵۰ گروه قومی تمرکز یافتهاند.
از جمله مهمترین و بزرگترین تنوعات قومی کشور نیجریه می توان به سه قومYoruba ، Ibo و HausaِFulaniدر شمال کشور اشاره نمود.
نظرات[۰] | دسته: مقاله, ویژه نامه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| راویتی زنانه و جهانی شده از بومیت / مهناز مرتضوی |
|

عنوان مقاله :
راویتی زنانه و جهانی شده از بومیت
نقدی بر مجموعه داستان کوتاههای چیماندا ناکوزی آدیشی
چیزی که دور گردنت حلقه می زند
_________________________________
نویسندگان جوان شرق در ادبیات آمریکا غوغا به پا کردهاند؛ جامپا لاهیری هندی تبار، یییونلی چینی، دانـــیلمعـی الدین پاکستانی، و حالا نوبت چیماندا آدیشی نیجریهای است. تمام این اسامی با خود، فرهنگ بومی را به زبانی جهانی شده معرفی کردند که قبل از آن کمتر مورد توجه بوده و همیشه در حاشیه فرهنگ غربی میزیسته و اثر ادبی تولید میکرده است. نام او در کنار نویسندگان چون: نادین گوردمیر، نجیب محفوظ، طاهربن جلون، لیلا الاعلمی، وله سوئینکا و آچهبه و… نماینده دیدگاهی است که قصد دارد به جای آنکه شاهد آفریقای در معرض قضاوت باشند، قضاوتگرانه فضای جامعه شناختی و ادبی غربی را مورد تردید قرار داده و با ریشههای فرهنگی خود به مرکزیت بی چون چرای ادبی آنان پایان دهــند و درد و رنجهای خـــود را در به قول هنری جـــــیمز نگویند، بلکه نشان بدهند. جوانانی چون آدیشی در آمریکایی دست به خلق آثار ادبی تحسین برانگیز زدهاند که خود از مهمترین قطبهای داستان کوتاه و رمان جهان به حساب میآید. از هاثورن و آلنپو گرفته تا چیور، کارور و اوتس. این گنجینه مهم ادبی به کمک بومیت در حال فراموشی کشورهای حاشیه شده جهان و نمـــایندگان مهاجر آن آمد و توانست در بستاری قوی از زبان و تکنیک به منحصه ظهور برسد. همچنین مهاجرپذیر آمریکا امکان روانی مناسبی شد که بومیتهای مختلف مهاجرین به آن از همان ابتدا در آن مجال عرضه داشــته باشند. آدیــشی قوت ساختاری و تکنیکی داستانی امریکا را در خود بومی کرده است. ساختاری که عناصر زاید و تزئینی روایتی در آن دیده نمیشود و همچنین منتقدانه نسبت به جامعه خود رفتار میکند. به طور مثال اگر ریموند کارور منتقد زندگی اجتماعی کل مردم آمریکاست، جان چیور زندگی مسیحیان آمریکایی را به شکلی زیر لایهای و نه شعاری به باد انتقاد میگیرد و چهرههایی چون فلیپ راث و برنارد مالامودهمین الگو را درباره یهودیان آمریکا پیاده میکنند. این خود انتقادی نیز در آثار آدیشی وجود دارد.
نظرات[۰] | دسته: مقاله, ویژه نامه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| خوشوقتیم خانم آدیشی/ سعیده امامی |
|

چیماندا ناکوزی آدیشی در پانزده سپتامبر ۱۹۷۷ در اینوگو نیجریه به دنیا آمد. درخــانه چینوآآچهبه نویسنده نامدار نیجریهای بزرگ شد، تحصیلات دبیرستانیاش را در دبیرسـتان وابسته به دانشگاه به پایان رساند و چــندین جایزهی علمی برد. وی از دانشگاه درکسل فیلادلفیا بورس دو سالهای گرفت و پس از آن برای تحصیلات تکمیلی به دانشگاه دولتی ایسترن کانکتیاک رفت تا در رشته علوم سیاسی و ارتباطات درس بخواند. بعد از پایان تحصیلات به کلاس درس نویسندگی خلاق دانشگاه جونز هاپکینز رفت. در زمان تحصیلش در این دانشگاه به نوشتن رمان “ختمی ارغوانی” مشغول بود که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد. کتابی درباره آفریقاییهای طبقه متوسط که با استقبال ویژهای هم روبرو شد. در سال ۲۰۰۴ در فهرست نهایی جایزه اورنج قرار گرفت و جایزه کشورهای مشترک المنافع را برای نخستین کتاب برتر سال ۲۰۰۵ از آن خود کرد.
نظرات[۰] | دسته: مقاله, ویژه نامه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| اطلاعیه مؤسّسه ی ادبی یادداشت نو |
|
دبیر مؤ سّسه ی ” یادداشت نو ” از نقد کتاب ” رابعه رباعی باران ” ،
اثر خانم بقایی اردکانی، باحضور شاعر توانمند ، جلیل صفر بیگی ، در یزد خبر داد .
وی برنامه های مؤسّسه را درنشست سی وششم ادبی یادداشت نو
به شرح ذیل اعلام کرد:
چهارشنبه، ۹۱/۱/۳۰ ،ساعت ۱۷ ـ ۲۰ نقد کتاب رابعه رباعی باران با حضور
جلیل صفر بیگی ـ دکتر پویان ـ علیرضا قدیریان
پنج شنبه ،۹۱/۱/۳۱ ، ساعت ۹ ـ ۱۲ صبح کارگاه شعر با حضور جلیل صفر بیگی
پنج شنبه ،۹۱/۱/۳۱ ،ساعت ۱۷ ـ ۲۰ نشست سی و ششم ، شعر خوانی
یادداشت نو با حضورشاعران استان و جلیل صفر بیگی
مکان:یزد بلوار دانشجو ، سه راه تعاون، مجتمع فرهنگی امام علی.۶۲۶۵۳۹۱-۰۳۵۱
با همکاری حوزه هنری یزد
نظرات[۰] | دسته: خبر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| وضعیت نابسامان ترانه سرایی در ایران / سالار عبدی |
|

شعر و موسیقی ، ترکیب شعر با موسیقی ، خواننده محوری بودن موسیقی ایران و … این قبیل مسائل بیش از هر چیز به یک اصل ساری و جاری در موسیقی ما مربوط می شود و آن اصل چیزی نیست جز عقب افتادن و جا ماندن هنر موسیقی از سایر هنرها در طول دهه های اخیرکه همواره کلام و شعر را برای رفع این نقیصه ، دوشادوش موسیقی جولان داده است!خوب می دانید که موسیقی غربی از بسیاری از لحاظ ها ، با موسیقی ما متفاوت است و در یک کلام در تکنیک و فن هنری ، چنان گوی سبقتی از موسیقی ما ربوده است که موسیقی تک صدایی ما را توان و قوّۀ رسیدن و همراهی کردن با این موسیقی پولی فونیک چند محوری نبوده و نیست!
نظرات[۰] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| شعری از سارا علیمردانی |
|
جمعه ی پیر
تصویر غروب ˏ بی رمق
بودن ˏ ناگزیرم را
به دیوار اتاق ˏدلبستگی های زنانه ام مته می کند.
از سقف خانه بی کسی چکه می کند.
تلنگر عشق
رو زه ˏ ناکوک زمان
شمارش معکوس مهلت است.
نظرات[۴] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| دو شعر از فاطمه محسن زاده |
|

۱
تصویرت افتاده ته فنجان
شبیه تو نیست
فالگیر می گوید :
این مردته
عزیزت داره
فنجان را نگه داشته ام
نظرات[۵] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| رحمت ابلیس و خاصیت طبیعت مدرن!/فاطمه علی عسگری |
|
![IMG_1368[1] (1)](http://www.matneno.com/wp-content/uploads/IMG_13681-11.jpg)
طبق پیش بینی ها در سال ۲۱۰۰ بزرگ ترین خشک سالی در جهان اتفاق خواهد افتاد که با آب شدن یخچال ها و طوفان های وحشنتناک خیلی از شهر ها زیر آب مدفون خواهند شد! به علت آزاد شدن بیش از اندازه کربن زمین بیش از اندازه گرم شده است و انفجارهای وحشتناکی از این فرایند رخ می دهد؛چنانچه گزارش شده است که به علت نشت کربن در سال ۱۹۸۶ در دکامرون، ۱۸۰۰ نفر به صورت مرگ خاموش کشته شدند!
نظرات[۱] | دسته: حرفی از آن هزاران | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| غزلی از کامران قائم مقامی |
|

بار دیگر هم، قطاری سمت گیلان می رود
ریل دوزخ در مسیرش تا زمستان می رود
در سکانسِ کوپه از فیلمِ عجیبِ « انتقام! »
اضطرابی بعدِ کاتِ کارگردان می رود
نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| دو اپیزود زخم / حامد ابراهیم پور |
|

یک ) اودیسه :
به جستجوی تن روشنت ، به کشف تن ات
به احتمال حضورت ، به دوست داشتن ات
به زندگی – هرجایی که خانه مان جا شد-
به دوست داشتن ات-هرکجای دنیا شد-
به زندگی در دنیای بی خزان، بی ظلم
به دوست داشتن ات در بهار استکهلم
به عاشق تو شدن درهزار سمت جهان
به دوست داشتن ات در مونیخ ، درتهران
نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| شعری از ناهید عرجونی |
|

نگاه کن انگار با گلوله به دنیا آمده باشم
انگار تمام سالهای کودکی ام
مرا نشانده باشند
پای مشقی ها
ومشق های نا نوشته ام را جیغ کشیده باشد معلّم پیر
هنوز بین مرگ وزندگی مردّدم
ودستهایم
به پنجه های رهایی نمی رسد
نظرات[۴] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| به یاد ویسلاوا شیمبورسکا / ایونا نویسکا * |
|
- عنوان :
کاش دستکم، بشود چهارشنبهای را از پیش تمرین کرد
- ___________________________________
آیا اگر ویسلاوا شیمبورسکا امکان انتخابی داشت، دلش میخواست چهارشنبه اول فوریه ۲۰۱۲ را از پیش تمرین کند؟ در این روزی که مساوی است با ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ این شاعر لهستانی ۸۸ساله برای همیشه چشم از جهان متخیر معجزات بست. آیا اگر این قدرت را داشت بعد از این تمرین، سرنوشت خود را عوض میکرد؟ زندگی اندک طولانیتری را میگزید؟ لااقل تا زمان چاپ دفتر شعر جدیدش که همانطور که شیمبورسکا به شوخی میگفت، عنوانش احتمالا «بس» خواهد بود؟ اما چنان که او در شعر تاثیرگذارش «زندگی فیالبداهه» گفت، «واژگان و حرکات غیرقابل پس گرفتن (…) و هر کاری که میکنم / برای همیشه به کاری که کردهام بدل میشود…»
بستن چشم تا ابد هم همینطور.
امید است برای خود شیمبورسکا این روز چهارشنبه، آخرین روز فیالبداههنوازیاش بر نطع وجود، نسبتا راحت گذشته باشد چون او در خواب و در خانه خویش درگذشت.
میمانیم ما، اما.
نظرات[۱] | دسته: ترجمه, مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| ترس از آشتی مقتول با قاضی / سهند ستّاری |
|

هیچ چیز درمانده تر از حقیقتی نیست که همان طور بیان شود که به ذهن خطور کرده است. اینگونه نوشتن حتی به یک عکس بد هم نمی ماند – والتر بنیامین
آنچه که انسان امروزی را از تجربه ی قدرت مبسوط یک واقعیت بهنجار تا همبودگی بدیل نظریات، همراهی کرده دیالکتیکی تفریقی از جنس محکمه های سه گانه کامو بوده است : قاتل، مقتول، قاضی. و مسلما دغدغه فیلسوفان و متفکرین معاصر در پذیرش بحران تکوین آگاهی، رسالت راستینی بر فعلیت کار عقلی آنها تزریق کرده که متاسفانه اغلب در خوانشی اسکولاستیکی و با حضور بهره جویانی از سنت سرکوبگر، انطباعات جاری به نزاعی مغموم میان فلسفه و زندگی عادی بدل شده است.
نظرات[۰] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| برادران، بیایید شامگاه آزادی را بستاییم / شاپوراحمدی |
|

ترجمه ی شعری از اسیپ امیلیویچ ماندلشتام
برادران، بیایید شامگاه آزادی را بستاییم-
سال بزرگ و ظلمانی را.
درون آبهای جوشان شب
بیشههای سنگین دامها ناپیدا میشوند.
۵آی خورشید، دادرس، مردم، روشناییات
بر فراز سالهای تیرهوتار بر میآید.
نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| سه شعر از سردار شمس آوری |
|

۱ ـ
هنوز آرشه ات شور می زند
…
خانه سازت را دوست داشت
و لحظه های کش دارت را
میان سیم های انگشت زده
و تنهایی پدر
که ساکت ماند
لا به لای پیرهنش .
نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| سه شعر از رضا رضایی |
|

۱ ـ
اگر مارا به خود می گذاشتند
شاید،
به پای بوس عشق
زیباترین سرودها را سروده بودیم
آری اگر مارا آسوده می کردند
شاید به جای کینه و دشنام بی دلیل
به دوست هدیه می دادیم
نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| ناگفته های جبرئیل / احمد بیرانوند |
|

احمد بیرانوند از چاپ کتاب منثور « ناگفتههای جبرئیل » از سوی یک ناشر سوئدی خبر داد و گفت: این کتاب برای چاپ در ایران هم تحویل انتشارات روزگار شده است.
این پژوهشگر عرصه ی ادبیات در تماسی با خبرگزاری مهر، ضمن اعلام این خبر گفت: کتاب ناگفتههای جبرئیل شامل ۳۰ نثر مدرن است که با وام گرفتن از سیمرغ عطار، هر متن نام خاص خود را دارد.
نظرات[۰] | دسته: خبر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| دو شعر از پرهام سرکشیکی |
|

از اصل خویش
دور مانده ایم
و خواب نیز
حرام گشته بر چشمانمان
چون آن گربه ای که
نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| نقطه ، سر خط / حسین مقدّس |
|

همین یک کار دیگر مانده بود. قرار شد اول با رعنا برویم سراغ پدر که سر راه بود، بعد برویم پیش سهراب. صبح علی الّطلوع زدیم راه تا به ترافیک و زنهای چادری برخورد نکنیم. رعنا هنوز پدر را ندیده بود. باید او را باهاش آشنا میکردم.
توی راه بهش گفتم: میدانی، او همیشهی خدا زیر یک درخت نشسته و کتاب میخواند. لحظهای را تصور کن که کتابش را وارونه گذاشته روی زمین کنار دستش و دارد به دور دستها نگاه میکند. مست آخرین صفحهای است که خوانده. من روی همین اساس خیلی مزاحمش نمیشوم. روحیهاش دستم است. بیشتر دوست دارد تنها باشد.
نظرات[۰] | دسته: داستان | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| دو شعر از بهرنگ قاسمی |
|

۱ ـ
در خانه ی ما
هر کسی چیزی کم داشت!
پدرِ مرحومم خنده،
خواهرم سیما جهاز،
من کیف و کفش و بیچاره مادرم
“خون”
رفتیم دکتر
گفتند که پسته خوب هست…!
نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| رخداد سیاهکل و حق شورش / سام محمودی |
|

هرچند رخداد سیاهکل به اعتباری برآیند جدال شرق و غرب در عرصه جهانی دو قطبی بود؛ جهانی درگیر جنگ سرد اما نباید از خاطر دور داشت که این واقعه در دل خود خطرخیزی مبارزات مسالمت آمیز و تحمیل خطر به رژیم استبدادی را به زیر سوال می برد و یادآور زبان نفهمی استبداد شاهنشاهی بود که هیچ گونه سلامت گفتمانی را بر نمی تافت.
تقریبا همه کسانی که دستی از دور بر آتش تاریخ معاصر ایران دارند، آن جمله مرحوم بازرگان را در دفاعیه خود در دادگاه نظامی سال ۱۳۴۲ خوب خوانده و به یاد دارند که گفته بود: «ما آخرین گروهی هستیم که با زبان قانون و به شیوه مسالمت آمیز با شما سخن می گوییم. با محکوم کردن ما، ملت خاموش نمی شود بلکه با زبان دیگری با شما سخن خواهد گفت….»
نظرات[۰] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| شعری از سیّد سرالله حسینی |
|

دریا بدوش ماه و ماهی در زمستان است
خورشید باغم می زند پر پر، زمستان است
وقتی به هر سمتی تماشا می شود در من
سردار های بالغی بی سر، زمستان است
نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| چند شعر از حنیف خورشیدی |
|

۱ ـ مسافر کنار ریل
به دوست اندیشمندم مهدی بابایی
سوت قطار و یک مسافر تنها … کنار ریل
یک مرد خرقه پوش / در گل ِ گرما … کنار ریل
حاشا نشسته روی کیف بزرگی پر از سوال …
سرشار از چرا ، چگونه و آیا ؟؟!! کنار ریل .
نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| شعری از پگاه عامری |
|
سلام گنبد مینا ! ببار منتظر هستم
بیا بخاطر دریا ببار منتظر هستم
هزار نامه از اینجا به دست باد سپردم
رسیده دست تو آنجا ؟ ببار منتظر هستم
نظرات[۴] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| یک شب از هزار و یک شب شهرزاد/ فاطمه محسن زاده |
|

چروکیده شدم و خمیده و لهیده و خوراک یک عالمه مار و مور. فقط لبخندم مانده است، سرد و سرگردان، درست مثل پوزخند ژوکوند، وقتی نگاهش می کنی و توویِ ذهنت دنبال رمز و راز او که نه، در پی داوینچی می گردی. او دارد می خندد به تمام آن ها که آن قدر تأویل و تفسیرش کرده اَند و باز هم می خندد. باید بخندد، تا آخرِ دنیا! اما من انگار زنده بودم و چه قدر غصه خوردم که چرا هیچ کس مرا تعبیر نکرد؟! چرا هیچ مردمکی دنبال رمز و رازم نگشت؟! اما چرا، در تمام زندگی اَم یکی گفت: ساده ی ساده ای و دیگری گفت: خیلی پیچیده ای! بعد هر دو، چشمان حریص شان را جا گذاشتند و رفتند. نطفه ی نگاه شان در وجودم پا نگرفت، نگذاشتم؛ نخواستم که پا بگیرد. نطفه ها را توویِ وجودِ اسیدی اَم خفه کردم. نگذاشتم؛ نمی گذارم کسی آن طور که می خواهد بارورم کند تا بشوم حمالِ خووی وخصلت های ناخواسته ی کریه،
نظرات[۱] | دسته: داستان | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|
| سه شعر از سردار شمس آوری |
|

۱
همین که عاشقت شدم
توی یک کافه ی قهوه ای
تلخ می مانیم
استکانهای گرم چای را
و لا به لای حرف های دود آلود
حباب های تیره می پوشیم
نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...
|
|