برگه‌ها

می 2016
ش ی د س چ پ ج
« May   Jul »
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  
 
No Image
خوش آمديد!
هشت شعر کوتاه از سیروس نوذری پيوند ثابت

سیروس نوذری

 

یک ـ

گفتم از چراغ بگویم
دیدم از تو گفته ام
درون تاریکی

 

دو ـ

بی دلیل نگاه می کنم کوه را
بی دلیل
پاسخم نمی دهد

 

سه ـ

درآمیخته ام با تو
مشت خاکی بردار
هر کجای زمین باشد

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
زمان و ذهن ـ آگاهی در شعر فروغ / دکتربیژن باران پيوند ثابت

دکتر بیژن باران

بعد زمان در شعر فروغ یک محور پیوسته است که از گذشته، به حال، تا آینده امتداد دارد. زمان در زندگی را می توان فرد در دم انگاشت که برایش مبداء زمان در گذشته او و مقصد در آینده قرار دارند. مصالح کاربرده شده در گذشته از حافظه فرد آمده؛ جنبه ناستولوژی/ غبطه و عاطفی قوی دارد. مصالح کاربرده شده در حال از حواس ربطی به محیط شامل فضا، زمان، رخدادها آمده؛ برنامه ای، پیشگویانه، واقعیتگرا، حسی بصری/ شنوایی، با نور سفید/ روز می باشد. مصالح کاربرده شده برای آینده با امیال، خواسته ها، انتظارات فرد آمده؛ آرمانگرا، خوشبینانه، بنظرآمدن Clairvoyance، با تخیل می باشد.

زمان پیشرفت پیوسته نامحدود هستی و رویدادها در گذشته، حال، آینده بمثابه یک کل می باشد. نقطه ای در زمان با ساعت، دقیقه، ثانیه پس از نیمه شب یا ظهر می باشد. زمان با ارتعاشات اتمی و گردش زمین بدور خورشید در روز و شب و از نصف النهار مریدین، نزدیک لندن، اندازه گیری می شود. زمان در منظومه شمسی تابع قوانین گرانش نیوتن و در سرعت نزدیک به نور در نسبیت آینشتاین اندازه های گوناگون دارد.

 

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از شیوا فرازمند پيوند ثابت

 

لطفاً روی تصویر کلیک کنید  :

226699_149349728468425_3997321_n (1)

 

نظرات[۰] | دسته: آلبوم شعر . رسول معرّک نژاد, شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
درست جلوی همین چراغ قرمز! / فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

عکسسس5

صدای زن پخش خیابان می شود

حتماً به زبان مادری اش می خواند

با لحنی غم انگیز

که ارث برده است آن را

از قوم و قبیله اش

ـ اینا هزار تومن…اینا پنج هزار تومن!

 

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
از نوشته های زهرا فخرایی پيوند ثابت

385528_2377342552881_1969346332_n

وقتی خوشحالم با آدم‌ها حرف می‌زنم. وقتی غمگینم یک گوشه کز می‌کنم. وقتی عصبی‌ام داد می‌زنم. وقتی نگرانم پرخوری می‌کنم. وقتی کارهایم طبق برنامه پیش نمی‌رود، می‌خوابم و وقتی نمی‌توانم به تو بگویم “دوستت دارم”،  دست به قلم می‌شوم. 

.

.

.

.

.

نظرات[۰] | دسته: حرفی از آن هزاران | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image