برگه‌ها

نوامبر 2017
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930  
 
No Image
خوش آمديد!
وارونگی / کیوان اصلاح پذیر پيوند ثابت

41733_1667677971_157941680_n-163x3001

چقدر کوچک – چه قدر بزرگ
چقدر بالا – چه قدر پائین
چقدر نزدیک – چه قدر دور
همچنان به چقدر و چه قدر فکر می کند
مادرباید چقدر آب بازی کند با پدر
تا خاک متورم باغچه سبز شود
بچه – بچه شود
برود تاپ تاپ گل از درخت بچیند
به گل چیدن درآمد یار فایز
چقدر – چه قدر
عاشق باید چقدر با گل کوزه گری
محبوبه و معصومه و مرضیه درست کند اول
بعد به کوه و کمر بزند چقدر
هجرانی چقدر؟ رسوائی چه قدر؟
از دیوارو درخت چه قدر بروم بالا
همسایه چقدر دخترهایش را زنده به گور کند در باغچه؟
در زندان چقدر می شود تجربه را در تجربه حل کرد
تلخ بود ولی سرکشید
چقدر آب و جارو می کند سنگ قبرها را
پدرو مادر دارد چقدر- بچه چه قدر؟
غروب وقت شقایق چیدن نیست
دلتنگی می آورد چقدر
نعش کشی چقدر؟
این چاه چقدر عمق دارد.؟ چه قدر بیژن
چقدر دیر به دنیا آمدی دختر! 
اسمت منیژه که نیست؟
(علی باباچاهی- باغ انار ازین طرف است) ص ۱۰۳ 


شعر باباچاهی از دو ترفند تشکیل شده است . ابتدا شعر ما را دعوت به تمرکز روی عناصر دوتایی با تاکید مبالغه آمیز دارد . این تاکید اگر بعنوان دستمایه ی واقعی شعر باشد ساده لوحانه است زیرا در تضاد کامل با شیوه ی شعری باباچاهی قرار دارد . بنابراین شعر درحال بازی با خواننده است . این عناصر ( کوچک و بزرگ ، بالا و پایین و … ) چندان تکرار می شود که ماهیت ش زیر سئوال می رود . تاکید بر دوتایی ها جنبه طنز آمیز پیدا می کند و همانطور که قبلا عرض شد جنبه های گوناگونی از یک کلمه و یک روش را افشا می کند . شعر از طریق تخریب دو تایی ها ( پدر و مادر ) به مرگ سنتز ( فرزند ) می رسد . در طول شعر با تلاش پدر و مادر برای تولید بچه روبروییم که از طربق عناصر دوتایی امکانپذیر می شود و فقط مرگ است که حاوی عناصر دوتایی نیست . سنتز دوتایی ها به یکتایی مرگ می انجامد . 
ترفند دوم از چقدر و چه قدر تشکیل شده است . چقدر و چه قدر مفصل هایی هستند که مفهوم ها را می چرخانند . این چرخش از چه قدر به چقدر و برعکس،چرخشی مجازی و صرفا زبانی است. قدر را چند جور می شود خواند : قَدَر و قَدر. بنظر می رسد از تمام ظرفیت قدر در شعر استفاده شده است : چقدر ، چه قَدَر ، چه قَدر. این قدر ها شعر را وارد حیطه های دیگری می کند از جمله قدرت و مرتبه و مقام. روند زندگی از ازدواج تا مرگ با خصلت دوتایی ها در فرم چقدر و چه قدر صورت می گیرد . بنابراین در آن واحد با سه مقوله متفاوت در شعر روبروییم . اول حیرانی ( چقدر) و دوم ارزش گذاری ( چه قَدر ) و سوم سویه ی قدرت ( چه قَدَر ). ترفند و مَجاز بودن این دو از آنجا آشکار می شود که وقتی این دو را از شعر حذف می کنیم متوجه می شویم که چقدر و چه قدر ققط در یکی دو سطر کاربرد واقعی دارد و در بقیه شعر قابل حذف است . در این صورت باید بگوییم که این دو کلمه ی متزلزل کننده ی واقعیت ، بعداز قطعیت شعر به آن اضافه شده و نوعی بازی با واقعیت و زندگی ست .در اینصورت به راحتی می شود شعر را در دو وجه قطعی و غیر قطعی خواند . تکرار فراوان این دو کلمه ( مانند تکرار بالای دوتایی ها ) خواننده را تحریک به حذف و دست یافتن به شکل وارونه ی شعر می کند . در این حالت مهندسی شعر جای خود را به ساخت بازی از کل شعر می دهد و تجربه ی جدیدی است که قطعیت و عدم قطعیت را در یک قالب ساختاری جا می دهد . این شک از آنجا به یقین بدل می شود که شاعر در اکثر شعرهایش از دال های گریزان از مدلول سود می برد تا خواننده نتواند به مدلول نهایی دست پیدا کند و بعید است چنین دقیق و با مدلول های دم دست شعر بنویسد بنابراین چاره ای نیست جز آنکه به بازی فکر کنیم . بازیی که قطعیت آشکار شعر را به بازی می گیرد
کوچک – بزرگ
بالا – پائین
نزدیک – دور
همچنان فکر می کند
مادرباید آب بازی کند با پدر
تا خاک متورم باغچه سبز شود
بچه – بچه شود
برود تاپ تاپ گل از درخت بچیند
به گل چیدن درآمد یار فایز
عاشق باید با گل کوزه گری
محبوبه و معصومه و مرضیه درست کند اول
بعد به کوه و کمر بزند 
هجرانی ؟ رسوائی ؟
از دیوارو درخت بروم بالا
همسایه دخترهایش را زنده به گور کند در باغچه؟
در زندان میشود تجربه را در تجربه حل کرد
تلخ بود ولی سرکشید
آب و جارو می کند سنگ قبرها را
پدرو مادر 
غروب وقت شقایق چیدن نیست
دلتنگی می آورد 
نعش کشی ؟
این چاه چقدر عمق دارد.؟ چه قدر بیژن
چقدر دیر به دنیا آمدی دختر! 
اسمت منیژه که نیست؟
این شعر، بدون چقدر و چه قدر است. همانطور که مشاهده می شود قطعیت محض است و در مقایسه با شعر اصلی رویه ی دوم خود را نمایش می دهد . این بازی کلان شعری نشان میدهد که قطعیت و عدم قطعیت در زندگی همراه هم پیش می روند و ساختار کل شعر یک کت دورویه ی تابستانی زمستانی است 
ساختار کل شعر = زندگی ( تولد ، مرگ ، عشق )
شعر ابتدا خود را به شکل زندگی پر سئوال و چه و چه و چه درمی آورد بعد با حذف این چه و چه و چه تبدیل به یک زندگی با المان های ثابت می شود . این دو جور نویسیِ شعر است که زندگی را به دو شکل قاطع و غیر قاطع در آن واحد نمایش می دهد . وسوسه می شوم بگویم دیالکتیک ! اما از آنجا که سنتزی وجود ندارد شعر متناقض باقی می ماند .تناقض به ساختار کل شعر منتقل شده است . یک وجه آشکار تابستانی با چقدرها و یک وجه پنهان زمستانی با حذف چقدر ها . شعر با انتقال بخشی از سهم شاعر به ظرفیت و خوانش خواننده نوعی آزادی خوانش ایجاد کرده است گرچه این آزادی هم منجر به قرائت دیگری از نیت شاعر می شود و بازهم خواننده در استبداد نیت شعر باقی می ماند .

دسته: تأویل متن . کیوان اصلاح پذیر | نويسنده: admin



ارسال نظر غير فعال است.

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image