برگه‌ها

آوریل 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  
 
No Image
خوش آمديد!
رؤیای آشنای من / دکتر محمّدعلی اسلامی ندوشن پيوند ثابت

این قطعه را سال ها پیش ترجمه کردم و در میان کاغذهایم مانده بود . ورلن ، شاعر بسیارلطیف و خوش آهنگی است که در ترجمه چیز چندانی از او باقی نمی ماند.

__________________________

گاه و بی گاه رؤیایی عجیب و دلشکاف بر من عارض می شود

از زنی ناشناس که او را دوست می دارم ومرا دوست می دارد ،

ونه هر دفعه درست همان است ، ونه هر دفعه درست دیگری است

ومرا دوست می دارد و از دل من با خبر است

وچون از دل من باخبراست ، قلب شفّاف من، افسوس !

تنها در برابراوازمعمّا بودن باز می ایستد ،تنها دربرابراو!

ونم پیشانی رنگ باخته ی مرا

تنها می تواند طراوت بخشد،باگریستنش

آیا این زن گندم گون است، سفیداست یا سرخ روی ؟نمی دانم

نامش چیست؟ آنچه  به یادم مانده آن است که لطیف وطنین دار است

چون نام محبوب هایی که زندگی به تبعیدگاهشان رانده است .

نگاهش همانند نگاه مجسّمه هاست

وامّا صدایش که دور و آرام و با ابهّت است ،

آهنگ صداهای عزیزی دارد که در خاموشی فرو رفته اند . ۱

______________________________

نام این قطعه Mon Reve Familier  است .

منبع :اسلامی ندوشن ، محمّدعلی : نوشته های بی سرنوشت ،چاپ اول نشر یزدا ، تهران ۱۳۸۸ ش ، ص ۳۲۵ .


دسته: ترجمه | نويسنده: admin



ارسال نظر غير فعال است.

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image