برگه‌ها

می 2010
ش ی د س چ پ ج
« آوریل   ژوئن »
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  
 
No Image
خوش آمديد!
روسپید / حامد ابراهیم پور پيوند ثابت

حامدابراهیم پور

بر بالش مچاله ی اشک آلود
مالید ردّ قرمز ماتیکش
برخاست، صورتش متورم بود
آتش گرفت باز سیاتیکش
برروی میز خم شد و با اندوه
چند اسکناس تا شده را برداشت
آثاری از خراش و کبودی بود
بر ساق های گندم باریکش
در پیش روی آینه خشکش زد :
این زن شبیه کودکی من نیست !
سیگار نیم سوخته روشن شد
کامی گرفت نیمه ی تاریکش

نظرات[۱۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
کشف / سها تابان پيوند ثابت

بی شک
تو را کشف خواهم کرد
در آخرین چند شنبه سوری
وقتی خدا خواب ببیند
آدم
از آتش ابلیس می پرد
“زردی من از تو
سرخی تو از من ”
و سیب ، سرخ می شود
روی دست های حوا

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سرباز / دو شعر از هودیسه حسینی پيوند ثابت

۱ ـ

هنوز لباس سربازی به تن نپوشیده

دیگر عطر خانه را نمی دهد

چه زود رنگ بی تابی مادر می شود

در قامت پوتین ها

محکم راه می رود

زیر لب سوت می زند

به دور ها در آسمان

خیره می شود

تا در نقش بی خیالی

وجب به وجب چمن نورسیده را

زیر پا له کند.

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از نجمه هاشمی پيوند ثابت

 یک ـ

پشت این پنجره ی ساکت شب

سایه اش را دیدم

سرد و خیس از باران

بر در خانه که زد

گفتمش در بازاست

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
رمزگشایی باغ کالبدها / شاپوراحمدی پيوند ثابت

به خدا سوگند می‌خواهم لباسهایم را پس بدهم
سرورو و لنگه‌کفش و سگک شکسته را وزن کنم.
شاید غباری پس بگیرم، اناری درخشان
و مرغی دیوانه و کتابی با یک حرف: الف.
و خاک شرجی سیاره‌ای سرگشته می‌بارید.
می‌خواهم با گُلی سرخ و بچگانه دوستی کنم
در سایه‌ی برجهای فراموشی.
برجهای فراموشی رودهایی بودند
که در گل‌ولایشان بازی می‌کردیم.
و شهر زود ما را از یاد می‌بُرد.

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نگاهی کوتاه به فیلم تسویه حساب / لیلا جلینی پيوند ثابت

تسویه حساب
نویسنده : تهمینه میلانی
کارگردان : تهمینه میلانی
بازیگران : مهناز افشار ، لادن مستوفی ، شهره لرستانی ، السا فیروزآذر ، بهاره افشاری ، اکبر عبدی ، سیاوش طهمورث ،رضا عطاران ، حامد بهداد ، محمدرضا شریفی نیا
تهیّه کننده : محمد نیک بین
مدیر فیلمبرداری : علیرضا زرین دست
عکس : عبدالله عبدی نسب
تدوین : مستانه مهاجر
آهنگساز : ناصر چشم آذر

_____________________________

“تمام مردها گناهکارند ، مگر این که خلافش ثابت شود .”
این ساده ترین برداشت در مواجهه با فیلمی است که نویسنده و کارگردان ، بازیگران و نگارنده ی نقد حاضر همگی زن باشند و داستان هم چه در تم اصلی و چه داستان های فرعی تماما زنانه باشد.
اگر بعضی بی سلیقگی ها را در ساخت ـ که شاید به سیاست های خود سانسوری بر می گردد ـ کنار بگذاریم ، “تسویه حساب” فیلمی در خور و یکی از برگزیده ها در آشفته بازار سینما به شمار می آید.

نظرات[۰] | دسته: سینما | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
طنین / سالم پوراحمد پيوند ثابت

شبیه ماه شده بودی

شبی که غبار راه

از تن خسته زدودی

هاله بستی به کرشمه و

کهکشان پرچین باغت بود

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سمفونی تردید / مهدی جلالی سروستانی پيوند ثابت

 

از من بیاموز

با من بیامیز

چنان به چرخ در آ

که آدمیزاد

همخوانِ پروازِ کبوترهایِ چاهی شود

می نویسم تا به گناه نیفتم

تا نگویم که …

اینست مشقِ من

تا عادت به قانونِ آدمی کنم

اندوهگین باشم و دلتنگ

خسته و خالی از تو

خالی از من

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
مارکس و هگل ، پیام آورانی که از امت خویش بیزارند / سام محمودی سرابی پيوند ثابت

طبق افسانه ای که به طور خستگی ناپذیر منتقدان مارکس بر سر زبان ها انداختند، مارکس فرد خودپسند درمان ناپذیری بود که کارگرهای سوسیالیست را تحقیر می کرد و آن ها را ابلهان و کودکانی می دانست که حرف های بزرگ تر از دهانشان می زنند ؛ برای مثال روبرت پاین زندگینامه نویس به «نفرت مارکس از بشر و به ویژه آن قسمتی که کارگر می نامید» اشاره می کند ، حتی مارکس شناس فرهیخته ای ، چون پروفسور شلومو آوینری می نویسد: «نظر بدبینانه مارکس در باره توانایی طبقه کارگر برای شناخت اهداف خود و تحقق بخشیدن به آن ها بدون کمک روشنفکرانه بیرونی اغلب به خوبی عیان است. فی المثل این اظهار وی است که انقلاب ها هرگز با توده ها، آغاز نمی شوند ، بلکه از گروه های نخبه سرچشمه می گیرند.

نظرات[۰] | دسته: فلسفه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
تو غرق حاشیه هایی ـ هنوز مثل قدیم / پوریا شیرانی پيوند ثابت

رها تر از همه یِ برگهایِ پاییزی

نشسته ای به دلم تا که زود برخیزی

نشسته ای که تبِ آخرین غزلها را

به التهابِ نگفتن ، به غم بیامیزی

چقدر شادم ازین با تو بودن اما تو

چقدر خسته و دلواپس و غم انگیزی،

که گردنِ همه ی خاطرات خوبت را

به چوبه های فراموشی ات می آویزی

نظرات[۵] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
فراخوان سازگاری تو و من / سهند ستاری پيوند ثابت

آنچه از نیّت تاریخ پیداست ، مرور متناوب بر ماهیت و سیر تحقّق آرمان ها ی آدمی بر خاستگاه هستن بس ضروری است . بازخوانی آرزوهایی که روزی از فرط ایمان ، هدف جلوه می کرد و آرمان هایی که همچنان به حکم امیدواری ، انسان را به رؤیت سحرگاه آینده تسلّی می بخشد ، امّا در همان لحظه که انسان متعلّق به جغرافیای دلهره ، هستن را آغاز می کند ، مدام بر اندیشه اش دیکته می شود که او به یک لحظه از تناهی محدود نیست و می بایستی بر جستجوی تمامیت خود اصرار ورزد تا حداقل بتواند خود و خرد نقّادش را راضی نگاه دارد که بودن و هستن او بر هر فعلی تقدم دارد و نیز بتواند بر تعارضات اجباری دیگران چیره شود .

نظرات[۰] | دسته: فلسفه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو رباعی و یک غزل از محمّد حسین ملکیان ( فراز ) پيوند ثابت

نزدیک سحر ، عکس زن اش را بوسید
لب های یخ ِ ترس، تن اش را بوسید
آرام دو پله تا خدا بالا رفت
یک حلقه طناب ، گردن اش را بوسید

نظرات[۴] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image