برگه‌ها

آگوست 2020
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  
 
No Image
خوش آمديد!
حروف شکسته ی باران / منصورخورشیدی پيوند ثابت


شورش علیه بیْ بی ام بود

علی فتحی مقدم

نشر الکترونیکی هشتاد

http://www.hashtaad.com/poem/300-ali-fathi-moghaddam.html

کتاب با دو فصل :

الف : شورش علیه بیْ بی ام بود

ب : حروف شکسته ی باران

با بیست و یک شعر در پنجاه و یک صفحه به بازار کتاب عرضه شده است .

_____________________________________________

شعرهایی با بیان صریح در انتقال مفاهیم ودر ساده ترین بیان ، اما –  هر جا ضرورتی پیش آمد به زبان استعاره یا در مفهوم کنایی درون مایه ی شعر خود را متحول کرده است و در بلند ترین نقطه از شعر ایستاده است تا نظری به پایین بیندازد و خود را ببیند ؛ فتحی مقدم را به تماشا بنشیند و تجربه های خود را عرضه کند .

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از میترا عزیزی پيوند ثابت


بازو به بازو

شهر صحنه تئاتر شده است

ما در این نمایشنامه تکرار می شویم

صحنه اول

کلاهش را جابجا می کند

زیبا می گرید

تلخ می خندم

چارلی در انتهای سالن نگاه می کند

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از دکتر محمّدرضا شالبافان پيوند ثابت

خواب آشفته تو را دیدم

خواب این روزهای سردرگم

روزهای پر از ملالت شرم

در نگاه درشت این مردم


پشت این کوچه های تو در تو

شانه هایم چه سرد می خندید

و خدایی که پشت این تردید

نکبت سرنوشت را می دید


نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
زندگی و آثار فروغ فرّخ زاد/ دکتر بیژن باران پيوند ثابت

فروغ با استعداد زبانی و هنری توانست که فکر کلامی خود را در ژانرهای ادبی شعر، ترجمه، نقد، داستان، فیلمنامه بیان کرده؛ نیز، در کارهای هنری مانند اجرای نمایش، بازیگری، فیلم، نقاشی فکر حسی خود را ابراز کند. در هر دو حیطه آثار او با عاطفه و صمیمیت ـ روح زمان یعنی جامعه گذاری خاور میانه به مدرن، را بازتاباندند. بخاطر وجدان اجتماعی، او کنشگری سختکوش بود. بجای شعار و حزب -که در استبداد وابسته دهه های ۳۰ ـ ۴۰ همه غیرقانونی بودند ـ او با خلاقیت و نوآوری به مصاف تحجر فرهنگی پیشامدرن یعنی زیرساخت خودکامگی شرقی رفت. فروغ فصل مرگ خود، ماهیت انقلاب ۵۷ و برخی رویدادهای آینده را در اشعار خود پیش بینی کرد. آیا سطر فوق پیش بینی جنبش چریکی پیشاانقلاب دهه ۵۰ بود؟

نظرات[۰] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
خلأ شعر داریم / مسعود رفیعی طالقانی پيوند ثابت

عنوان :

گفت و گو با عبدالجبار کاکایی درباره ی دوره های  شعر پس از انقلاب

خلاء شعر داریم.

_______________________________________________

شعر کارکردهای مختلفی را تا کنون تجربه کرده  ؛چه آن که ادبیات ایران در طول قرنهای متمادی یکی از میانجی های مهم تفکر بوده است . عده ای اما امروز بر این باورند که شعر ایران بر اساس آنچه به نشر می رسد شعری چندان بالنده و هژمونیک در عرصه ی اجتماعی نیست و بیشتر به کار ساختارگرایی فرمالیستی رو کرده است . وقتی به سراغ عبدالجبار کاکایی شاعر معاصر  رفتم کوشیدم بحثی را به میان بکشم که به نظر می رسد در میان شاعران متعهد هم روزگار ما ، خیلی جدی گرفته می شود اما در میان سایرین شاید حرف خنده داری هم باشد . از دست رفتن تسلط شعر !

این بحث را تعارف نیست اگر بگوییم اندیشمندان غرب به راه انداختند .

قریب صد سال پیش اندیشمندان نامدار غربی درباره شعر و ادبیات بحث های اساسی ای را مطرح کردند زیرا شاعران برجسته ای ظهور کرده بودند که براستی معاصر بودند . معاصر از دیدگاه کسانی مثل “جورجو آگامبن ” کسی بود که دردهای عصرش را می دید و آنها را برای جامعه بازنمایی می کرد و می شکافت و این مهم در بسیاری اوقات از دریچه ی شعر انجام می شد . شعر شاعرانی مثل ریلکه و هولدرلین . اندیشمندان دیگری نیز کوشیدند تا ادبیات و شعر را همپایه با  سیاست بنگرند و از آن کارکردی رسولانه انتظار داشته باشند . شعر به مثابه حرفه و رسالت ، انچنانکه سیاست به مثابه رسالت . پرسش اما این بود که در ایران این رویکرد یونیورسال تا چه حد مجال بروز یافت ؟ دوره های شعری مختلف نشان می دادند که این وضعیت به نحوی از انحا بعضا شکل گرفته است اما آنچه امروز به آن رسیده ایم شاید گواه وضعی دیگر باشد . آنچه می خوانید خلاصه ای از طرح این دغدغه ها با عبدالجبار کاکایی شاعر و غزل سرای معاصر است ، گرچه از همان آغاز بحث تفاوت دیدگاه ما درباره یک دوره تاریخی نمود یافت و کاکایی آنچنانکه من درباره شعر مسلط دهه هفتاد می پنداشتم  ،تصور نمی کرد و بیشتر قائل به اقتضائات دوره های مختلف و تاثیرشان بر روی شعر بود…

* آقای کاکایی ، بگذارید بحث را از شعر دهه هفتاد خورشیدی شروع کنیم ؛ دهه ای بحث برانگیز در عرصه شعر و جریانات شعری ایران . دهه ای که اگر چه منتقدان جدی ای  دارد اما در گروه پرشماری از صاحب نظران هم این اتفاق نظر هست که دهه ی هفتاد،  حتی دورانی طلایی و هژمونیک ترین دوره ی شعر پس از انقلاب است . نظر شما در این باره چیست ؟

من با این که دهه هفتاد یک دوره است موافقم ،اما با طلایی بودن اش نه ! ب

نظرات[۰] | دسته: مصاحبه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
درآمدی بر مفهوم زیباشناسی در آرای مارکس/ سهند ستّاری پيوند ثابت

عنوان مقاله : درآمدی بر مفهوم زیباشناسی در آرای مارکس

هنر و قرائتی دیگر از سلاح نبرد (*)

___________________________________


الزام حضور مولفه زیباشناسی به عنوان فاکتی ایجابی در بنیان فعلیت کار نظری مکاتب، نظریه پردازان را مجاب داشته تا با تاکید بر تاثیرات زمینه اجتماعی آثار هنری، گستره محسوسات تئوری خود را بر سخن از زیبایی شناسی و فلسفه هنر استوار کنند که با پنهان کردن دیدگاه خود در سیطره رخدادها و نه شخصیت ها، پشتوانه ای بر نگرش فلسفی از زیبایی و هنر ابراز دارند. اما محل بحث ما در نوشتار مزبور متمرکز بر اصول و حقایقی از حسیات است که درون مایه و مضمون زیباشناسی را احیا می کند و عینیتی که در بحران حضور هژمونی دورانی و ایدئولوژی طبقاتی، هنر را از جبر اجتماعی و افسون ساختارها جدا کرده و به سبب بی تعینی هنر در فعلیت تاریخی اش ، خلا نیاز به فلسفه و نظریه را بیش از پیش پر رنگ ساخته است؛ چراکه هنر تنها به لحاظ تاریخی قابلیت بازخوانی دارد اما با اینحال همچون دیگر مقولات و پدیدارهای رومتنی، از استقلال نسبی نیز برخوردار است و از نسل پدیده هایی است که با اتکا به خود حتی به حکم فقدان قدرت، برای رهایی آدمی در جامعه طبقاتی مبارزه می کند و در نهایت تصویری مسلط از متن رهایی انسان ارائه می دهد. پایان تاثیرات دوران زیباشناسی در تکامل فعلیت کار فکری و مبارزاتی طبقه عوام زمانی فرا رسید که منافع بورژوازی از منافع جامعه کاملا جدا شد. در این دوران برداشت بورژواها از هنر کاملا عمل گرا و محصور در روابط اقتصادی و سیاسی گردید

نظرات[۰] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از مهدی موسوی پيوند ثابت

من به دنبال هوا می گردم

در پی شرشر آب

در سکوت هوس انگیز بهار

صبح هنگام طلوع

نه به دنبال شناسایی راز گل سرخ

نه در افسون گل سرخ شناور بودن

من به دنبال هوا می گردم

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سمت سرازیر پای تخت در بوتۀ نقد/سالارعبدی پيوند ثابت

سمت سرازیر  پای تخت ، عنوان مجموعۀ غزلی ست که احسان قدیمی – شاعرش – را به خوبی به من و سایر خوانندگانش شناساند. این مجموعۀ حدودا ۵۰ صفحه ای در برگیرندۀ تعدادی از غزل های این شاعر جوان و حرف هایی برای گفتن دار است که البته سروده هایش را تا سال ۱۳۸۴ دربرمی گیرد و اما بعد…!

این که در مورد این مجموعه چندین نقد خوب و مبسوط توسط دیگر دوستانم نوشته شده است را به فال نیک می گیرم اگرچه بر و بوم شاعرانگی احسان قدیمی را این نقدها رفته اند و حرف چندانی هم برای من منتقد باقی نگذاشته و کار را برای من اندکی دشوار کرده اند چه ، عادت ندارم گفته ها را تکرار کنم پس مدتی تاخیر این نقد نوشته ام بابت مطالعۀ نقد دوستان عزیزی چون :رضا عابدین زاده ، محمدرضا شالبافان ، ذوالفقار شریعت ، امید نقوی ، قاسم رضا دوست ، داریوش احمدی و… بود که به دقت بررسی کردم نظرات خوب و گاهی طلایی شان را در خصوص این مجموعه.

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
هفت خان عشق / سالار عبدی پيوند ثابت

غزلی تازه بریز از هوس چشمانت

ای جنون قلم شاعری ام حیرانت..!

کوک کن ساز سخن را به فریبی دیگر

ای سر عاشقی ام تا به ابد گردانت!

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
رد پاهایمان در برف ها یکی شده اند /علی رضا نوری پيوند ثابت

عنوان مقاله : نگاهی به مجموعه ” باران بر گورهای کهنه اریب می بارد “

سروده حبیب الله بخشوده


__________________________________

حبیب الله بخشوده  شاعرنام آشنا را همه با دوبیتی های صمیمی اش می شناسند، اما چندی پیش مجموعه ای از اشعار سپیدش  با عنوان” باران بر گورهای کهنه اریب می بارد ”  توسط انتشارات سوره ی مهر به اهل ادب ارائه شد. در اینجا به بررسی کوتاه این مجوعه می پردازیم .

شعرهای این مجموعه در نگاه اول ، ساده به نظر می رسند و این به دلیل مدل چینش کلماتی است که معنا را با سرعت مناسب منتقل می کنند، اما وقتی با عمق سطرها مواجه می شوی ، متوجه اجرایی دایره وار از محیط خاص وو یژه می شوی؛ محیطی که شاعر در شعرهای اولیه مجموعه با عنوان زمستان  یک  تا  نُه  سعی در بازسازی اش دارد؛ اگرچه با محوریت برف به مخاطب ارجاع داده می شود،ا

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دوشعر از حنیف خورشیدی پيوند ثابت

۱ ـ


پروانه های پیر ، در کفنم گریه می کنند

بر انحنای پوچ پیرهنم ، گریه می کنند

چیزی نمانده از گزاره ی دریا که طی شود…

حتی نهنگ ها { که در دهنم } گریه می کنند

من بارها برای مرگ تنم گریه کرده ام

گنجشک ها ، برای این { که منم } گریه می کنند

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نقد و تحلیل رمان درخت انجیر معابد احمد محمود / سریاداوودی حموله پيوند ثابت

ادبیات احمد محمود شامل پانزده اثر کوتاه و رمان است که اولین آن  داستا ن « مول» سال  ۱۳۳۶ و آخرین اثر هم رمان سترگ (دو جلدی)« درخت انجیر معابد» سال ۱۳۷۹ می باشد. ادبیات  احمد محمود از لحاظ درون مایه و فضا و محتوی بازتاب همه ی جنوب های جهان است. نویسنده ای که به متن زندگی  پرداخته و رنج های اجتماعی را ترسیم کرده است. وی استاد مسلم در خلق فضا و زبان است و در آثارش نفت، اعتصاب، مبارزه، شط، کشتی، لنج، گرما و شرجی، نخل خانه های گارگری ، بیست فوتی ها، بلوک های کارمندی …قصه ی آشنا یند. نویسنده ای که باید پیامبر ادبیات جنوب لقب گیرد!! داستان هایش بیشتر از دل واقعیت و ساختار اجتماعی جهیده اند(از خالد همسایه ها تا سرهنگ سیامک داستان یک شهر تا فرامرز درخت انجیر معابد تا…) احمد محمود مهره ی تاثیر گذار برای هم نسلان و نسل های بعد است؛ گرچه خیلی از روی دستش ادبیات کارگری را نوشتند، ولی پز نویسندگان روس را دادند!!

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
پلکان شعر / سیّد احمد جعفرنژاد پيوند ثابت

به استادم : منصور خورشیدی

____________________________

محو تماشای انگشت شوقی
در افق روشن
که کوچه را
عبور می داد درنگاه
و آن سوی تر
موسیقی شناور گنجشک ها
ردپای ذهنی را
در پلکان شعر
می ریخت


نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از ابراهیم عادل نیا پيوند ثابت

۱ ـ

نپرس ،خبری نیست

امروز هم مسیر اداره و خانه را رفتم و برگشتم

فلوکستین خوردم

و به اخبار گوش دادم

باران ملخ در مزارع شمال

خودکشی دلفینها در جنوب

ماهواره امید، اولین عکسهایش را از فضا فرستاد

نظرات[۴] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
وقتی کنار پنجره می رقصی / منصور خورشیدی پيوند ثابت

دلقک ها گریه می کنند

علی رضا نوری

نشر : آهنگ دیگر

_________________


دفتری باز در برابر من که با بیان ساده شعر های متحولی در خود جای داده است ، نه تلاشی برای ثبت جادوی زبان در کار دیده می شود و نه با ساده نویسی سمت و سوی تازه ای باز کرده باشد .

این دفتر از آن علی رضا نوری همدانی است که با صراحت می گوید :

سگی که رو به غروب پارس می کرد

جوانی من بود…

نظرات[۱] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از محمّد صادق ملکیان پيوند ثابت

۱ ـ به ملکوت واژه راهیم نیست.

زین أسف

نقدِ آرایه و پیرایه هم

سُرخابِ گونه ی پریده رنگ خیالم نمی شود…

نظرات[۳] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه غزل از سالار عبدی پيوند ثابت


۱ـ عشق در تبعید..!

از من نمانده حصه ای جز اندکی تردید

دل گیرم از این عشق دردآگین در تبعید

آن سوتر از تو کیست ای در انتهای بغض

این سان که عطر دوری ات در جاده ها پیچید؟!

آیینه ها را با نگاهت بی گمان رازی ست

هرچند این بی کینه هم اشک مرا نشنید..!

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
محاکمه / زینب برزگرماهر پيوند ثابت


“پایم را گذاشته بودم روی پله­ های زیر زمین و از حاشیه ­ی رطوبت و تاریکی پایین می ­رفتم، بچه تر که بودم یادم می­ آید اینجا پربود  از عنکبوت­ های منتظر. مادرم مرا گاهی پرت می­ کرد در  زیر زمین تا در خیابان­ ها و کوچه­ ها شیطنت نکنم.در رطوبت نفس می ­کشم و به خیابان­ ها فکر می­ کنم که فرقی نکرده اند، از وقتی یادم می­ آید، از زمان  کوروش کبیر همیشه وقتی سرو گوشت می­ جنبید باید می  افتادی در زیر زمین.”

به گمانم مرا هم پدرم کشت

مثل سهراب

روزی که زیرزمین  ساخت و

نظرات[۷] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از حنیف خورشیدی پيوند ثابت


چهره ی زنی در باد

تمام حجم تنم می تند تمام طول تنت را

بکش هراس ندارم من از … بکش گلنگدنت را

پرنده های زیادی به ارتفاع ماه رسیدند

تو در برابر من ایستاده ای … و پر زدنت را –

به پای هیچکسی جز پرنده های ذهن من ننویس

نهنگ در دهنم می چشد ادامه ی بدنت را

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سیاهیِ روشن(نادیده های بی بی گل)/حمیده فرشاد پيوند ثابت



عصیان آدم تکرار می­ شود؛ گرچه لذت گناه را نردبان هبوطِ آدم از بهشت به زمین می­ دانند، اما وسوسه تنها وسیله است؛ نه فقط ممنوع بودن، که خودِ میوه، آدم را هوایی می­ کند و او شوق دانایی را با طعم گسِ رنج می­ چشد.

آدم بین بهشت و زمین، اختیار را انتخاب می­ کند. از بهشت رانده و به زمینی تبعید می شود که می­ تواند با دست او به بهترین یا بدترین مکان تبدیل شود.

“بی­ بی­ گل” روایت درد است. روایت انتخابی که نیست و این داستانِ بسیاری از زمانهاست. همه چیز آماده است برای ایفای نقش موجود زنده­ ای که باید با چشم بسته تنها پا بر جای پاهای روی برف بگذارد. باقی مسیر، لغزنده و تنها همین جا سفت و محکم است و این تنها راه روسپیدی است.

نظرات[۱] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دوشعر ازکوروش آقامجیدی پيوند ثابت

۱ـ نت ” دو “

نت ِ “دو”  چنگ  می‌زند به دلم ، آن طرف  از  تو  طفره  و اکراه

روی خط‌های حامل چشمت ، نیست  غیر از سکوت‌های  سیاه

باز کابوس هر شبم تعبیر … ، التماسی که  ظاهرا  تاثیر …

مثل اینکه دوباره دارد دیر … ، ساعتت را  نگاه  می‌کنی  آه

باز از جا بلند می‌شوی  و  ، من در اعماق خود سقوط ، سقوط

شک ندارم دوباره  می‌روی  و ، باز  هم  زندگی  تباه ، تباه

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ابتدای دهمین نرگس/ منصور خورشیدی پيوند ثابت

گذرنامه ی موقت ماهی آزاد

پژمان الماسی نیا

نشر : ایلیا

___________________________


شعر های این مجموعه بیشتر از کار های قبلی با طبیعت شاعر سازگاری دارند.روایت نوعی از بیان که تربیت ذهنی مختص به خود دارد . در خلوت سفید یک پارک تا گوش دادن به صدای شب تا آن جا توجه نشان می دهد که تصویر های بصری جایی در دل متن باز کند .

” خیس باران‌

‌در انتظار ما بود ‌

نیمکت “

نظرات[۱] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
خانگی ۸ / مهدی خطیبی پيوند ثابت




برای شاعر: علیرضا آدینه

______________________________

قالب قفس شده ام

قفس پذیرترین پرنده

محکوم چارچوب چاردیواری خوشبختی .

خانم ها !

آقایان!

بسیار ممنونم

اینک پدری مهربان

همسری وفادار

با شما سخن می گوید:

هر روز صبح بر می خیزم

تخلیه می کنم خودم را

از خودم

برابر خودم

خودم را آماده می کنم

برای آن که

خودم را به خودم برسانم

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
بیژن الهی؛ یک دهه شعر، سه دهه سکوت/حنیف خورشیدی پيوند ثابت

بیژن الهی؛ یک دهه شعر، سه دهه سکوت

” حضور شاعر در جهان شعر، حضوری مبتنی بر اتحاد است “


_______________________________________


نگریستن به وحدت در عین کثرت، تشخص بخشیدن به ریشه‌ها و یگانه شدن با هسته‌های درونی شعر، همانگونه که شعر کلاسیک و سنتی ما اثر مستقیم بر ذهن و زبان نیما و شاعران پس از آن داشته است، به‌ همان نسبت شعر امروز هم ریشه در دل موج نو و شعر*حجم دارد. شاعرانی که در فرصت‌های سریع، نگاه‌شان را به یک نقطه از موقعیت‌های زمانی و مکانی معطوف کرده‌اند تا به معرفتی برسند که درهای ناخود آگاه برابرشان گشوده شود و به درک تحول زبان در زمان برسند». (۱)

نظرات[۴] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ده شعر از بهزاد بهادری پيوند ثابت

چون آرام آرام     دور می شود

تحمل جدایی سخت نیست

برای لاک پشت.


_________________________


در کنار تو

کنار می آیم

با کنار رفتن

از کنار تو حتی

نظرات[۶] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
کوتاه سروده هایی از ” جبار صابر” /بابک صحرانورد پيوند ثابت


عنوان :

کوتاه سروده هایی از «جبار صابر»

شعر امروز کردستان عراق

____________________________

جبار صابر شاعر، منتقد و مترجم کرد، سال ۱۹۷۵ در سلیمانیه عراق متولد شده است.او بیش از یک دهه است که در زمینه های نقد، شعر و ترجمه برای کودکان فعال است و تا کنون بیش از هفت اثر از وی به کردی در عراق منتشر شده است. وی یک مجموعه از مینیمال های رسول یونان را از فارسی به زبان کردی برگردانده است. همچنین مسؤولیت انتشارات« خانه قلم» سلیمانیه را نیز بر عهده دارد که کتاب های به روز ادبی،فکری را به چاپ می رساند.

جبار صابر در بخشی از مقدمه اش که بر تنها مجموعه شعرخود نوشته است، از دنیای شعر و دور افتادنش از این گستره ی زلال به عرصه نقد نویسی و روزنامه نگاری  می گوید:

« واژه هایی که از پس هم می خوانید، پیش از آنکه شعر باشند؛ زمزمه های آن لحظه ها

نظرات[۲] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
آلبوم عکس/دکتربیژن باران پيوند ثابت

بهار همه چیز را نو می کند ـ

حتی گذشته را.

وقتی کوچک چلچله ها

بین دو صف چنار

روبان چهچه پرواز فراز شهر

آذین می کنند.

آلبوم عکس های قدیمی

ورق می خورند ـ  خاطرات در گذر ایام:

کودکی با پوشاک نو  ـ هفت سین نوروزی

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نقدی بر مجموعه ی ” طوفان واژه ها ” / سالار عبدی پيوند ثابت

عنوان مقاله :

نقدواره ای بر مجموعۀ ” طوفان واژه ها” سرودۀ ” سید حمید رضا برقعی”

_____________________



شعر آیینی سرودن سختی های خاص خودش را دارد. سخت است چون واقعا باید به آن چه می سرایی عاشق باشی، صادق باشی و در دلت غوغایی باشد:



(( عاشق شده ام در دلم از تو غوغاست         الان این جا گرد همایی برپاست…! ))    (نویسنده)


باید به آن چه می سرایی اعتقادی راسخ داشته باشی ، البته ممکن است بگویید هنر اصیل و ناب ، فلسفه اش همین است و من می گویم درست است ، اما در این میدان تا نخواهند ، نخواهی توانست ، نه می تواند فرمایشی باشد ، نه دستور بردار است و نه تکلیفی ! اگر فرمایش و دستور و تکلیفی هم هست باید از جانب و سمت و سوی خود شان باشد و گرنه دم بر نیاورده خفه خواهد شد…!

اجازه بدهید اول مساله را کمی بیش تر بشکافم  تا برسم به اصل مطلب ، اصل مطلب این است که در این سلسله نوشتارم می خواهم مجموعۀ شعری آیینی با عنوان ” طوفان واژه ها” را به نقد بنشینم ، مجموعه ای کم حجم ۶۸ صفحه ای که شاعرش – سید حمیدرضا برقعی – ، را در جامۀ آیینی سرا به خوبی معرفی کرد و مجموعه اش را به چاپ های بعدی هم رساند. مجموعه ای که در قم و توسط انتشارات ابتکار دانش به چاپ رسیده است و سروده های بین سال های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶ شاعر را در بر می گیرد.

نظرات[۱] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
زرتشت / سیّد سرالله حسینی پيوند ثابت


راهی   شده    بودم    پی    زرتشت   به   دریا

کندوی   عسل   پیش ام    و  انگشت  به  در یا

خون  مردگی  صورت   مهتاب   گواه   است

خورشید  به  جوش  آمد  و  زد مشت  به دریا

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
درآمدی بر مفهوم زیباشناسی در آرای مارکس/سهند ستاری پيوند ثابت

عنوان مقاله :

درآمدی بر مفهوم زیباشناسی در آرای مارکس

هنر و قرائتی دیگر از سلاح نبرد (*)

_______________________________________

الزام حضور مولفه زیباشناسی به عنوان فاکتی ایجابی در بنیان فعلیت کار نظری مکاتب، نظریه پردازان را مجاب داشته تا با تاکید بر تاثیرات زمینه اجتماعی آثار هنری، گستره محسوسات تئوری خود را بر سخن از زیبایی شناسی و فلسفه هنر استوار کنند که با پنهان کردن دیدگاه خود در سیطره رخدادها و نه شخصیت ها، پشتوانه ای بر نگرش فلسفی از زیبایی و هنر ابراز دارند. اما محل بحث ما در نوشتار مزبور متمرکز بر اصول و حقایقی از حسیات است که درون مایه و مضمون زیباشناسی را احیا می کند و عینیتی که در بحران حضور هژمونی دورانی و ایدئولوژی طبقاتی، هنر را از جبر اجتماعی و افسون ساختارها جدا کرده و به سبب بی تعینی هنر در فعلیت تاریخی اش ، خلا نیاز به فلسفه و نظریه را بیش از پیش پر رنگ ساخته است؛ چراکه هنر تنها به لحاظ تاریخی قابلیت بازخوانی دارد اما با اینحال همچون دیگر مقولات و پدیدارهای رومتنی، از استقلال نسبی نیز برخوردار است و از نسل پدیده هایی است که با اتکا به خود حتی به حکم فقدان قدرت، برای رهایی آدمی در جامعه طبقاتی مبارزه می کند و در نهایت تصویری مسلط از متن رهایی انسان ارائه می دهد. پایان تاثیرات دوران زیباشناسی در تکامل فعلیت کار فکری و مبارزاتی طبقه عوام زمانی فرا رسید که منافع بورژوازی از منافع جامعه کاملا جدا شد. در این دوران برداشت بورژواها از هنر کاملا عمل گرا و محصور در روابط اقتصادی و سیاسی گردید و درپی تمرکز قدرت و سلطه بورژوازی بر جامعه، پایگاه با اهمیت اجتماعی هنر فرو ریخت و صرفا به تزیینات دارائی طبقه محدودی از جامعه بدل شد.

نظرات[۱] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
این تفاوت متوازن که از بین برنده و آرام متولّد می‌کند/مجتبی دهقان پيوند ثابت

این یک وضعیت دیوانه وار است. شما با بال هایی نصفه برای چندمین بار به دنیا آمده اید و پا به دنیایی گذاشته اید که خالی است؛خالی از هر موجودیتی که بتواند تهی بودن آن را نقض کند و وقتی کسی نباشد که تو را، آن جانداری که حتی نمی‌داند چه شکلی است را تشریح کند، وضعیتی دیوانه وار پیش خواهد آمد … و این یک معنا دارد؛ اینکه تو باید راوی خود باشی،خودی که نمی‌داند از بیرون چگونه موجودی است. انسان است ،اما چشم هایی مرکب و بیرون زده دارد. بال دارد، اما این بال‌های کوچک و شفاف، هیچ تناسبی با بدنش نمی‌توانند داشته باشند و این تمام تصوری است که از خود داری و وقتی از بیرونیت خود بی اطلاع باشی، به نوعی از ناهماهنگی درونی می‌رسی؛ نوعی جنون که با خود تنهایی به بار می‌آورد؛ نه از آن نوع که کسانی هستند که تو میان‌شان تنهایی، بلکه به این معنی که واقعا واقعا هیچکس وجود نداشته باشد. پس بر می‌گردی تا تابوتت را مرتب کنی، بال هایت را تا بگذاری و بخوابی، اما مرگ نمی‌آید. شما به جهانی تبعید شده اید که در آن مرگ وجود ندارد.

نظرات[۱] | دسته: داستان | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ساده نویسی،انحراف از شعر مدرن! / منصور خورشیدی پيوند ثابت

بی تردید ساده نویسی در شعر به زبان شعر ضربه می زند . شعر ساده که سمت و سوی زبان روزمره داشته باشد، توجه کسی را جلب نمی کند . ممکن است یک کلمه ی ساده در قلب یک مصراع تحول ایجاد کند ، اما حادثه ای در زبان اتفاق نمی افتد .

شاعر باید با زبان شعر حیرتی در ذهن مخاطب بیندازد . این حقیقت با ساده گویی مغایرت دارد . شعر ساده شاعر را به سمت ساده اندیشی هدایت می کند . زبان شعر ابدیت شعر را می سازد . که ماندگاری آن را در جهان شعر حس می کنیم . ” رستاخیز کلمه ” و ” حادثه در زبان ” دو امر مهمی هستند که قیامت کلمات را در قامت یک قطعه شعر ، با چشم انداز جدید برابر مخاطب می نشاند .

نظرات[۳] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
کشتن اسب لنگ /حسین مقدّس پيوند ثابت

توی چشمهایش نگاه می‌کنم. غیر از من هیچ کس نمی‌تواند آن جا چیزی را پیدا کند.

می‌گوید: ” آب.”

نه، نمی‌گوید آب. فقط لب‌هایش باز می‌شود.  بی آن که نگاهم کند. صدایش به سختی شنیده می‌شود و  صورتش  رو به من نمی‌چرخد.  دلم فرو می‌ریزد. دیگر مرا نمی‌شناسد. پنج سال می‌شود که خود را گول می‌زنم . این پا و آن پا می کنم و کابوس این لحظه را می‌بینم. حالا نه تنها برای او، که برای من هم پایان راه است.  سعی می‌کنم که آرام باشم. کاش یوسف اینجا بود. چقدر بهش نیاز داریم. لعنت بر هر چه بیزینس.

لبهایش تکان می‌خورد. شاید آهسته چیزی  می‌گوید. اما نه من می‌شنوم نه خودش می‌فهمد. حنجره‌اش می‌لرزد و طنینش توی گوشهایم طور دیگری می‌شود. انگار غریبه‌ای حرف می‌زند.

نظرات[۱] | دسته: داستان | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از هادی خان محمّدی پيوند ثابت


فصل

من می دانم کدا م فصل را بایدکاشت

کدام فصل راباید تکثیرکرد !

خانه ی معشوقه های پیرمردکجاست؟

بادرخت چه بایدبگوید !

من یادگرفته ام،یک قناری در وداع .

نظرات[۵] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از پگاه عامری پيوند ثابت

هر ابر غمزده  که  چشم  اشکباری داشت

خبر رساند  زمین ، قاصد  بهاری  داشت

چقدر  رویش  گل   اتفاق  ِ زیبایی  است

چقدرغنچه ی گل ، قلب رازداری  داشت

اگرکه قطره ی آبی است  شکل ِ مروارید

نظرات[۱۸] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
غزل ترانه ای از کامران قائم مقامی پيوند ثابت

آخر جادّه رو می گم انگاری تهرون می بینم

پشت عبور شیشه ها دستای بارون می بینم

چشماتو وا کن و ببین نقطه سَرِ خط نداره

تموم دنیای تو رو رنگ تابستون می بینم

زیر چراغ مهتابی پا توی گریه ت می ذارم

نظرات[۳] | دسته: ترانه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از پرهام سرکشیکی پيوند ثابت

یا گوسفندی اعطا کن
و یا تیغ تیز کن بر
ابراهیم های مطیعی
که سالهاست
به قربانگاه برده اند مارا

به بودنت سوگند
به عصب رسیده دیگر

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
یک سطری ها / فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

ـ به تنهایی یک لشکر شکست خورده ام .

ـ یلدا خاطره ی زیبای کوتاه ترین روز سال است .

ـ بهار ازدحام دلهره ی ماهی های قرمز کوچک است .

ـ کاش تمام نشانی های اشتباه این دنیا ، به یک زیبایی ختم می شد .

ـ کتاب ها زیر خطّ فقر می شکنند .

ـ گاهی زبان بدن خیلی دراز می شود .

ـ سانسورچی ها بازی سنگ، کاغذ، قیچی را دوست دارند .

ـ جام جم نمی شود هر شاخ گاو هفت خط …

نظرات[۰] | دسته: حرفی از آن هزاران | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
کنکاش در ظلمت درون* / نورا موسوی نیا پيوند ثابت

عنوان مقاله : کنکاش در ظلمت درون

نگاهی به همسر اول ، اثر فرانسواز شاندرناگور ، ترجمه ی اصغر نوری

____________________________________

* عنوان این مقاله برگرفته از رمانِ تاریخی مارگریت یورسنار با نام کنکاش در ظلمت است که رمان تاریخی فرانسواز شاندرناگور با نام پادشاه در خیابان شباهت‌های فراوانی با این اثر داشت؛ به‌طوری که ظهور مارگریت یورسنار دیگری را در ادبیات فرانسه نوید می‌داد.

آغاز ویرانی

کسی مرده است. چه شده است؟ شاید هیچ، شاید همه‌چیز. شاید فقط چند ساعت سوگواری، یا شاید ماه‌ها: بعد بار دیگر همه‌چیز آرام می‌شود و زندگی به روال قبل ادامه می‌یابد. یا شاید چیزی که زمانی کل یکپارچه‌ای می‌نمود، هزارپاره شود، شاید زندگی یک‌باره تمام آن معنایی را که زمانی برایش تصور می‌شد از دست بدهد؛ یا شاید شوق‌های سترون بشکفند و به نیرویی جدید بدل شوند. چیزی دارد می‌پاشد، شاید، یا شاید، چیز دیگری دارد ساخته می‌شود؛ شاید هیچ‌کدام و شاید هردو. چه کسی می‌داند؟ کسی چه می‌داند؟ در سکوت خانه، در نویی، آن‌جا که کسی گوشی تلفن را برنمی‌دارد و پیام‌گیرها تماس‌های تلفنی را به یکدیگر انتقال می‌دهند، زنی در آغاز ویرانی خود قرار دارد. زنی که سوگوار شوهر زنده‌اش است و در اعماق رنج و شکستش غوطه‌ور است و با آگاهی از این شکست و درد به زندگی ادامه می‌دهد. اما این ادامه دادن، ادامه دادنی سهل و ساده نیست بلکه متضمن گذشتن از هزارتوهای درد‌آور عقل و احساس است. کسی مرده است. چه کسی؟ مهم نیست. کسی چه می‌داند که او برای این زن، برای کسی که به او نزدیک‌ بود، کسی که بیست‌وپنج سال با او زندگی کرده بود یا برای یک غریبه‌، چه معنایی داشت؟ آیا آن رقیب عشقی همیشه در زندگی شوهرش بوده است؟ یا فقط توپی بوده که به این سو افتاده، آن هم با رویاهای سرگردان خودش، یا صرفاً تخته‌پرشی برای پرتاب کردن خود به درون ناشناخته‌ها، یا صرفاً دیواری تنها با پیچکی که بر آن روییده اما هیچ‌گاه نمی‌تواند با آن یکی شود؟ اگر هم واقعاً برای کسی معنایی داشت، این معنا چه بود؟ چگونه، به‌خاطر کدام ویژگی‌اش، این رقیب عشقی معنا پیدا کرد؟ آیا نتیجه‌ی شخصیت خاصش بود، نتیجه‌ی وزن و سرشتش؟ یا محصول خیال بود، محصول توهمی شناور در فضا که مدت زیادی به طول نمی‌انجامید. هر انسان چه معنایی می‌تواند برای دیگری داشته باشد؟ کسی مرده است. و بازمانده (راوی رمان) با مسئله‌ی دردناک و همیشه بی‌پاسخ فاصله‌ی ابدی روبرو می‌شود، خلاء پرنشدنی بین یک انسان و انسان دیگر. پرسش‌ها تلنبار می‌شود، تردیدها فرود می‌آید و امکان‌های از دست‌رفته در رقصی چون رقص جادوگران مجنون به چرخش درمی‌آید. همه چیز می‌چرخد، هر چیزی ممکن است و هیچ‌چیز قطعی نیست، هر چیزی به درون چیز دیگر جاری می‌شود ـ رویا و زندگی، آرزو و واقعیت، بیم و حقیقت، انکار دروغین درد و مواجهه‌ی شجاعانه‌ با غم.

رمان «همسر اول» اثر فرانسواز شاندرناگور‏، رمان معاصری است که بین پاریس و روستایی به نام کومبری (واقع در ناحیه‌ی کرواز) اتفاق می‌افتد.

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
Page 8 of 16« First...678910...Last »

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image