برگه‌ها

ژانویه 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
 
No Image
خوش آمديد!
نگاهی به مجموعه داستان کلاغ / مریم اسحاقی پيوند ثابت


مجموعه داستان : کلاغ

فرشته نوبخت

نشر چشمه


_________________________________


بشر به مرحله ای رسیده که زبان برای دروغ گفتن و نفهمیدن یکدیگر است. مینیمالیست ها می گویند: با سکوت و گفت و گوهای بی ربط بیان کنیم. مجموعه داستان کلاغ،دومین مجموعه داستان فرشته نوبخت است.پیش از این، مجموعه‌داستان مرغ عشق‌های همسایه‌‌ی  روبه‌رویی‌،شامل شانزده داستان کوتاه، درسال ۱۳۸۸ توسط نشرافراز از او منتشرشده است. کلاغ، حکایتی از انزوای انسان هاست. کلاغ حکایت آدم هایی است که در کنار هم هستند و با هم نیستند. حکایت دغدغه های درون آدم هاست. حکایت غارغار کردن و صدای هم را نشنیدن است.

عنوان کتاب( کلاغ)، عنوان هیچ یک از داستان ها نیست و شاید به نوعی از روابط سیاه و خاکستری آدم ها در زندگی امروز حکایت دارد. کلاغ، حکایتی از رئالیسم کثیف در زندگی روزمره است که مثل درختِ دو نیمه شده از تنه( در داستان بنویس عشق) نمادی از جدایی آدم هاست و فقط نخ باریک روزمرگی به هم پیوندشان می دهد و نگاهشان که کنی فقط خزه هایی سبز وسیاه بر آن ها نقش بسته است. زن گفت: « ببین این درختا هم مثل آدما هستن. بعضی شون یه راست و محکم تا بالا رفته ن، بعضی هم از نیمه دو تیکه شده ن.» بعد به دو درختی که با تنه هایی نزدیک به هم، شبیه عدد هفت، کم کم از هم دور می شدند، اشاره کرد: « این ها رو ببین، معلومه که از همون ریشه دو تیکه شده ن.» مرد انگار متوجه لرزش خفیفِ صدای زن نشد؛ نگاهی به درخت ها انداخت،سیگاری میان دو لب گذاشت و گفت: « باز خیالاتی شدی؟ این که تو می گی فقط دو تا درخت نزدیک به همه، همین.» صفحه ۷۳- از داستان بنویس عشق. این مجموعه داستان شامل یازده داستان کوتاه و یک کار نسبتا بلند است. ۱۱ داستان اغلب در فضای آپارتمان و گاه آسانسور و در برخی دیگر از داستان ها نظیر ( جایی دیگر- سفر- بنویس عشق) در فضایی بیرون از شهر رخ می دهد و تنها داستان ماه گرفته کمی فضای بومی دارد. داستان ها ظرف زمانی خاص یا ارتباط تنگاتنگ با دوره ی خاص تاریخی ندارند.

زبان داستان ها روان و یکدست است. درونمایه ی اغلب داستان ها : عشق ـ خیانت ـ مرگ و رابطه ی آدم ها و در واقع تنهایی و انزوا و دغدغه های درونی آدم هاست.نویسنده به خوبی از شخصیت پردازی و نشان دادن تنهایی در زندگی مدرن برآمده است. شخصیت های زن به خوبی پرداخت شده اند و کشمکش های درونی آن ها نشان داده شده است. در سه داستان ( راز  ـ کوه سنگی ـ اردک های چاق و مدادهای عاشق) داستان بین روایت در زمان گذشته و حال در نوسان است و تعلیق خوبی ایجاد می شود. سایر داستان ها معمولا روایتی خطی را پی گرفته اند. راوی اغلب داستان ها، اول شخص می باشد ولی در داستان های: (جایی دیگر ـ صندل ها و ته سیگارهای ماتیکی ـ بنویس عشق) راوی زن و به صورت سوم شخص می باشد.

در دو داستان های جایی دیگر و صندل ها که زاویه دید نمایشی است، راوی شخصیتی عادی است و داوری نمی کند، روایتِ خونسرد، بیان مسائل به شکل غیر مستقیم، نداشتن پایان قطعی، کنش های مختصر، سکوت و سپید خوانی در متن، برون گرایی در این دو داستان… همه و همه آن را در ردیف داستان های مینیمال و رئالیسم کثیف قرار می دهد. چینش داستان ها در این مجموعه به خوبی صورت گرفته است. بگذریم از این که داستان شصت صفحه ای بهشت کوچک، می توانست به عنوان داستان بلند در مجموعه ی دیگری از این دست چاپ شود.

داستان کلیدها از زبان پیرزنی پارانوئید به خوبی بیان شده و زبان و تکیه کلام ها و پردازش شخصیت ها مناسب است. فقط به نظر من راوی اول شخص در ابتدا و انتهای داستان کمی حالت مقدمه و حضور پررنگ نویسنده را به نمایش می گذارد. شاید استفاده از تک گویی بیرونی به تنهایی برای پیرزن پاسخ گوی داستان بود. به ویژه این که فرشته نوبخت در این داستان، از عهده ی زبان شیرین پیرزن به خوبی برآمده است. داستان ماه گرفته، تنها داستان تا حدی بومی در کتاب است، شخصیت منفعل مهراج، که خانم دکتر نیز خطاب می شود و در همان ابتدا می شنویم که در مقابل زنی که کف از دهانش سرازیر شده واکنشی ندارد و دیگران به او می گویند:« نترس خانوم دکتر، این زن غشیه» یا جایی در اواخر داستان می خوانیم که قوزک پایش را می سپارد به دست ماه پری که بااقتدار برایش باندپیچی کند،کمی باورپذیر نیست. در کل مجموعه داستان خوبی خواندم و به خانم فرشته نوبخت تبریک می گویم که روایت هایی به یادماندنی از زندگی و تنهایی و دغدغه های آدمی داشته اند.این که داستان هایش تصویری هستند و فضاآرایی و جزءپردازی بسیار خوبی دارند، سبب ماندگاری و در خاطر ماندن داستان هاست. به نظر من از داستان های خوب این مجموعه:صندل ها و ته سیگارهای ماتیکی- کوه سنگی- بنویس عشق ـ جایی دیگر ـ راز ـ اردک های عاشق هستند. صندل ها و ته سیگارهای ماتیکی اش را بسیار دوست می دارم و چندباره خواندمش.

به امید خواندن داستان ها و کتاب های بعدی از نوبخت. سطرهای پایانی کتاب: «… گاه از خودم می پرسم اگر آن ها بفهمند که هرازگاهی سر از قصه هایم درمی آورند، چه می شود؟ آن ها قصه های مرا می خوانند. گاهی می خندند و زمانی اشک می ریزند. حتا خیلی وقت ها از قصه های من خوش شان نمی آید و در هر صورت نمی دانند و یا به فکرشان هم نمی رسد که این ها خودشان هستند و زندگی هاشان که با خیالات تمام نشدنی من درآمیخته اند. اما راستی چه می شد اگر همه ی آن چه می نویسیم رنگ واقعیت و حقیقت به خود می گرفت. همان طور که آدم ها سر از قصه های مان در می آوردند، قصه ها نیز سر از زندگی ما در می آوردند. شاید این طوری تحمل بار سنگین زندگی راحت تر بود.» .



دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
Es-haghi اسحاقی » Archive گفته:

[…] نگاهی به مجموعه داستان کلاغ فرشته نوبخت نشر چشمه-۱۳۹۰ مریم اسحاقی- متن نو […]

سامان سپنتا گفته:

سپاس از نقد و نظر بانوی گرامی مریم اسحاقی .

منصور خورشيدي گفته:

مرسی بانو مریم اسحاقی .

تحلیل بسیار خوبی از داستان ارائه دادی .

تشکر از شما – خورشیدی

محمد گفته:

سلام خدا قوت جالب بود مااز قصه گذشتگان درس عبرت نیاموختیم ودر این تاریکی چاه ماندیم ودراینده باز ما قصه می شویم .خدا کند که انها از خدا کمک طلبند واز این چاه تاریک به بلند ی اسمان پر ستاره پر کشند ونوررادر اغوش گیرند موفق باشید بااحترام .م.ی. ۱۴/۹/۱۳۹۱

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image