برگه‌ها

می 2015
ش ی د س چ پ ج
« فوریه   مه »
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  
 
No Image
خوش آمديد!
دو غزل از آبتین پوریا پيوند ثابت

 

یک 

 

ای که رنگت چون شراب ناب سرخ است و قشنگ
روی ماهت چون گلی شاداب سرخ است و قشنگ

غنچۀ لعلت همیشه گرم و مرطوب و ملیح
زانتظار بوسه ای بیتاب سرخ است و قشنگ

آن رژ ماتی که همواره به لب ها می زنی
مثل شهد شیرۀ دوشاب سرخ است و قشنگ

گونه ات گلگون و صافی و همیشه آرزو
چون عقیق کانی کمیاب سرخ است و قشنگ

صورتت مانند ماه است و کمی خوشرنگ تر
چون خسوفی در دل مهتاب سرخ است و قشنگ

نظرات[0] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از آرزو نوری پيوند ثابت

 

 

یک .

گنجشک

 

دست به دست می­ شوم

مانند گنجشک بی­ جانی

میان بچّه­ های همسایه

کدام دست

پنجره­ ات را بست

که شیشه­ ها را ندیدم؟

 

 
 دو .

شالو

 

دریا دلتنگی­ اش را پنهان می­ کرد

از لنچ­ هایی که خوابیده بودند

شالوها را می فرستاد

ناخدا را بیدار کنند

 

 

نظرات[3] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از مینو سلیمی پيوند ثابت

10177354_623608357707749_8758634181004656182_n

 

یک

ما را براي وداع آفريده بودند…

دستي فريبنده

كه از گرماگرم دو تن

بيرون آورده مي شد

و عريان مي كرد التماس جان را،

به ماندن.

سكوت سنگين اشارت هاي دو چشم،

نظرات[0] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از میثم اسکندری پيوند ثابت

che

این روزها

مردان کوچک

پشت میزهای بزرگ می نشینند

بزرگ بزرگ حرف می زنند

و مدام خط های کوچک روی نقشه های جغرافیا را

جا به جا می کنند…

نظرات[6] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از سریاداوودی حموله پيوند ثابت

 

-حموله1-e1361337053788-270x300

رفورم

 

کفش ام به پای بادها بخورد

به پیامبری

مبعوث می شوم

 

شاید نیمه ی کسی باشم

که با یک کاما

جلو نیل را گرفت!

نظرات[1] | دسته: شعر, معرّفی کتاب | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
رمان کاخ رؤیاها پيوند ثابت

 

Untitled

نخستین اثر ترجمه‌ی فرزند قاسم صنعوی، اثری به فارسی ترجمه نشده ازرمانیبه نام «انجمن شاعران مرده» است. علی صنعوی که پدرش در ترجمه‌ی آثار جهانی به زبان فارسی، سابقه‌ای طولانی دارد، برای گام نخست خود، کتاب «کاخ رؤیاها» را از «اسماعیل کاداره» انتخاب کرده است.

اسماعیل کاداره، متولّد 1936م. در شهر کوهستانی «گی جیروکاستر»، در نزدیکی مرزهای یونان، مشهورترین نویسنده و شاعر کشور آلبانی محسوب می‌شود. این نویسنده پس از چاپ کتاب «ژنرال ارتش مرده» در   1965م. داستان‌ها و رمان‌های فراوانی نوشته است که از یک سو چشم‌اندازی تاریخی نسبت به کشورش ارائه می‌کنند و از سویی دیگر به تعمّق در تقابل طبیعت انسان با دیکتاتوری می‌پردازند. او که همواره در کشمکش با نظام کمونیستی «انور خوجه» در آلبانی بود، سرانجام در 1990 م. کشورش را ترک کرد و به فرانسه پناهنده شد. 

نظرات[0] | دسته: معرّفی کتاب | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
یادداشتی بر یکی از شعرهای « میناهای وحشی » / فرید یاسینی پيوند ثابت

DSC01350-223x300

یادداشتی از فرید یاسینی

شعرِ شمارۀ یازده از مجموعه ی « میناهای وحشی »

__________________________________

 « دور می شوند از هم

    قطار

 و سپیداری که عاشق سفر بود »

 

این یکی از هشتاد و پنج شعر فاطمه محسن زاده است، از دفتر میناهای وحشی وی؛ ضمن تبریک به ایشان برای چاپ کارشان؛ امیدوارم که برخی از دیگر کارهای این دفتر را به مرور بتوانم تورّق کنم.
شعر یک جورهایی خشک است انگاری، امّا به گمانم همین نقطۀ قوّت کار است؛ خشک بودنش به خاطر عامل لحن است؛ لحن شعر، گزارشی است؛ حتّی آنجا که گفته شده، ” سپیداری که عاشق سفر بود”، انگاری از خشکی لحن نمی کاهد که هیچ، تازه شعر را می خواهد بدهکار هم بکند که حالیا که سخن از عشق است، پس آیا این لحن گزارشی مخلّ شرح این عشق نیست؟ نه، نیست. اتّفاقاً همین لحن گزارشی و همین خشکی، با صفت “عاشق” که به سپیدار نسبت داده شده، شعر را گرفتار نوعی معارضه در جانش کرده که همین قوّت آن است به نظر من، که محلّ اصطکاک است در شعر، که انگاری لحن خشک گزارشی روی ریل این عشق می غلتد و کار را تمام می کند. 
سپیدار، در ایستگاه قطار است و هر بار که قطار، ایستگاهش را ترک می کند این سپیدار عاشق سفر است (چون همیشه در ایستگاه در کنار جایگاه است)، که بر جای می ماند. این گوییا غمنامه ای  باشد از انسان حالیه، انسانی که نصیبی از حرکت ندارد، امّا عاشق حرکت است، انگاری نمی داند که بی حرکتی او از طبیعت اوست (مثل درختی که ساکن است ) .
آنجا گفتم که معارضه ای در جان شعر است از لحن گزارشی و بروز صفت عشق؛ اینجا می افزایم که یک معارضۀ دیگر هم هست از سپیداری که بی ثمر است و ثمره ای که دارد (به واسطۀ عاشق بودنش) .
در خصوص واژۀ قطار، امّا شعر حاوی طنزی تلخ است؛ قطاری که به قامت دراز است، در این شعر و در سطر دوم، بسیار کوتاه می شود و سپیدار که در قیاس با قطار کوتاه، در هیبت سطر سوم، دراز می شود. در زندگی حقیقی نیز همین طورهاست؛ زمان، مثلا همیشه در نقطه ای دور، مثل در گذشته و یا در آینده، انگاری فشرده و دور از دسترس است؛ اگر چه دراز است(؟) امّا موقعیّت های احساسی ما هر چند کوتاهند(؟)، مدام در حال کش و قوس دادن ما و دراز کردن مان هستند!

 

نظرات[0] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
گذری و نظری بر مجموعه شعر نفسی برای پرواز/ دکتر سالار عبدی پيوند ثابت

abdi

بانو نسرین آهنگی ، را به عنوان یک بانوی فرهنگ دوست و دغدغه مند می شناسم و افتخار این را داشته ام که در جلسات متعدّدی در خدمت این عزیز، نیوشای اشعار خوب و پر مغزشان باشم و از این که بانویی در سرزمین عزیزمان – با این فرهنگ و پیشینۀ غنی – ، تا این حد به ادبیّات و هنر پر افتخارمان عشق می ورزد بر خود می بالم و احساس شعف می کنم.

     واقعیّت امر این است که شتابناکی زندگی های مدرن و سرعت سرسام آور آن و تغییر و تحوّلاتی که به چشم به هم خوردنی به وقوع می پیوندد و حتّی فرصت تفکّر و تأمّل را نیز از انسان امروز گرفته است ، باعث شده تا افراد جامعۀ امروز شاید ناخواسته  از هنر و شعر فاصله بگیرند و این وسط شاید اقبال با انواع شعر کوتاه باشد که زمان کمی از خواننده می گیرد و خوانندۀ شعر امروز ، بنا بر اقتضایات حاکم، گرایشی افراطی به سمت و سوی این نوع سرایش دارد و اقبال دوبارۀ قالب هایی، چون : طرح ، دوبیتی، رباعی و حتّی قالب های تازه تآسیسی، چون نو خسروانی و… از این مشرب ، آب می خورند.

نظرات[0] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image