برگه‌ها

می 2011
ش ی د س چ پ ج
« آوریل   ژوئن »
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  
 
No Image
خوش آمديد!
به مناسبت روز مادر / اثری زیبا از رضا کاظمی پيوند ثابت

 

 

نام تابلو: سماع
 
تکنیک: کولاژ  ـ  نقّاشی
 
رنگ و روغن روی بووم
 
ابعاد 50 در 50 سانتی متر
 
تابلو شماره دو از سه گانه ی “پروانه ها” / رضا کاظمی

 

 

نظرات[1] | دسته: حرفی از آن هزاران | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ميانجي هاي تفكّر ( 2 )/ مسعود رفیعی طالقانی پيوند ثابت

 

عنوان مقاله : ميانجي هاي تفكّر ( 2 )، تیرگی های عصرت راببین

____________________________________

 

در فرهنگ هاي لغت فارسي ، در برابر كلمه معاصر نوشته شده است : همعصر ،‌همدوره ، همزمان  . اين تعريف همچنين در افكار عمومي نيز رايج است و اصولا به همدوره بودن با زمان در جريان، ” معاصر بودن ” گفته مي شود . از سويي به قرن جاري نيز ” دوران معاصر” مي گويند   ، امّا آيا به راستي در تفكّر فلسفي نيز معاصر بودن معنايي، همانند همعصر و همدوران بودن دارد ؟ اين موضوعي است كه جورجو آگامبن ، فيلسوف ايتاليايي ، مورد پرسش قرار داد و پرسيد ” ما با چه چيزهايي و چه كساني معاصريم ؟ ” و نيز ” پيش از هر چيز معاصر بودن به چه معناست ؟” 

براي بسط اين پرسش و درك بيشتر آن در شرايط حاضر، نگارنده ترجيح مي دهد تا با مثالي ذهن مخاطب را روشن تر سازد تا پس از آن چند مورد از مثال هاي آگامبن نيز مورد بازخواني قرار گيرد . مدّتی است كه سريال ” قهوه ی تلخ ” در شبكه فروشگاه هاي كشور توزيع مي شود و شخصيّت اصلي ماجراي داستان آن،  فردي است كه از زمان حال، يعني سال 89 شمسي به 200 سال قبل  بازگشته است و با افرادي روبرو است كه شناختش از آنان، نه شناختي ظاهري، بلكه شناختي از دريچه ي تاريخ است . به تعبير ديگر او در حالي در عصر آنان قرار گرفته كه با عصر خودش فاصله اي بسيار دارد : 200 سال .

نظرات[1] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
خصیصه های تولید شعر شاملو/دکتربیژن باران پيوند ثابت

 

 مقدّمه

 شاید شاملو خوشش نیاید که او را با فردوسی در زبان فارسی همتراز دانست. ولی 60 سال کار ادبی او  دو برابر تعداد سال های صاحب سطر “بسی رنج بردم در این سال سی/ عجم زنده کردم بدین پارسی” است. اگر فردوسی واژه های خراسانی را هزار سال پیش در شعر جا انداخت؛ شاملو واژه های زبان محاوره ای تهرانی را در کتاب کوچه، موازی کار سترگ لغتنامه ی دهخدا، گردآوری کرد و در آثار ادبی خود به کار برد. کتاب کوچه به صورت نرم الکترونیک در ویکی اینترنت به مرور خواهد آمد.

 نقد شعر و آثار شاملو ابعاد گوناگونی را دربر دارد. در این جستار سه خصیصه ی شاملو در باره ی شعر ـ که از او به صورت حضوری شنیده ام ـ واشکافی می شوند:

  • ♦ کوتاهی طولی شعر ـ متناسب با گنجایش حافظه کوتاه مدّت خواننده .
  • ♦ دستنویس اولین شعر ـ تقلیل کنترل مشعر در مغز راست بر نویسش در مغز چپ .
  • ♦ زمزمه ی خوانش شعر ـ کاربرد تلّفظ دهانی لحن و شنیدن آهنگ .

نظرات[2] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از حامد ابراهیم پور پيوند ثابت

 

 دلم ،تنم ،وطنم زخمی است… وصله ی تن باش

خزان گرفته شکوه مرا شکوفه ی من باش

بیا دوباره به دیدار شعرهای مریضم

خزان گرفته بهار مرا ببخش عزیزم

 مرا ببخش اگر پنجه های گرگ ندارم

برای بردن تو نقشه ای بزرگ ندارم 

بخند ! پاسخ این اشکهای یخ زده خنده ست

…مرا ببخش اگر شعرهام خسته کننده ست

نظرات[0] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از مهتاب کرانشه پيوند ثابت

مثلث بودیم !

معلق در رعایتِ عادت ها

با ضلع های ساقه ایِ دریغ و درد.

زخم بودی

در آستین پنجه هات

جاری در جراحت های کلامی هر روز!

مثل جنینی که میل ِ به او، در من جنبشی حتمی داشت / مثل آغوشی قلابی

نظرات[7] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
بررسی شعر و داستان با حضور محمود معتقدي و رسول يونان پيوند ثابت

سيزدهمين نشست عصر روشن با موضوع «چرا شعر؟ چرا داستان؟» برگزار مي‌شود.

در اين نشست كه در سالروز برگزاري سلسله نشست‌هاي فرهنگي عصر روشن برگزار مي‌شود، ابتدا پدرام رضايي‌زاده، ليلا صادقي و رسول يونان به شعر و داستان‌خواني مي‌پردازند.

پدرام رضايي‌زاده، متولد ارديبهشت‌ماه سال 1360 است. او مجموعه‌ي شعر «اگر شيطان سخن بگويد» و مجموعه‌ي داستان خود را با نام «مرگ‌بازي» منتشر كرده است. او همچنين رماني دارد با عنوان «نيم‌ ساعت مانده به صداي جيرجيرك».

ليلا صادقي، متولد 28 فروردين 1356 است. از او علاوه بر آثار داستاني چون ضمیر چهارم شخص مفرد، وقتم کن که بگذرم، اگه اون لیلا ست، پس من کی‌ام؟!، داستان‌هایی برعکس، و بالاتر از سیاهی نقطه، شعر- داستان از غلط‌های نحوی معذورم، نيز منتشر شده است.

از رسول يونان، متولد 1348، نيز علاوه بر مجموعه شعرهاي روز بخیر محبوب من، جاماکا، پایین آوردن پیانو از پله‌های یک هتل یخی، کنسرت در جهنم

نظرات[0] | دسته: خبر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
مزامير خاكستري هوشنگ چالنگي / سریا داوودی حموله پيوند ثابت

            « مریدی در معبد زنبق ها نيست، مبادا گياهان بوي حرف شاعران بگيرند »

 _____________________________________

 

در خصوص شعر موج ناب و موج نو خوزستان زياد شنيده ايم . از شب هاي شعر خوشه تا معرّفي شاعران در مجلّه ی تماشا، از مفيد و بنياد و فردوسي گرفته تا نقطه نظريه هاي كي و كي در دنياي سخن ، آدينه ، معيار ، عصر پنج شنبه و اظهار نظرهاي دير از راه رسيده ها در هفته نامه ها و روزنامه ها كه همچنان به تشريح دل و روده موج ها نشسته اند و شترهاي بالدار را نمي بينند !  و امّا همه و همه نديم موج اند نه شعر ! زيرا از ديدگاه شعر مهم است آغازگر كه بوده است، ولي خيلي مهم تر اين كه چه كسي هنوز شاعر مانده است ؟ حالا اين كلاف به دست كي و كجا و چگونه ، اين حرف هاي ژورناليستي تير در تاريكي است؛ چرا كه شعر خوب و اثرگذار احتياج به اين همه سابقه سازي ندارد و اين نان هاي محفلي خشك و غير قابل هضم اند و خيلي ها زير چتر خودشان خيس شده اند !! اگر اين طيف پر شعار رو به قبله حقيقي شعر داشتند، به بلوغ فكري ، ذهني ، اجتماعي نزديك مي شدند و شعر جنوب هم لگدكوب فلانك و بهمانك نمي شد .

از اين رهگذر بايد گفت زير سايه ی جناب هوشنگ چالنگي خيلي حرف  نشسته است دفتر و « زنگوله تنبل » به دور از همين باد و مبادها با صدق آمده است تا خود به « بودن » اعتراف كند و يا به قول ارسطو در متافيزيك امري پذيرفتني شود، زيرا : «آنچه هست كه هست و يا از آنچه نيست كه نيست صدق است »

نظرات[3] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از منصوره اشرافی پيوند ثابت

 

تمام تاریخ دویده ام

آفتابم کجاست؟

خورشیدم کو؟

خسته ام .

 

برده ای

 تحسین شده

کارخانه ای متحرّک

محصور زندانی،

به نام خوشبختی .

نظرات[1] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
به بهانه ی بغض سال نو / سهند ستّاری پيوند ثابت

 سهند ستاری

آنچه که همواره در سیر تاریخ مدار متن اندیشه آدمی، مسبّب نشر و زمزمه و بازتولید دیسکورس های مدنی شده است، صرافت پاسداشت آغاز سال نو را بر ضرورتی متمرکز خواهد داشت که ریشه در واکاوی موجبات نقض آرمان ها و انگیزه فعلیت آنها دارد. بازخوانی آرزوهایی که در روزهای پسین، همچون هدفی راسخ جلوه می کرد و اکنون از فرط تحمّل سرخوردگی های دورانی، تنها باتلاق وهم و خیال را مأمن خود می پندارد و البته آرمان هایی که همچنان  به حکم امید، ما را به رؤیت سحرگاه آینده تسلّی می بخشد. بی تردید در امتداد خیابان یک طرفه روزگار، هنگامی که به انتهای آن می رسیم، گاه ترس از تحمّل تکرار دیروز و پرسش از چگونگی به بار نشستن اندیشه ی مهاجم، آرمان هایمان را بر خیالی موهوم تصویر می کند، امّا با تمام این اوصاف همین زمزمه ی تجربه سالی جدید است که بار دیگر افسون امیدواری را در سراسر شهر فریاد می زند.

نظرات[0] | دسته: حرفی از آن هزاران | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چرخ زدن در باد/ منصور خورشیدی پيوند ثابت

من درخت شهرزاد می بافم

شاعر : مینا میر صادقی

نشر آرویج

 

____________________________

 

بی توجّهی به هماهنگی اجزا و اشیا درزبان موجب می شود تاشاعر در القای مفاهیم ، ذهن خود را در گیر اموری کند که تناسب چندانی بین کلمات و معنای حاصل از آن  وجود نداشته باشد .

شاعر نیّت بیان کلمات ، ترکیبات و تصویر های بر ساخته را زمانی آشکار می سازدکه پاسخی به تمنای درونی خود داده باشد؛ برای بیان امر واقع که در زندگی روزمرّه با آن دست به گریبان است  :

لباس هایت را در بغض جا می گذارم

و نامت را که می آورند

چاهی در گلویم چادر می زند

کسی صدایم می کند

منظور شاعرساده تر از نمونه ی فوق این گونه بیان می شود :

 

نظرات[2] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
عشق ازلونی ديگر در غزل حسین منزوی/سالارعبدی پيوند ثابت

ماوصل را با واژه هایی تازه معنا می کنیم

روزی بیامیزیم اگر با یکدگر دیوانه جان

 

            در مورد حسین منزوی و شعر او تا به حال مطالب جسته و گریخته‌ی نه چندان زیادی نوشته شده است، امّا مطلبی که به وضوح و روشنی در مورد نقش و جایگاه منزوی در شعر معاصر امروز نوشته شده باشد به چشم نمی‌آید. نوشته‌ها بیشتر یا به کلّی‌گویی و ابهام در مورد گوشه‌ای از مشخّصات شعری وی پرداخته یا به تعریف و توصیف غیرکارشناسی در مورد منزوی و شعرهایش که این حاکی از آن است که نویسنده‌ی آن آگاهی و اطّلاع چندانی از شعر امروز و ویژگی‌های موجود در آن و به‌خصوص نقش و جایگاه منزوی در این میان ندارد و تنها در این‌جا و آن‌جا شنیده و خوانده است که مثلاً حسین منزوی پدر غزل معاصر ایران است یا در مقدّمه‌ی برخی کتاب‌ها خوانده که چه القاب و عناوین مطنطنی از جانب نویسندگان آن کتب به منزوی داده شده است و در ذهن خود همه‌ی این تعاریف و برجستگی‌ها را جمع آورده و با رنگی از تعصّب که اساساً نکوهیده است و چشم واقعیّت ‌نگر را کم‌سو می‌سازد، به عنوان نوشته‌ای و مقاله‌ای در جایی به چاپ رسانده است و چه بسا این مقالات هیچ نقشی در تعیین و معرّفی جایگاه شاعر شوریده‌حال ما به جامعه‌ی ادبی ندارند و بیش‌تر نقش سوء دارند و بس.

           نوشته های دیگری هم که توانسته‌اند تا حدّی نقاب از برخی اندیشه‌ها و عواطف طنّازانه‌ی منزوی بگشایند ،راه به جایی نبرده‌اند؛

نظرات[2] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از فاطمه اختصاری پيوند ثابت

 

«زیر درخت گلابی!»

 

1

[بساط سبزی، توی حیاط، زیر درخت]

 

2

سُرور خانم… و چند تا زن ِ خوشبخت!!

سُرور خانم و یك مشت حرف عُق دارش

از عشق و عقد و عروسی و مجلس پاتخت

سُرور خانم و بند دكلته ی سبزی

كه گیر كرده به یك چیز ِ زنده ی ِ سرسخت

بساط سبزی، توی حیاط دلگیر ِ ↓

سُرور خانم

نظرات[8] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از دکتر سیّد مهدی موسوی پيوند ثابت

به مادرم بنویسید حالمان خوب است

به هر کجا بروی رنگ آسمان خوب است!!!

به مادرم بنویسید مهدی ات زنده است !

که زندگی من این گوشه ی جهان خوب است

که فالگیر ” حرم ” در میان دستم دید :

دوشنبه ، بیست و دو  ِ دی ! بله ، زمان خوب است

که آب و دانه وجفت و بهار آماده است

نظرات[13] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از دکتر بیژن باران پيوند ثابت

1 ـ چالوس

 

گربه مه در کش و قوس، آهسته رَوَد، تمام خواه.

از دره بالا آید ـ خزد به سینه کش کوه، خموش

در پی، سفید تور ژنده پنبه ای کشانده شود ـ

به شانه و سر ـ  با لیس بر تنه و دیواره سنگ لیز

تسطیح تاریک برجستگی و قعر، تبسّم سکوت صبح

شیری هراس، حجم حایل هراز

تعلیق اشباح پنهان گمشده گذشته ها.

آویز ـ هیولای صخره و درخت؛

نظرات[0] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از محمّدرضا حاج رستم بگ لو پيوند ثابت

 

به پاس پرچم مشروطه ، گزارش آب و هواشناسی

  

کمی تا قسمتی در سایه روشن های پوچستان

پر از غمناکی پاییز در سلّول هر زندان

غباری بغضگاهی با کمی رگبار خون از چشم

سگ آلوده تر از تزریق هر معتاد در تهران

سرابی نیمه آبی، وهم در وهم دو مرغابی

شرابی جاری از جنّات تجریش و پل شمران

دما تا بی نهایت صفر، در حجم مکعب خشت

ومه با غلظتی از درّه یوشایوش تا یمگان

جذامی کاملن واگیر در حال فراگیری

ویک جبهه هوا زیرهوس درهر نفس پنهان

نظرات[1] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شکل دیگر دیدن / منصور خورشیدی پيوند ثابت

یک دقیقه سکوت

محمد علی حسنلو

نشر هشتاد ـ 89

___________________________

 

شعر را می توان اندیشه ی زبان تعبیر کرد ،  وقتی هویت خود را آشکار می کند ، بیش تر نمود پیدا می کند. زمانی که خواسته های شاعر در حضور و غیاب کلمات ، ورای خاصیّت ارتباطی به صورت نمادین یا استعاری عرضه می شود ، عینیّت پیدا می کند . شکل حرف هایی که به سطر تبدیل می شوند و سکوت را می شکنند  و رفتار هیچ چیز ی را باور ندارند . 

دست ها دیگر

رفتار دستبند را حس نمی کنند .

گاهی گل سرخی

پر پر شده روی تابوتم

همین هویّت عینی به حقیقت می رسد و آگاهی انسان را شکل دگر می دهد .

نظرات[0] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از رضا کاظمی پيوند ثابت

 

1 ـ

دلم دیگر به این عشق‌ها گرم نمی‌شود؛

باید به مادرم برگردم

اتّفاق است دیگر…

  

2 ـ

من که جای خود؛

چشم‌هات

خورشید را هم زخم می‌زنند!

چشم‌زخمِ کودکی‌هایم کجاست مادر؟

نظرات[0] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
افسون زدگي و مرگ انديشي/ سام محمودی پيوند ثابت
 

 

 

عنوان مقاله : افسون زدگی و مرگ اندیشی
نگاهي به رمان زندگي نو
نوشته اورهان پاموک
 
________________________________________
 
 

 ” زندگي نو” در كل حسب حال كسي است كه از محدوديت آدمي در زنداني به نام «ديدگاه من» واقف است و در عين حال راهي براي رهايي از اين زندان مي جويد. كشمكش لاينحل قهرمان داستان سرانجام دوري باطل و نقيض نما از آب در مي آيد. اگر من اين دريچه ديد، اين سرچشمه تفسير، و اين نظرگاهي هستم كه هر جا كه بروم آن را با خود حمل مي كنم، پس رهايي از خود يا در افسونزدگي و خودباختگي در چيزي ـ كه در داستان يك كتاب نماينده آن است ـ ممكن است و يا در مرگ. به بياني ديگر، بايد خود را يا مسخ كنيم يا نسخ! يا بايد به يك شيء، يك كتاب و يك ديگري مبدل شويم و يا كلاً محو و نابود گرديم. اين راه ها كه به طور طبيعي نه گزينشي آزاد و خودخواسته بلكه نوعي ربودگي و غرقه گشتن هستند از استعلايي وارونه، استعلاي عصر ما نشان دارند. به قول كافكا، «ما برج بابل حفر مي كنيم. » راه گريزي كه از آغاز تا پايان با وفاداري به خويشتنِ خويش ما همراه نباشد شبحِ استعلاست، برج بابلِ وارونه است، قرباني كردن منِ خويشمند خود به پاي خودفريبي، پندار، جادو و تخدير و مدهوشي است. اين همان فاجعه تراژيك و نقطه زخم پذير قهرمان «زندگي نو» است. او در اوج جواني و ناپختگي، آن گاه كه هنوز از خويشتن خويش چيزي جز آن كه از آن بيزار است نمي داند، سفري اديسه وار به سوي بي خويشي مي آغازد. اين اوليس و يهودي سرگردان تُرك كه خيال بالندگي به آنچه نيست در سر دارد، به جاي آن كه راه خود را از آنچه هست بياغازد، خود را يكسره به دست حادثات مي سپرد. او در هواي آينده اي بدون گذشته است. آنچه بوده ايم، آنچه هستيم، آنچه مي شويم و آنچه خواهيم شد، جمله اعضاي يك پيكرند كه حذف هر يك همه سازمان وجود ما را برمي آشوبد، از هم مي گسلد و در وهم و خرافه و بي رحمي منتشر و متفرق مي كند.

نظرات[0] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ترجمه ای آزاد از شعر کودک و مادر:اوژن فیلد/کامبیزمنوچهریان پيوند ثابت

 

کودک و مادر

سروده اوژن فیلد

 

مادر ای عشق من، اگر روزی

دست خود را به من تو بسپاری

و به هرجا که گویمت با من

نرم و چابک قدم تو برداری

 

من تو را می برم به رؤیاها

سرزمینی قرین زیبایی

روشن از نور ماه، شب هایش

آسمان پرستاره، رؤیایی

نظرات[4] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از حمید رضا اکبری شروه پيوند ثابت

 

شیطان  چوب خوش می تراشد

پشتش به من که می شود / یادش به من نیست شاید ؟!

رد بوسه اش هم پاک شده است / بابوی الکل !

این رنگ سرخ هم از پیاله او نیست؟

کمی قدیمی چپ می زنم / شیطان چوبش را تراشیده

نظرات[0] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
زن درداستان های واقع گرایانه ی صادق هدایت/دکترمجیدپویان پيوند ثابت

عنوان مقاله :بررسي جامعه شناختي جايگاه زن در داستان هاي واقع گرايانه صادق هدايت

________________________________

 

برخلاف اجماع نسبتاً كلّي‌اي كه در مورد زن‌ستيزي هدايت وجود دارد، اين ستيزندگي عموماً در زمينة مناسبات عاطفي و زناشويي است، حال آنكه هدايت در برخورد با «زن» در مقام عضو جامعه‌اي با ساختار‌هاي فرهنگي، اجتماعيِ سنّتي و مردسالار، موضع‌گيري‌اي كاملاً انساني، حمايتگرانه و نوعدوستانه دارد.اوج اين رويكرد انساني را مي‌توان در داستان‌هایي مانند: تخت ابونصر، گجسته دژ و زني كه مردش را گم كرد ديد.او حتّي در داستان‌هايي مانند: مُحلّل و طلب آمرزش كه با نگاهي زن‌ستيز عملكرد زناني را كه موجب بيچارگي مردان شده‌اند، به نقد مي‌كشد، باز هم زمينه‌هاي فردي، اجتماعي، رواني و طبقاتيِ چنين عملكردي را نشان مي‌دهد و تا حدودي آنان را بي‌گناه و حتّي قرباني قلمداد مي‌كند….

          فقر اقتصادي و فرهنگي، باورهاي خرافي و عاميانة غلط دربارة زنان، سوءاستفاده از برخي هنجارهاي عرفي و شرعي؛ ناآگاهي طبقاتي، غلبة نظام مردسالار، برداشت صوري و قشري و خرافه‌آميز از دين، خودباختگي در برابر فرهنگ و تمدّن غرب، چندهمسري، بيماري و نبود امكانات بهداشتي، نگاه ابزاري مردان به ‌زن و… از عواملي است كه در جامعة در حال گذارِ روزگار هدايت به تباهي و قرباني شدن زنان مي‌انجامد.

نظرات[1] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از رها صافی پيوند ثابت

رها صافی

تولّد : افغانستان ، ا فرودین 1373 ش

__________________________________

 

باران می بارد

و مادرم که هر شب

از دست پدرم

شام شلاق می خورد

من گوشه ی اتاقم کِز می کنم

ورادیو اعلام می کند:

نظرات[2] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
تأمّلی بر کتاب شعر«من شاعر متولّد شدم»/مجتبی مرادی پيوند ثابت

 

« من شاعر متولّد شدم» بهار 1389 در85 صفحه توسّط انتشارات کودک و نوجوان رعنا  در 3000 نسخه چاپ شد. پس از انتشار کتاب از روزنامه ها ،رادیو،تلویزیون و سایت های خبری در باره ی فروغ داودی حرف و حدیث های زیاد شنیده شد. او را به عنوان خردسال ترین شاعر شعر نو معرفی کرده اند، البتّه توانایی اش در سخنوری  را هم باید به عناوین شعر گویی اضافه کرد. امروز نوشتن از فروغ داودی خردسال بزرگ اندیش کمی سخت به نظر می رسد؛ با توجّه با نوع و بیان شعری اش خواننده می ماند که چرا و چگونه به این نوع از شعر کشیده شده است ؟در حالی که بزرگ تر های اسم در کرده و عنوان برده مشغول سرودن شعر اتل متل برای امثال او می باشند.فروغ می گوید:« وقتی شعرهای کودکانه ی بعضی از شاعران را می خوانم خنده ام می گیرد؛این همه ابتدایی و کلیشه ای!…واقعا چرا به نیاز روز کودکان در نوشته ها توجه نمی کنیم چه اشکالی دارد کودکان ادبیّات روز را یاد بگیرند و در این زمینه ذهنیتشان را پرورش بدهند؟»…وقتی با فروغ صحبت می کنی در ایده ها و اظهار نظرهایش می مانی!

…فروغ مدرسه نمی رفت که با کتاب آشنا شده و الفبا را که یاد گرفت خورد و خوراکش کتاب شد،این را مادرفروغ می گویدو پدر که با مهربانی به چهره ی فروغ که دو چشم درشت در آن برق می زنند، نگاه می کند و  می گوید: من دوست دارم فروغ به رشته ی پزشکی فکر کند و شعر و ادبیّات برایش زنگ تفریح باشد!

نظرات[2] | دسته: شعر, معرّفی کتاب, نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از سالارعبدی پيوند ثابت

 

قافیه اش پر پر بود!

گل بود ولی قافیه اش  پر پر بود

درکش ز توان عشق  بالاتر بود

حتّی خود عشق سینه چاکش شده بود

لبریز حماسه بود ، چون مادر بود!

 

مادر بیمار!

آسوده بخواب مادر بیمارم

راحت شدی از اذیت و آزارم

با دسته گلی به دیدنت آمده ام

نظرات[1] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از محمّد صادقی پيوند ثابت

…وخرداد

ماه بادهاي كاغذيست

تا بچّه ها

تيتر روزنامه ها را به ابرها نشان بدهند

 

♦♦ 

اين روزها

 كوچه هاي دلم را آسفالت مي كنم

نظرات[0] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از شاپور احمدی پيوند ثابت

شاپوراحمدی

1 . چادرش…

 

چادرش را خوب پيچاند. نه از كنار حياط ما، از نزديكی نرده‌های همسايه پيش آمد.

 دست در زباله‌دانی كرد و مقوایی بزرگ بر سر گذاشت و با چند زن ديگر گذشت. آن وقت زنانی ديگر بازگشتند با مقواهايی كه باد در آنها می‌گرديد.

 دست های خوبي دارد، همين طور گونه، يكی گفت.

 سال ديگری، ديگری گفت.

  بسيار باادب، يكی ديگر.

  پياده‌روی، و يكی ديگر.

  هر چه بود، حين سركشی در بيرون رخ داد و خرده‌خرده تمام شد.

نظرات[0] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
هماهنگی لحن و تیپ در آثار احمد محمود/فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

شخصیّت هر گوینده ای از خلال گفتارش آشکار می شود. گفتگوی داستانی درصورتی که متناسب با گوینده اش باشد، معرّف خصوصیّات روحی وفکری اوست. می دانیم که شیوه ی صحبت کردن هرفرد از تفکّر ، پیشینه ی خانوادگی وتربیتی ، قرار گرفتن در موقعیّت های گوناگون وبسیاری موارد دیگر تأثیر می پذیرد.نویسنده با آگاهی به این عوامل تأثیر گذار می تواند گفتگوهایی جذّاب و متناسب را ارائه دهد.
در این مقاله با در نظر گرفتن توانمندی و مهارت احمد محمود (1310-1381)درنگارش گفتگو هایی درخشان در داستان هایش ، پس از مطالبی با عنوان : “لحن ” ، “تفاوت لحن قصّه ها با داستان های امروزی ” ،” هماهنگی لحن متن داستان وگفتگوها”، به ذکرتوضیحات و شواهد متنوّعی با محوریّت هماهنگی لحن و تیپ در آثار احمدمحمود پرداخته شده است . امید که مقبول اهل ادب افتد.

لحن

لحن در اثر ادبی ، طرز برخورد نویسنده را با موضوع نشان می دهد؛ بدین گونه که لحن نویسنده در نوشته می تواند محزون، جدّی ، طنزآمیز، احساساتی ، ریشخندآمیز و … باشد.

نظرات[4] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
زن و ادبیّات / فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

” آیا ادبیّات زنانه دارای سنّتی متمایز است ؟ آیا زنان و مردان در نوشتن و آفرینش ادبی با هم فرق دارند ؟ آیا هر نوشته ی ادبی زنانه ” فمنیستی ” است ؟آیا زنان برای نویسنده شدن با دشواری های بیش تری دست و پنجه نرم می کنند؟

زنٍ نویسنده با چه مسائل متفاوتی روبرو می شود ؟ آیا نگارش زنانه نقد جداگانه ای می طلبد ؟

این مجموعه ی مقاله ها پیش درآمدی است برای پاسخ گویی به پرسش هایی از این دست . کتاب حاضر می کوشد در بخش های گوناگون ، از زبانٍ زنان صاحب نظر در ادبیّات غرب ، به مسائل ویژه ی زنان قلمروادبیّات داستانی بپردازد.

نظرات[0] | دسته: معرّفی کتاب | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از حمید رضا اکبری شروه پيوند ثابت

 

برای اشک و مانا

1 ـ

ماهی مرده

امّا من نفس می کشم

در تنگ  بی حوا !

 

2 ـ

تولّد

تقدیری که مرا می زاید .

 

3 ـ

سکوتم

از آزادی ست !

نظرات[1] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دوشعر از علیرضا نوری پيوند ثابت

1 ـ

 

 به  کرم الله  و چشم هایش… 

به دویدن 

در راه پله ای که هرچه بالاتر می روی

به جایی ختم نمی شود

و تاریکی  که از پشت سرت      مدام  نزدیک تر…

آنقدر نزدیک

که به بازی ترسناکی

وارد می شوی…

روشنایی

چشم می گذارد و تو را هیچ وقت پیدا نمی کند

نظرات[0] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
تنهایی هدایت / امیرحسن چهل تن (بخش پایانی ) پيوند ثابت

درد هدایت ، این کاشف تیزبین تاریکی های درون ما تنها از کهنه پرستان نبود ، بلکه متجددینی که از نوع شین . پرتو نیز عاجزاز درک نبوغش را تخطئه ی او را پیش گرفته بودند . جنتی عطایی از قول شین . پرتو می نویسد : هدایت نسخه ی خطی بوف کور را به من داد که بخوانم . آن را خواندم و به او گفتم که خوشم نمی آید . شاید بدانید که من عاشق زیبایی و زندگی هستم واز هرچه نومیدکننده و گمراه کننده باشد بیزارم.
هدایت ناچار به دوستی می نویسد : همه ی درها بسته است ، خودم را نمی خواهم گول بزنم .

انجوی شیرازی می نویسد : « در همان سالهایی که هدایت با بی اعتنایی و حتی دشمنی هیأت حاکمه ی ایران روبه رو بود ، صدها نفرافراد بی هنرمدال علمی و فرهنگی گرفتند، چندین نفر که صلاحیت علمی نداشتند و حتی زبان نمی دانستند ، مأمورامور فرهنگی ما دراروپا بودند ، گناه هدایت فقط یک چیز بود : مناعت و بزرگ منشی .»

نظرات[0] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چرخیدن در مدار کلمه / منصور خورشیدی پيوند ثابت

 

کلمه هایی که انگار خوابشان نمی برد

شاعر : نیلوفر ضرغامیان

نشر نگیما ـ 88

______________________________________

 

توصیف مستقیم احساس و عواطف از راه تماشای پدیده های موجود در اطراف شاعر ، تفکّر اورا در یک محدوده ی تنگ محصور می کند که برای گریز از این موقعیّت بسته ، تلاش ذهنی بسیار قوی ضرورت حتمی است .

” من چشم می گذارم

و تو برای یک عمر گم می شوی “

نظرات[0] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از پگاه عامری پيوند ثابت

شب است، حوصله ی روز  بی تو سر شد و رفت

سرود، از  لب ِ  شب  واژه    برحذر   شد  و رفت

به   جستجوي   كسي    بود     با    نگاه ِ   قديم

نگاه ِ   من   كه   غريبانه   دربدر  شد  و  رفت

دو دست ِ رو  به  دعا خشك  شد  به  سوي  خدا

نظرات[16] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
کوچه … / سالار عبدی پيوند ثابت

در کوچه ای که آینه اش زنگ بسته بود
بغضی در انتظار شکستن نشسته بود

آهی در اوج ، مرثیه ای را کشیده بود
دردی ، فرود دست یکی را شنیده بود

یک دشت لاله سوگ گلی را خمار بود
چیزی گلوی شاعری ام سوگوار بود

فرّ و شکوه لشکری از دل شکسته بود
شوری به جای قافیه در خون نشسته بود

مردی غریب و بی کس آن سوی ماجرا
بی کس تر از صداقت و تنهاتر از خدا

شرمنده از بیان بزرگی ش واژه ها
زانو به غم گرفته در آغوش ، بی صدا

مردی که آفرینش از او سر گرفته بود
عشق از کبوتر نفس اش پر گرفته بود

نظرات[1] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نقدی و گذری بر موسیقی(بخش پایانی) / سالارعبدی پيوند ثابت

 

قسمت اول مقاله را اینجا بخوانید :http://www.matneno.com/?p=1781

__________________________________

 

البتّه  انتقادی هم همواره و هنوز هم ، بر موسیقی اصیل ما روا بوده است و شاید همین انتقاد بزرگ ، در رشد و تسریع حرکت این جریان ، نقشی اساسی و کلیدی داشته باشد و آن تم تقریبا یک نواخت ، خواب آلود  و کم تحرک موسیقی اصیل ما باشد؛ به عنوان مثال آیا می شود موسیقی اصیل را در عروسی خواند و رضایت  حداکثری را جلب کرد؟ آیا این موسیقی ، سوای درک و شعور و عرفان بالای مستتر در آن که برای  جو و فضاهای سنگین کاربرد دارد ، برای چنین فضاهایی، چه تدبیری اندیشیده است؟ آیا واقعا ضعف در خود موسیقی است یا در مجریان آن که نتوانسته اند این جنبه از موسیقی را برای این کاربرد استخراج و فعّال نمایند؟!

           امروز هم ما دقیقا با همین مسأله مهم مواجه هستیم. درست است که شاید امروز هم میزان استقبال از موسیقی اصیل دهه های قبل از انقلاب خیلی زیاد باشد  و هنوز هم که هنوز مردم ، خاصّه جوانان ما این ارادت و علاقۀ قلبی به موسیقی سنّتی خود را حفظ کرده باشند، امّا همین مردم وقتی می خواهند در فضاها و موقعیّت های دیگر به موسیقی های سخیف گوش ندهند و از دل موسیقی قدمت دار خود موسیقی سبک تر و کاربردی تر را بشنوند چه باید بکنند؟

نظرات[0] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شکل درهم عریانی / منصور خورشیدی پيوند ثابت

 

1 –

اندکی مانده به ساعت هفت

عقربه ها  ، لال

هجای دوم آفتاب

بی تاب

پرنده می شود گیسوانی

که شکل درهم عریانی است

 

2 –

 انبوه برگ هایی

که در باد ریخته اند

به رؤیای مرگ

زیر گام های عابران

نظرات[1] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
برای کودکان حلبچه / فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

1 ـ

بخواب عزیزم!

چشم باز کنی

بهار به ما می رسد


2 ـ

آن سوی فصل بنفشه ها

برای تولّد دوباره ام

اذان بگو !


3 ـ

گیج عطر بهارم

تار می شود

گل های لباست …


4 ـ

کیمیا باران است

بگو بسم الله

دوباره بخواب…


نظرات[0] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سلسله نشست های عصر روشن پيوند ثابت

 

عنوان خبر:برگزیدگان شعر سالی که گذشت گردهم می آیند…همراه با بررسي كارنامه شعري گروس عبدالملكيان

 

دومين نشست از سلسله نشست‌هاي فرهنگي «عصر روشن» در سال 1390 ، با حضور برگزيدگان جايزه‌هاي شعر در سال 1389 و جمعي از منتقدان برگزار مي‌شود.

در اين نشست كه درواقع به‌عنوان دوازدهمين نشست عصر روشن و با حضور برگزيدگان جايزه‌هاي ادبي چون جايزه شعر خبرنگاران، جايزه شعر خورشيد (زنان) و جايزه شعر نيما برگزار خواهد شد، علاوه بر شعر‌خواني و صحبت‌هاي برندگان اين جايزه‌ها، منتقداني نيز درباره آثار برگزيده و در نقد و بررسي آن‌ها سخن خواهند گفت.

در اين نشست عصر روشن، كتاب‌هاي «به دنيا اعتماد كرده‌ام» نرگس برهمند (برگزيده‌ي پنجمين دوره‌ي جايزه‌ي شعر خبرنگاران) توسط ياسين نمكچيان، «مرثيه براي درختي كه به پهلو افتاده است» غلامرضا بروسان (برگزيده‌ي دومين جايزه‌ي شعر نيما) توسط عليرضا بهرامي و «مشق آب‌ها را مي‌نويسم» نسيم جعفري (برگزيده‌ي سومين دوره‌ي جايزه‌ي شعر زنان ايران – خورشيد) توسط بهاره رضايي مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرند.

نظرات[0] | دسته: خبر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سایت داستانک پيوند ثابت

سایت ” داستانک ” هم به جامعه ی مجازی پیوست . این سایت مجموعه ای از داستان های کوتاه جذاب و خواندنی  خواهد بود که ازامکانات متنوعی برخوردار است، ازجمله : ثبت نام نویسندگان و ارسال داستان کوتاه.

علاقمندان می توانند به این نشانی مراجعه فرمایند :

http://www.dastanak.ir/

نظرات[0] | دسته: خبر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
Page 1 of 212

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image