برگه‌ها

نوامبر 2013
ش ی د س چ پ ج
« اکتبر   دسامبر »
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  
 
No Image
خوش آمديد!
خوانش میترا سرانی اصل از شعرهای سریا داودی حموله پيوند ثابت

عنوان مقاله :

خوانش  میترا سرانی اصل  از شعرهای  سریا داودی حموله/همزیستی در طبیعت

شعر ماهیتی جدا ناپذیر از شاعر دارد که همواره با رویکردهای متفاوت در ذهن و زبان ، خود را به چالش می کشاند .شعر آبشخور روح و روان است و خود را با ارگانیک زبان آمیخته و به ابراز هویت خود می پردازد . همچنان کلمه از نبض زندگی سرچشمه می گیرد و تداعی کننده صفحات زندگی و دغدغه های نوع بشر است بدون آنکه نقش مورخ را ایفا کند .

سریا داودی دغدغه ی زنی را که در جامعه ی بیمار نمی تواند جایگاه زن را ابقاء کند ، در درون دارد و سعی می کند این دغدغه را در زبان شعر جای دهد . بخش بزرگی از ذهنیت سریا را ذهنیت برخاسته از حضور و نقش زن در جهان هستی شناسانه ی او در بر می گیرد و البته گاه بیش از آنکه مصداقش را در جهان نوشتار او ببینیم :

نظرات[۱] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
واکاوی مجموعه ی شعر «صدایی دیگر»/سریا داودی حموله پيوند ثابت

عنوان یادداشت :

واکاوی  مجموعه ی  شعر «صدایی دیگر» : مجید فروتن


من از تو آگاهی نمی خواهم  با تو می آموزم

فروتن شاعری نمادگراست که در پی کشف و شهود و روابط و  عناصر شعری است؛او بیشتر ناخودآگاهش را  می نویسد.با عناصر زیست محیطی و مولفه های بومی ارجاع متنی دارد.شعری با حرکتهای عرضی  و سوبژکتیو و ذهنی  که و در باز آفرینی نوستالژیک آیینی، اسطوره گردانی ،رویکردهایی بومی و ایلیاتی ذهنی تثبیت شده دارد. با توجه به تاریخ «صدایی دیگر»از سال(۵۰تا۷۴)حداقل سه دهه شعر فروتن  را در بر می گیرد.

گاه با زبانی  سنگین و فاخر در ستایش و نیایش است؛ سوالهایی که بیشتر مفاهیم فلسفی و اجتماعی را می رساند.در شعر فروتن گاه  مصراعها همدیگر را توضیح می دهند.

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از مهسا زهیری پيوند ثابت

روزی دهان زخم تو را بستند

تا گم شوی میان معما ها

قلبت ترک ترک شد و نشکستی

بابای قهرمان شده ی… تنها

این سال ها که رفت، نگاه تو

در حدس های بیست سوالی بود

نظرات[۷] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعر کوتاهی از دانیال رحمانیان پيوند ثابت

مانند رودی به راه افتادم

تا به دریا بریزم خودم را

به دریا ریختم

ماهی ها مرا قاپیدند

وعاشق شدند


نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image