برگه‌ها

آگوست 2020
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  
 
No Image
خوش آمديد!
دو شعر از سردارشمس آوری پيوند ثابت


۱ـ

پای تیمور قدم های من انگار که لنگ است

گرچه تاریخ همین خوب و بدش نیز قشنگ است

هرگز ای ماه به این نیمه شب خفته ننازی

چشم من تیزتر از پنجه ی بیدار پلنگ است

ماهی کوچک اگر سر نکند با دل آبی م

باکی اش نیست که دریای دلم جای نهنگ است

لحظه ای نیز تنفس مکن ای شاخه ی سر سبز

از هوایی که در آن پاسخ گنجشک فشنگ است

اینکه این شیشه ی صد تکه پر از عکس من و توست

وصلت آینه با نور ولی در شب سنگ است

آسمان بال ندارد که ولی ورد زبانش

کفترانی است که با منطق کفتار به جنگ است

حیف ننگ است که چسبیده به بدنامی این قوم

ننگ نامیدن این طایفه بدنامی ننگ است

صبر هر خار و خسی حوصله ی گل شدنش نیست

روحت ای غنچه برازنده ی این جامه ی تنگ است

۲ ـ

یک مشت ابر ، پنجره ها را گرفته است

باران ، هوایِ حنجره ها را گرفته است

یک بیوه توی شهر ، جوانی ندیده است

“پیری” ، تمامِ باکره ها را گرفته است

پلکِ مغازه را ، رمقِ وا شدن که نیست

بازوی قفل ، کرکره ها را گرفته است

انگار مرگِ خالیِ شهرست و وحشتی _

با قار قار ، مقبره ها را گرفته است

تا چشم کار می کند اینجا سیاهی است

دودی غلیظ ، منظره ها را گرفته است

طعمِ دهان چاه پر از تلخ خشکی است

یک مشت خاک قرقره ها را گرفته است

در تو به توی این شبِ منحوسِ تنگ و تار

خوابی عمیق ، شب پَرِه ها را گرفته است

#‌# #

امروز چوبِ دست ، نه!! ، موسییِ مرد ، نه!!

آه خداست ، ساحره ها را گرفته است

هی مشت کاشتیم ، در این خاک و سبز شد

دستی که دست خاطره ها را گرفته است

آری همیشه آخر کار آن طلای ناب

بد جور حال ناسره ها را گرفته است

ناجور حال ناسره ها را گرفته است

دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
رضا رضایی گفته:

درود بر شما بسیار زیبا

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image