برگه‌ها

نوامبر 2017
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930  
 
No Image
خوش آمديد!
شعری از رسول معرّک نژاد / ترجمه : بونا الخاص پيوند ثابت

 

 

 

لطفاً روی تصویر کلیک کنید  :

 

07-1024x708

 

 

 

نظرات[۰] | دسته: آلبوم شعر . رسول معرّک نژاد, ترجمه, شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
مرگ برگ ها / دکتر اسماعیل یوردشاهیان پيوند ثابت

1939991_10152334563202612_821805366_n 

«سه سرود در مرگ ناگزیر ( اعدام) کین سارو ویوا، شاعر و نمایشنامه نویس آزاد اندیش نیجر که  زمین را سبز و آباد می خواست. با کین سارو ویوا در سال ۱۹۹۳ در کنفرانس جهانی ادبیات و شعر همراه و هم صحبت بودم و این آغاز دوستی ما شد . سال بعد نیز او را دیدم در حالی که تازه از زندان در آمده و بسیار ضعیف و ناراحت  بود. هنگام برگشتن بسیاری از دوستان از او خواستند که در پاریس بماند و نرود، امّا پای بند تعهّد و رسالت اجتماعی اش بود،  برگشت و به خاطر فقر و مشکلات فرهنگی و معیشتی مردم سرزمینش  به مبارزاتش علیه استعمار؛ به خصوص کمپانی نفتی شل که نفت نیجر را می برد ادامه داد.

هشت ماه بعد دولت کودتایی وقت نیجر او را همراه با  نه  تن دیگر دستگیر و در سحرگاهی اعدام کرد. ویوا آرزویش آبادی سرزمینش و خوشبختی مردم کشورش بود. در آن سال که من درسوئد بودم؛ وقتی خبر اعدام ویوا را شنیدم ، بسیار دگرگون شدم وچند روزی در خودم نبود و حاصل آن غم ودگرگونی شعر بلند مرگ برگ ها بود که سروده شد و همان  زمان به انگلیسی ترجمه و در امریکا و انگلستان و یک نشریه دانشجویی نیجر چاپ و منتشر شد.»

 

نظرات[۰] | دسته: ترجمه, شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از سهراب رحیمی / ترجمه : بوناالخاص پيوند ثابت

 

 

لطفاً روی تصویر کلیک کنید :

 

سهراب رحیمی

 

 

 

نظرات[۰] | دسته: آلبوم شعر . رسول معرّک نژاد, ترجمه, شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
اوزدمیر آصف / قاسم ترکان پيوند ثابت

“اوزدمیر آصف” (۱۸حاضران۱۹۲۳) آنکارا-(۲۸ اجاق ۱۹۸۱ استانبول) شاعر ترک دوره ی جمهوریت.

در یازدهم حاضران ۱۹۲۳ در آنکارا به دنیا آمد. نام اصلی اش “خالد اوزدمیر آرون”  است. پدرش “محمّد آصف” از بنیانگذاران دولت شورا ها بود.

در هفت سالگی  پدرش را از دست داد. در سال ۱۹۳۰ همزمان با فوت پدر، در مدرسه ی ” گالاتاسارای” شروع به تحصیل کرد. در سال ۱۹۴۱ دوره ی دبیرستان را به پایان رساند، در سال ۱۹۴۲ وارد دانشکده ی حقوق شد، سپس به اقتصاد روی آورد و یک سال نیز در دانشکده ی روزنامه نگاری به تحصیل پرداخت. در این اثنا در روزنامه های ” طنین” و زمان به فعّالیّت پرداخت. تحوّل اندیشه های اوزدمیر آصف  با فعّالیّت های روزنامه نگاری اش به وقوع  پیوست. نخستین اثرش در ثروت فنون ، مجله  اویانیش ( بیداری ) منتشر شد. در سال ۱۹۵۱ خانه ی صنعت چاپ را بنیان نهاد و آثارش را تحت عنوان انتشارات ” یووارلاک ماسا ” منتشر کرد. وی در ۲۸ اجاق سال ۱۹۸۱ هنگامی که بیش از ۵۸ سال نداشت، با زندگی وداع کرد.

وی از تأثیر گذارترین شاعران ترک در سده ی گذشته ی میلادی است که هنوز شاعران نواندیش جوان ، تحت تأثیر ساختار و تصویر های منحصر به فرد وی و تکنیک بی بدیلش در کوتاه گزینی ها، به خلق آثار ماندگاری می پردازند.

نظرات[۰] | دسته: ترجمه, شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نگار رفیع بیگلی / ترجمه : قاسم ترکان پيوند ثابت

نگار رفیع بیگلی، شاعر نامدار و یکی از پیشرو های شعر و ادبیّات جمهوری آذربایجان، در ۲۹ جولای سال ۱۹۱۳ میلادی در شهر معارف پرور گنجه (زادگاه حکیم نظامی و مهستی گنجوی) چشم به جهان گشود. در۰ ۱۹۳م در تکنیکومون باکو، در رشته ی پداگوژی فارغ التّحصیل گشت. از ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۲م، ضمن آموزگاری، همزمان در بخش سناریوی مرکز سینمایی باکو و مدرسه ی کارگران جوان مشغول به کار شد. از دکابر ۱۹۳۱م،  در شعبه ی ادبیّات بدیعی “آذر نشر” (بزرگ ترین مرکز نشر جمهوری آذربایجان) به عنوان دبیر بخش ترجمه، فعّالیّت خود را آغاز کرد. از ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۶م در انستیتو پداگوژی مسکو، تحصیلات عالیه ی خود را ادامه داد. از ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۹م در شعبه ی نشریّات کودکان به عنوان دبیر نشریّات مشغول به کار شد.

نظرات[۱] | دسته: ترجمه, شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از سهام الشّعشاع / سودابه مهیّجی پيوند ثابت

سهام الشّعشاع در شهر سویدای سوریه متولّد شده و در رشته ی ادبیات عرب تحصیل کرده است. کتاب نخستش “انگار هرگز نبوده ام “، درهمان سال انتشارش، جایزه ی پرفروش ترین کتاب در نمایشگاه کتاب بیروت را به خود اختصاص داد.او همچنین ترانه سرایی می کند و بسیاری از ترانه هایش توسّط خوانندگان عرب خوانده شده است.
فی مدى رجلٍ ضبابْ

ما قادنی أحدٌ إلیکْ

وحدَها الطرقاتُ دلَّتنی علیکْ

و لأننی …تُفضی الحیاهُ إلى فصولی

عشَّبتُشوکَ قیامتی

و أفقتُ من وهمی

لِیُدْرِکَنی سبیلی

فإذا المدائنُ غیَّرَتْنی

أرسلت ظلّی بدیلی

عمرٌ مضى

و أنا أکثِّرُ ذکریاتی

نظرات[۱] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از عبدالوهاب البیاتی(شاعر عراقی)/محبوبه افشاری پيوند ثابت

یک :

حضاره تنهار
قلب من الطین
وعینان بلا قرار
یجف فی بئریهما النهار
عاهره خلّفها القطار
فی لیل أوروبا بلا دثار
تموت تحت البرد والأمطار
وددت
لو صحت بها:
أیتها العجوز
یا هتیکه الإزار
قد فاتک القطار

تمدّن غرب

تمدن سقوط می کند

قلبی از گل

و چشمانی بی قرار

که در عمق این دوچاه

روز  خشک می شود

فاحشه ای که قطار اورا به جا گذاشته

نظرات[۲] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعرمعاصرکردستان عراق/مقدّمه و برگردان فارسی:بابک صحرانورد پيوند ثابت

عنوان :

دیدگانم از تو لبریز اند

هیوا قادر

(شعر معاصر کردستان عراق)

مقدمه و برگردان فارسی: بابک صحرانورد

___________________________________________

هیوا قادر،شاعر، رمان نویس و مترجم نامدارکرد، متولّد سال ۱۹۶۶ سلیمانیه است. تاکنون چند رمان با نام های : (سفرنامه)، (کودکی روی ماه است)، (بوی شراب از نفس هایم هویداست) و مجموعه شعرهای (سیب سرخ) و (معشوق در باغ) از او منتشر شده و در زمینه ترجمه نیز بیش از هشت اثر ادبی از سوئدی به زبان کردی برگردانده است .

هیوا قادر از هم نسلان شاعرانی، چون: دلاور قره داغی ، بختیار علی، برزان هستیار و نزند بگیخانی است . این روشنفکر چند سالی را در کشور سوئد بسر برد، امّا دوباره به زادگاهش بازگشت و هم اکنون سردبیر ماهنامه معتبر(ادب سه ردم) است که یکی از ماهنامه های معتبر ادبی عراق است و همچنان در زمینه ی آفرینش و سرودن فعّال و پویاست . یکی از شاخصه های شعری او رنج و حرمان انسان امروزی است که سرگشته فصل ها، مکان ها و زمان ها را درمی نورد تا به قلبی انسانی در این زمانه ی پرتلاطم و بی نام و نشان تکیه کند. کلام بی واسطه و آرام او درعین نجابت و سیالیت، تابلوهایی مجرّد از انسان معاصر ساخته که تشخّصی خاص به سروده هایش بخشیده است. انسانی که در جستجوی مأمنی از دست رفته،کوره راه ها و لایه های تو در توی این جهان رازآمیز را می کاود تا شاید در پس آن جواب پرسش های هستی شناسانه خود را بیابد و به کنه آنچه در پی اش روان شده، برسد. در این مجال یکی از شعرهای او را که نخستین بار است از کردی برگردانده شده، می خوانیم.

من آنجا نیستم

اما دیدگانم از تو لبریزند

و من چون درخت توتی که گنجشککان در تن اش

جا خوش کرده اند

پریشانم .

برای آنکه آنجا باشم

برای آنکه با تو باشم

نظرات[۳] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از غاده السمان ( شاعر سوری ) /محبوبه افشاری پيوند ثابت


ألعن تلک اللحظه المبارکه
حین اصطدم مرکبی بجزیرتک
و تحطم
و أسعده حطامه
وعش شطآنک

ألعن تلک اللحظه المبارکه
و أنا أهرول کعادتی
فی دروب مدینه لیست لی
لأحلم برجل لیس لی …!!

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
هم چهره های سلیم جودت/محمود نجم الدّین پيوند ثابت

هم چهره های سلیم جودت

نویسنده: محمود نجم الدین

برگردان به فارسی: توران خندانی

——————————————————

معرفی نویسنده:

محمودنجم الدین  نقاش و نویسنده ،  سال ۱۹۸۱ در شهر کرکوک عراق متولد شده است . از سال ۱۹۹۷ به شکل جدی در زمینه نقاشی ذوق آزمایی کرده و بیش از یک دهه است که در داستان نویسی و نقد ادبی نیز فعال می باشد و تا کنون چند اثر مستقل از او در عراق از او منتشر شده است که یکی مجموعه داستان« هم چهره های سلیم جودت»  است که داستان ترجمه شده زیر از این مجموعه است. این داستان کوتاه اولین اثر از این نویسنده است که به زبان فارسی ترجمه و منتشرمی شود.

پس از سه ماه تمرین، گروه اجرایی «مشکی» تصمیم گرفتند تاریخ ۲۰۱۰/۱۰/۲۹ اولین روز اجرای تئاترشان باشد. (نمایش صدای پای مرگ می آید.)بر خلاف نمایشهای کمدی عده ی بسیار کمی از مردم منتظر دیدن این نمایش بودند. نمایشهای تراژدی همیشه مخاطب کمی دارند و مردم این خطه دوستدار خنده و شوخی هستند به همین دلیل  کارهایی از این قبیل، بیننده ی خاص خود را می طلبد. به هر حال (عرفان اشرف)کارگردان نمایش چند روز قبل از اجرا، خبر اجرای نمایش را به همه ی شبکه های تلویزیون، رادیو و روزنامه ها داده بود.

آن روز صبح زود قبل از شروع اجرای نمایش، مرگ برای انجام دادن کاری، سوار بر موتور سیکلتی کوچک به مقصد خود رسید و سر یکی از خیابانهای شهر با دستپاچه کردن یک راننده تاکسی، اجل یکی را رقم زد . اما این اجل است یا  حادثه ای تلخ. آن روز صبح اگر (سلیم جودت) پای پیاده به سالن اجرای نمایش نمی رفت، شاید مرگش ۵۰ سال به تاخیر می افتاد. در این وقت مرگ به بالای سرم می آید و مرا مجبور به نوشتن این متن می کند.

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چینوا آچه به : صلح داخلی / ترجمه:علیرضا قدیری پيوند ثابت

جاناتان آیوگبو خودش را بی اندازه خوش شانس تلقی می‎کرد.  در آن روزهای تار و مبهم پس از صلح مد شده بود دوستان قدیمی هنگام احوالپرسی به هم بگویند “زنده ماندن مبارک”. معنای این جمله برای او بیش از یک تبریک ساده بود و تا عمق وجودش نفوذ می‎کرد.  او با پنج چیز گرانبها روزهای سخت جنگ را پشت سر گذاشته بود: سلامتی خودش، همسرش ماریا، و سه تا از چهار فرزندشان. او همچنین هنوز دوچرخه‎اش را هم داشت که این نیز خود معجزه بود، اما با این وجود ‎با سلامتی ‎پنج ‎انسان ‎قابل ‎مقایسه ‎نبود.     

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
به یاد ویسلاوا شیمبورسکا / ایونا نویسکا * پيوند ثابت
  • عنوان :
  • به یاد ویسلاوا شیمبورسکا

کاش دست‌کم، بشود چهارشنبه‌ای را از پیش تمرین کرد

  • ___________________________________

آیا اگر ویسلاوا شیمبورسکا امکان انتخابی داشت، دلش می‌خواست چهارشنبه اول فوریه ۲۰۱۲ را از پیش تمرین کند؟ در این روزی که مساوی است با ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ این شاعر لهستانی ۸۸ساله برای همیشه چشم از جهان متخیر معجزات بست. آیا اگر این قدرت را داشت بعد از این تمرین، سرنوشت خود را عوض می‌کرد؟ زندگی اندک طولانی‌تری را می‌گزید؟ لااقل تا زمان چاپ دفتر شعر جدیدش که همان‌طور که شیمبورسکا به شوخی می‌گفت، عنوانش احتمالا «بس» خواهد بود؟ اما چنان که او در شعر تاثیرگذارش «زندگی فی‌البداهه» گفت، «واژگان و حرکات غیرقابل پس گرفتن (…) و هر کاری که می‌کنم / برای همیشه به کاری که کرده‌ام بدل می‌شود…»
بستن چشم تا ابد هم همین‌طور.
امید است برای خود شیمبورسکا این روز چهارشنبه، آخرین روز فی‌البداهه‌نوازی‌اش بر نطع وجود، نسبتا راحت گذشته باشد چون او در خواب و در خانه خویش درگذشت.
می‌مانیم ما، اما.

نظرات[۱] | دسته: ترجمه, مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
برادران، بیایید شامگاه آزادی را بستاییم / شاپوراحمدی پيوند ثابت

ترجمه ی شعری از  اسیپ امیلیویچ ماندلشتام


برادران، بیایید شامگاه آزادی را بستاییم-

سال بزرگ و ظلمانی را.

درون آبهای جوشان شب

بیشه‌های سنگین دامها ناپیدا می‌شوند.

۵آی خورشید، دادرس، مردم، روشنایی‌ات

بر فراز سالهای تیره‌وتار بر می‌آید.

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
رؤیای آشنای من / دکتر محمّدعلی اسلامی ندوشن پيوند ثابت

این قطعه را سال ها پیش ترجمه کردم و در میان کاغذهایم مانده بود . ورلن ، شاعر بسیارلطیف و خوش آهنگی است که در ترجمه چیز چندانی از او باقی نمی ماند.

__________________________

گاه و بی گاه رؤیایی عجیب و دلشکاف بر من عارض می شود

از زنی ناشناس که او را دوست می دارم ومرا دوست می دارد ،

ونه هر دفعه درست همان است ، ونه هر دفعه درست دیگری است

ومرا دوست می دارد و از دل من با خبر است

وچون از دل من باخبراست ، قلب شفّاف من، افسوس !

تنها در برابراوازمعمّا بودن باز می ایستد ،تنها دربرابراو!

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
رکوئیم ( آمرزشخوانی ) آنا آخماتوا / شاپور احمدی پيوند ثابت
 

ترجمه ی ارزشمند " شاپور احمدی " : رکوئیم (آمرزشخوانی) آنا آخماتوا
 
ـ برای آنا آخماتوا / مارینا تسوه‌تایوا
ـ آشنایی 
ـ آمرزشخوانی
ـ کالبد پیشکشی  شاعر. شاپور احمدی 
ـ متن روسی شعر 

دانلود :


Requiem-Akhmatova


نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از آیلا گورِل (شاعر معاصر ترکیه )/علیرضا ذیحق پيوند ثابت



۱ ـ


هیچ راه همواری نبود

ونیز، راهی بلند و طولانی

در این راهی که من آمدم .

به هرجایی پا نهادم

انگشتانم خون شدند .

تقدیرمن گردنش کج بود

و ناهمواری ام ازاین رو،

همه را حق سخن بود

جزمن که لب گشودنم گناه !

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
پدر ما /شعری از ژاک پروور(شاعر فرانسوی ) / شادی سابجی پيوند ثابت

ای پدر ما که در آسمان‌ها هستی

آن جا بمانید

و ما هم بر روی زمین باقی خواهیم‌ماند

زمینی که گاه گاهی زیباست

با همه‌ی اسرار شهر نیویورک

و بعد با همه‌ی اسرار پاریس

که بس ارزشمند است با کلیسای ترینیته‌اش

با کانال کوچک اورک

با دیوار بزرگ چین

نظرات[۱] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
رد پاهایمان در برف ها یکی شده اند /علی رضا نوری پيوند ثابت

عنوان مقاله : نگاهی به مجموعه ” باران بر گورهای کهنه اریب می بارد “

سروده حبیب الله بخشوده


__________________________________

حبیب الله بخشوده  شاعرنام آشنا را همه با دوبیتی های صمیمی اش می شناسند، اما چندی پیش مجموعه ای از اشعار سپیدش  با عنوان” باران بر گورهای کهنه اریب می بارد ”  توسط انتشارات سوره ی مهر به اهل ادب ارائه شد. در اینجا به بررسی کوتاه این مجوعه می پردازیم .

شعرهای این مجموعه در نگاه اول ، ساده به نظر می رسند و این به دلیل مدل چینش کلماتی است که معنا را با سرعت مناسب منتقل می کنند، اما وقتی با عمق سطرها مواجه می شوی ، متوجه اجرایی دایره وار از محیط خاص وو یژه می شوی؛ محیطی که شاعر در شعرهای اولیه مجموعه با عنوان زمستان  یک  تا  نُه  سعی در بازسازی اش دارد؛ اگرچه با محوریت برف به مخاطب ارجاع داده می شود،ا

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
کوتاه سروده هایی از ” جبار صابر” /بابک صحرانورد پيوند ثابت


عنوان :

کوتاه سروده هایی از «جبار صابر»

شعر امروز کردستان عراق

____________________________

جبار صابر شاعر، منتقد و مترجم کرد، سال ۱۹۷۵ در سلیمانیه عراق متولد شده است.او بیش از یک دهه است که در زمینه های نقد، شعر و ترجمه برای کودکان فعال است و تا کنون بیش از هفت اثر از وی به کردی در عراق منتشر شده است. وی یک مجموعه از مینیمال های رسول یونان را از فارسی به زبان کردی برگردانده است. همچنین مسؤولیت انتشارات« خانه قلم» سلیمانیه را نیز بر عهده دارد که کتاب های به روز ادبی،فکری را به چاپ می رساند.

جبار صابر در بخشی از مقدمه اش که بر تنها مجموعه شعرخود نوشته است، از دنیای شعر و دور افتادنش از این گستره ی زلال به عرصه نقد نویسی و روزنامه نگاری  می گوید:

« واژه هایی که از پس هم می خوانید، پیش از آنکه شعر باشند؛ زمزمه های آن لحظه ها

نظرات[۲] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعر بی‌قهرمان(آنا آخماتوا) / شاپور احمدی پيوند ثابت

 

شعر بی‌قهرمان /آنا آخماتوا

ПОЭМА БЕЗ ГЕРОЯ

ТРИПТИХ  

۱۹۴۰—۱۹۶۵

АННОЙ АХМАТОВОЙ

 

۹٫ پاره‌ی دوم

 

                                                                                               پیکرت، چه زنده، چه حساس،

                                                                                              همانند سایه‌ای، چه فروزان!

بارتینسکیBaratynskii

 

اتاق‌خواب زن‌قهرمان. شمعی مومی می‌سوزد سه نگاره از نقشهای زن میزبان روی بستر هست. سمت راست، کسی بز-پا؛ در مرکز، دلیریوم-سایکه Delirium-Psyche ؛ طرف چپ در سایه است. برخی گمان می‌کنند کلمبینColumbine * است، به نظر دیگران دنا آنا Donna Anna است (از «گامهای کامندیتور»]ستودنی [‍Commendatore )** در بیرون پنجره‌ی شیروانی، زنگیان در برف بازی می‌کنند. کولاک. عید سال نو. دلیریوم-سایکه از نگاره بیرون می‌زند و آوایی به گمان بر او خوانده می‌شود:

 

پرت کن پالتو اطلسیِ خزت را!

      از من رنجور مباش، گرامی،

            خود بسیار آن پیاله‌ی شراب را بر گرفته‌ام،

                  نه شما را، خودم را، سرزنش می‌کنم.

مجازات در حال حاضر مقرر می‌شود-

نگاه کن- آنجا، در کولاک چون گرته‌ی ناب

      زنگیان مایرخلدMeierkhol’d ***

            دیگر بار سوار اسب چوبی شدند.

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ترجمه ای آزاد از شعر کودک و مادر:اوژن فیلد/کامبیزمنوچهریان پيوند ثابت

 

کودک و مادر

سروده اوژن فیلد

 

مادر ای عشق من، اگر روزی

دست خود را به من تو بسپاری

و به هرجا که گویمت با من

نرم و چابک قدم تو برداری

 

من تو را می برم به رؤیاها

سرزمینی قرین زیبایی

روشن از نور ماه، شب هایش

آسمان پرستاره، رؤیایی

نظرات[۴] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از جمانه حداد/ سودابه مهیجی پيوند ثابت

جمانه حداد ، شاعر و روزنامه نگار لبنانی ( ۱۹۷۰ بیروت) ،رییس تحریریه ی مجلّه ی”جسد” است. او چندی پیش جایزه ی “ردودلفو جنتیلیِ”  ایتالیایی را از آن خود کرد . جایزه ی رودولفو جنتیلی را خود وی که نقّاش است، تأسیس کرده و هر سال به بهترین شاعر زن جهان که از حقوق زنان دفاع می‌کند، اهدا می‌شود. 
جمانه حداد پیش از این جایزه ی مطبوعات عرب در دبی در سال ۲۰۰۶، جایزه ی ” شمال جنوب برای شعر” از ایتالیا و جایزه ی ” بلو متروپلیس برای ادبیّات عربی” در سال ۲۰۱۰ از کانادا را برده بود. وی همچنین به عنوان یکی از ۳۹ شاعر و نویسنده ی زیر ۳۹ سال جهان عرب از سوی مرکز فرهنگی بیروت انتخاب شده است. از اثار شعری او می توان: وقتی برای خواب ، دعوت به شام پنهانی ، و عادت های بد را نام برد.

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از مارینا تسوه تایوا / شاپور احمدی پيوند ثابت

 

                                                  

گاهشماری

۱۸۹۲
در مسکو به دنیا آمد. پدرش استاد تاریخ هنر در دانشگاه مسکو بود. مادرش کُنیتی آلمانی-لهستانی داشت و پیانو را نیز با چیره‌دستی می‌نواخت.

۵-۱۹۰۳
تحصیل در مدارس شبانه‌روزی سوئیس و آلمان، جایی که مادرش از بابت بیماریهای ریوی خود تحت درمان بود، و سرانجام در ۱۹۰۶ سبب مرگ وی شد.

۱۹۰۹
به پاریس می‌رود و در کلاسهای سوربن آزادانه حاضر می‌شود.

۱۹۱۰
نخستین کتابش آلبوم شبانه را بیرون داد، کاری شخصی با لحنی غنایی که ویژگی بیشتر کارهایش بود، و نیز دارای نظمی هجایی و ابتکار در قافیه‌پردازی و ساختار بندبند.
۱۹۱۱
دیدار با سرگئی افرون.

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
خانه (آدریان استوکس)/ پوران کاوه پيوند ثابت

آدریان استوکس : شاعر معاصر انگلستان

تولّد  :  ۱۹۰۲

درگذشت :  ۱۹۷۲

بهترین آثارش :  قرن پانزدهم ، هنر و علم ،  نقّاشی و دنیای درون ،  تفکّر در خصوص برهنگان ونیز گزیده ای از نوشته های او که با عنوان ” تصوّرات شکل یافته ”  به فارسی منتشر شده است . 

___________________________

                                                                         

خانه

دنیا پر از خانه است

چهره ای خشمگین کنار من در مترو

خانه ای ست و نیز

بوی گند عفونت

بازویی عاشق

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دوشعر از آنا آخماتووا / شاپوراحمدی پيوند ثابت

 

۱ ـ ترانه‌ی آخرین دیدار

 

قلبم چایید و کرخ شد

امّا پاهایم سبک بودند.

دستکش دست چپم را کشیدم

بر دست راستم.

 

به نظر پلّه‌های بسیاری بودند.

می‌دانستم ـ فقط سه پلّه بودند.

خزان به نجوایی از میان درختان افرا

تمنّا می‌کرد: «همراهم بمیر!»

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعرمعاصرکردستان عراق / مقدمه و ترجمه : بابک صحرانورد پيوند ثابت

مقدمه:

” برزان هستیار “ شاعر معاصر کرد در سال ۱۹۶۳ در شهر سلیمانیه عراق متولد شده و همان جا تحصیلاتش را به اتمام رسانده است. از دهه هشتاد میلادی آثار خود را در روزنامه ها و ماهنامه های کردی زبان در عراق منتشر کرده و در زمینه ترجمه عربی به کردی نیز دستی دارد. اولین مجموعه شعر خود را در سال ۲۰۰۰ در سلیمانیه و دومین مجموعه را در هولیر توسط نشر آراس منتشر کرده است. در سال ۲۰۰۸ همان ناشر مجموعه شعر « یک سال در تشویش» او را منتشر کرده و چهارمین مجموعه شعر او توسط انتشارات سه رده م( زمان ) به سرپرستی شیرکو بیکس در سلیمانیه چاپ شده است .

برزان هستیار از سال ۱۹۹۵ در کلن المان به سر می برد و تا کنون چندین همایش شعری برای او در کشورهایی چون سوئد، انگلستان و هلند بر پا شده است .

اوجزء شاعران نسل سوم کردستان عراق و از هم نسلان شاعرانی ، چون : دلاور قره داغی، کژال ابراهیم خدر و هیوا قادر می باشد و هم اکنون پس از سپری شدن سه دهه فعالیت مستمر همچنان فعال و پرکار است.

هستیارشاعری ست با زبان خاص و نگاهی معطوف به انسان امروزی که جابجا در آثارش رد پای این انسان سرگشته و در تعلیق مانده، پیداست. انسانی که از اصل خود، از سرزمین خود جدا مانده، اما خاطرات زخم های دیرین این سرزمین به شکل تصویرهایی زیبا و مکرر همیشه و هر جا در شعرهای او خودنمایی می کند. شعر برزان، شعری ست که خواننده را در ابهام های قرن از هم گسیختگی با  تصویرهایی ناب که از مولفه های شعری اوست همراهی می کند. در زیر نمونه ای از شعرهای او به فارسی برگردانده شده است.

 

____________________________

  

وطنی اندوهگین، چون من

 اندیشیدن به وطن …

نیش آن عقرب ناامیدی ست

که مابین شراره های آتش

آنرا در مغز خود فرو می کند،

اندیشیدن به وطن …

دست در زلف دلاویز زنی ست…

بالابلند

به زیر تابش مهتاب در شبی تابستانی،

اندیشیدن به وطن

زهری ست

که از بوسه ی معشوق شیرین کام تر است

و تکه قندی ست که از فراقش

کشنده تر

 

 و من چون یک کودک

که دلخوش از آمدن اولین روز عید است

همان گونه به وطن می اندیشم

به جنگ هایی که با هم داشتیم

به آن « دام » هایی که به اسم و رسم عشق ورزی

به روی برف « تزویر» از برای هم جا گذاشتیم

و به آن تهمت هایی که به بهانه های زشت به هم زدیم

و آن « مین» هایی که بر سر راه هم کاشتیم

مین عشق و خیانت و

گمراهی و

مین همه چیزها، همه چیز ……………!

 

نظرات[۳] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
فناپذیر ها / ترجمه ی فریده حسن زاده _ مصطفوی پيوند ثابت

 

فنا پذیرها ؛ شعری از رعد عبدالغدیر ـ شاعر عراقی

رعد عبدالغدیر: ( Raad  Abdulqadir  ـ  ۱۹۵۳ ـ ۲۰۰۳  )

کتاب های او عبارتند از :   بگذار  ناله  سردهد  مرغ سحر ( بغداد ، ۱۹۹۶)  وشاهباز ، با تاجی از خورشید ( بغداد ، ۲۰۰۲).

 

 حرفی بزن با زمان .

 او را دریاب ،

 بگذار او نیز تو رادریابد.  

 خود را آشتی بده با او –

 فراموش کن اختلافات را ،

 زخم های مهلک ِ مکرر را

 ضربه های مهیب ِ تبرش را .

 گردشی برو با او :

 دیدار  کن از موزه اش

 و نگاهی بینداز به شگفتی های آن.

 حوصله  کن لطفآ : فراتر از تاریخ را

 خواهی یافت.

 گنجی نهفته است در سینه ی این موزه

 شاید  عیان گرداند بر تو

 یکایک ِ جواهرات ِ درخشانش را .

 

 آری ، این موزه جای داده است در خود

 آلات و ادوات ِ جنگی را  . اما نگاه کن ،

 چیزهای دیگر هم هست : تندیس ها ، تمثال های

  ونوس ، باغ های سیار.

 فرصتی بده به او .

 نه  هر  درختی در باغ ِ او

 حکایت از جدایی دارد.

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
عشقتان را گدایی نمی‌کنم(آناآخماتوا) / ترجمه شاپوراحمدی پيوند ثابت

شاپوراحمدیعشقتان را گدایی نمی‌کنم.
آسوده دراز کشیده است کناری…
نخواهم بست نامه‌های
حسود را به پرنده‌هایت.
اما خردمند باش، پندم را بپذیر:
شعرهایم را به او برسان تا بخواند.
عکسهایم را نزدیکش بگذار ـ
مهربان باش با نوعروس!

نظرات[۲] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
مردی که خیلی داستان سر ِ هم می کنه / پگاه عامری پيوند ثابت

ولرز ، همیشه
وقتی برای نبرد ، آماده می شه
چاقویی پنهان می کنه
در جیب ِ مخفی ِ کتش
و اگر ، زیر سوال بره شخصیتش
نمایشی ، شروع می شه
و میره ، که مبارزه کنه
هفته ی قبل
شخصیتش زیر سوال رفت
و نمایش ِ اعتراض ، شروع شد
_ اوه خدای من ، معطل کردی منو ؟!

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
جامعه شناسی پست مدرنیسم(شاپوربهیان)/فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

پست مدرنیسم چه معنایی دارد و چرا بحث درباره ی آن برای درک زندگی اجتماعی امروز ضروری است ؟
این کتاب معتبر و روشنگر، اولین بررسی تفصیلی جامعه شناختی پست مدرنیسم به شمار می رود . اسکات لش تفاوت های مدرنیسم و پست مدرنیسم را بررسی و زمینه های تاریخی و اجتماعی تکوین آن ها را توصیف می کند و دلایل اهمیت پست مدرنیسم را به روشنی شرح می دهد . این کتاب راهنمای سودمند برای آشنایی خواننده با یکی از مفاهیم اساسی روزگار مدرن است .
« جامعه شناسی پست مدرنیسم » ، نوشته ی اسکات لش ، و با ترجمه ی شاپور بهیان ، در ۱۳۸۳ ش ، از سوی انتشارات ققنوس ، منتشر گردید . همچنین در ۱۳۸۵ ش تجدید چاپ شد .
شاپور بهیان در یادداشتش بر این کتاب

نظرات[۰] | دسته: ترجمه, معرّفی کتاب | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
برگردان قسمتی از سرود پنجم دانته / شاپور احمدی پيوند ثابت

دوزخ فرانچسکا پائولو

آلیگیری دانته

کمدی الهی، دوزخ، سرود پنجم، ۱۴۲-۷۳

_____________________

۷۳و چنین گفتم: «ای شاعر، مشتاقانه

می‌خواهم سخن بگویم با این دو، که دوشادوش هم می‌گذرند،

و به نظر باد سبکبارانه آنها را می‌بَرَد.»

***

۷۶و او پاسخ داد: «شما به خواستتان خواهید رسید. بدان گاه که آنان

نزدیکتر به ما خواهند شد؛ و آن هنگام که از آنها درخواست کنید

به نام عشقی که آنان را به راه می‌بَرَد، خواهند آمد.»

***

۷۹همچنان که باد آنان را به سویم گسیل می‌داشت

بانگ برکشیدم: «ای جانهای وامانده

بیایید با ما سخن بگویید، اگر از این نهی نشده‌اید.»

نظرات[۰] | دسته: ترجمه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image