برگه‌ها

سپتامبر 2017
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  
 
No Image
خوش آمديد!
دو شعر از اعظم حسینی پيوند ثابت

 

Azam Hosseini

 

 یک

نمی‌خواهم بگويم

سرگردان ميان تاريكی ماندن

آدم را تا كجا می‌برد

دستگيره‌ها را چرخانــدن

دانستن اين كه در حال حاضر

با درهای قفل‌شده رو‌به‌رويی

و كسی به پيشوازت نمی‌آيد

كه بگويد:

             – دير كرده‌ای!

 

نمی‌‌خواهم بگويم

به فرض آن كه ورودی هم باشد

اشيای بيگانه

صدای پا

نور چراغ قوه

يا هر چه تو بگويی

با فرياد:

           – غريبه گورت را گم‌ كن!

بر‌می‌گرداندم میان تاريكی

 

خيال كن

از ترس غرق شدن در تنهایی‌ست

كه به چند نقطه‌ی روشن چسبيده‌ام

خيال كن

خودم را گول می‌زنم

و پشت‌ام به شال نبافته‌ای كه دورم پيچيده گرم است.

 

 

دو

چراغی می‌آویزم در شعر

تا به صدای زنبق بتابد و خنده‌ی یاس

کوتوله‌ها میان سطور می‌دوند

و چراغ را خاموش می‌کنند

 

باید قافیه را باخته باشم

اما می‌نویسم: سبد

و خاطره‌ی دست‌هایت

سیبی برایم کنار می‌گذارد

 

آستین‌هایم را بالا زده‌ام

روی طناب امروز

تجربه‌های سپید و سیاه بلاتکلیف‌اند

بر حاشیه‌ی دفتر

شبحی گلویش را تر می‌کند

انگار آمده است

برای جهان خطابه بخواند

طوری پا روی پا انداخته

گویی تمام واژه‌ها چیزی به او بدهکارند

و چنان بند بند شعرم را برانداز می‌کند

که خواسته باشد سطرها

در بند نگاهش بشکنند

 

مردگان

ازخنده ریسه می‌روند

برآب.

 

دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
رادمان گفته:

عالی بود

سولماز گفته:

بسیار عالی و درخشان!

امیر گفته:

بسیار عالی و رویا پردازانه

علی گفته:

فوق العاده بود ممنون

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image