برگه‌ها

سپتامبر 2017
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  
 
No Image
خوش آمديد!
اين‌جا بودي‌ست… اين‌جا… اين‌جا… و اين‌جا / محمّد آشور پيوند ثابت

 

DSC_2408

 

روشن است

 مثل روز روشن است… شب

و اين كه ديگر شب

همان شب هميشگي‌ست

بي‌ تمام ايهام‌ها

واستعاره‌هايي كه از قديم

به خواب شاعران مي‌آمده بود

آمده بود… رفت

براي اين‌كه شب شده بود رفت

نه اين‌كه شب براي آن آمده بود كه رفته بود او

روشن است

و مثل روز

اين‌كه ماه

           نئون‌ها

           چراغ‌هاي خيابان

           مغازه‌ها

           خانه‌ها

           ماشين‌ها

و اين يعني “كدام شب؟”

ساعت يك است

و البته بامداد

من نشسته‌ام

او ايستاده

لباس‌هايش را مي‌پوشد

“اين وقت شب كجا؟”

و مثل روز روشن بود

اين‌بار شب را نمي‌گويم

اين‌را مي‌گويم كه روشن بود كجا

بيرون          و        زَد

دارد شبيه داستان مي‌شود… بشود… شد!

و يك تعجب اين‌كه:

“اين‌ها را براي چه گفتم؟”

شايد براي همين‌طوري

و شايد بهتر بود اين‌طوري مي‌گفتم كه

“”شب اتفاق مهمي نيست

مي‌شود… و دوباره صبح

آن‌هم چيز مهمي نيست

هيچ‌چيز آن‌قدرها مهم نيست كه اين‌قدر

حتا “كجا” و اين‌كه رفت

                     يا آمد

رفته مي آيد… آمده مي‌رود

و چراي آن هم كه مثل شب روشن است

يا صبح

و شايد هم روشن نيست

تاريك هم نيست

چيست؟

اين‌جا بود

بود؟

 

دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
ابوذر گفته:

بسيار عالي

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image