برگه‌ها

نوامبر 2018
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
 
No Image
خوش آمديد!
شعری از طیبه طاووسیان پيوند ثابت

 

10620523_538950519575500_7863239723097524204_n

 

تخم بی ریشگی به رگ رک من

مثل تزریق مرگ در خونم

حال زن های بیوه را دارم

که به خون قبیله مدیونم

 

هی شراب نپخته کاری کن

 که خماری به جانم افتاده

 زندگی ذرّه ای به کامم نیست

 لکّه برآسمانم افتاده

 

هفت نسلم اسیر مادرزاد

 هفت تا برده سهم فالم شد

 من به تعبیر فال معتقدم

 زندگی باز وبالم شد

 

مثل یک اتّفاق ناهنگام

کلّ دنیا خراب شد در من

آسمان زیر پام لرزید و

 کلّ دنیا سراب شد در من

 

هر چه در چنته داشتم رو شد

 ماندم و زخم های کاری که

 پیرهن سوز قصه ها شده ام

 ماندم و درد زخمزاری که

 

حال زن های بیوه را دارم

هی شراب نپخته کاری کن

 تخم بی ریشگی تکانم داد

 مرد باش و بمان و یاری کن

 

می روم تا غریبه تر بشوم

 با همان نسل چاه کن در باد

 لخت مادر سگم که بعد از این

 اتّفاق تو کار دستم داد…

 

 

 

دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
صدیق گفته:

باسلام..شعر خانم طاووسیان اشکال وزنی دارد..برای مثال..زندگی وبالم شد…زندگی باز هم وبالم شد..ببخشید

کامن گفته:

تسلط شاعر بر ساختار زبان جای تردید
ندارد.احتمالا« هم» در نوشتن جا افتاده.

حس چقدر ملموس است
شعر چقدر زیباست!

کامن گفته:

شعر فوق العاده است.بار اول ودوم
که خواندم از تصاویر و چینش واژه ها
لذت بردم.پس از آن بتدریج مضمون
دراماتیک از پرده راز خودنمایی کرد.
رنجی مشترکی که زنان بیشماری در
کشورهای قبیله سالار آن را زندگی کرده اند.

این شعر از ورای کلمات با انسان سخن میگوید!

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image