برگه‌ها

سپتامبر 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
282930  
 
No Image
خوش آمديد!
مرده ها خواب نمی بینند / حامد ابراهیم پور پيوند ثابت

 

 

“مرده ها خواب نمی بینند ” مجموعه شعر جدید “حامد ابراهیم پور” با مقدمه ای از ” عباس معروفی ” و با طراحی جلد ” گلنار رحمانی ” در کشور آلمان  – نشر گردون  منتشر شد.این مجموعه شعرهای سپید این شاعر را شامل می شود که در سال های ٧٩-٨۶ سروده شده اند.

جهت مطالعه  نقد مکتوب این کتاب در سایت “رادیو زمانه” و دریافت فایل صوتی خوانش دو شعر از این مجموعه با صدای “عباس معروفی” روی آدرس زیر کلیک کنید :

رادیو زمانه _ عباس معروفی

٢)

مجموعه شعری شامل گزیده ای از کارهای سپید ٨٨ -٧٨ “حامد ابراهیم پور” نیز توسط  “حسین منصوری-یادگارگرامی خانم فروغ فرخزاد ” به زبان آلمانی ترجمه شده و در ماه اوت روانه ی بازار خواهد شد.جهت بازدید از وبلاگ حسین منصوری و مطالعه ی شماری از کارهای متفاوت این مترجم به  آدرس زیر مراجعه کنید:

حسین منصوری

____________________

شعری از مجموعه شعر ” مرده ها خواب نمی بینند ” ، دفتر اول: ” آوازهایی برای زن شهریور”

جنگ را

به خیال آغوش تو

تاب می آورم

مرگ را

به هوای لبخندت

پنجره ها را ببند زن شهریور !

صدای باد

صدای زخم

صدای سایه می آید …

 از خیابان می ترسم

و کودکان  اخم آلودی

که تفنگ هایشان را

سوی چشم های تو

 نشانه رفته اند

 از شهر می ترسم

و سایه هایی داس به دست

که در کوچه هایش

 بالا می آورند

 از خودم می ترسم

و شعرهایی

که تو شیرشان داده ای …

مرگ را به هوای تو تاب می آورم

 موهایت را

 کوتاه کن

ناخن هایت را

حرف هایت را

کوتاه کن…

گوشه ی اتاق را بکن

تا بوسه هایمان  را

دفن کنیم

گوشه ی حیاط را بکن

تا برادرهایمان را

دفن کنیم

گوشه ی شهر را بکن

تا خانه ی مان را دفن کنیم …

 هیچ کس نباید بفهمد

 تو اینجایی

پرده ها را بکش

زن شهریور…

 

دسته: شعر, معرّفی کتاب | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
اعظم قرائتی گفته:

درود

ممنون از ثبت آثار خوب دوستانی که در میان این همه زشتی و پلیدی هنوز به زیبایی ها عشق می ورزند

محمد خواجويي گفته:

شاعر را می شناسم. نخبه ای است به خدا. کاش او را کشف کنند. تمام ترسم از آنست که پیدا کردن او بعد از نبودنش باشد. چرا که همه ی هنرمندان معروف یعد از مرگشان کشف شدند

اديسا گفته:

برای شاعری که پرده ها نمی کشد

پاییز که بیاید
زن شهریور
خوب بادهای زرد می بیند
وچشم درخت
خشک میشود به سمت دریچه
آیا دوباره بهار ازراه زمستان میآید
یا
شاید
بهار گمشده است
وزن شهریور
چشم انتظار کوچه باغهای
حضور است
در ازدحام کوچه
درهیاهوی خیابان
در سرود زنی که
شهر را
فریاد میکشد

صدیق گفته:

سلامی چو بوی خوش آشنایی بر آن فاطمه بانوی آسمانی “صدیق”

ضمن تقدیم این بیت به سرکار خانم فاطمه محسن زاده این بانوی

اشنا وعاشق به فرهنگ عالی آدمیت در عصر آهن و دود و بی مهری ..

باید اذعان نمایم که همت والایشان ستودنی و گل وجودشان

جاودانیست …عشق سری ماندگار و عاشق در تمام ازمنه دوست داشتنی..قلمشان صادق و نخل اندیشه شان باسق..پدرود

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image