برگه‌ها

آگوست 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  
 
No Image
خوش آمديد!
شعری از امیر سنجوری پيوند ثابت

چیزها عکس هم شروع شدند
گفتن از ما، نگفتنِ ما شد
ما به جای هم عاشقی کردیم
مشکل از ما نبود، اما شد

عاشقی می کنیم و با حسرت
چیزها را به سُخره می گیریم
در گلوها به شعری و به دمی
زندگی می کنیم و می میریم

ما صداهای خسته ای بودیم
که به اندوه مفتخر شده اند
ما کسانی که نیستند شدیم
از کسانی که بیشتر شده اند

شب به شهری که نیست بر می گشت
ما به مردی که بی گناه نبود
شبِ جرثقیل ها روشن
دیگر اوضاع رو به راه نبود

تو به سُکرِ سکوت واژه بزن
تو به کفر ترانه مؤمن باش
تو به چیزی که غیرِ چیزی نیست
مطمئن باش، غیر ممکن باش

به تو از خواب های فصلی من
زندگی حسرت وسیعی نیست
در تو از من طبیعی است، ولی
در طبیعت کسی طبیعی نیست

فصل ها، فصل های طولانی
فصل ها، رنگ های بی تصویر
مثل شب در نگاه دخترِ ترس
مثل روحِ اتاق خوابِ “امیر”

فصل ها سبز و سرخ و زرد و سفید
فصل ها ترجمان پاییزند
مرگ در هفته هفته شان جاری است
همه ی فصل ها غم انگیزند

خوب دقت کنیم، می بینیم
سبزی برگ، زردی برگ است
خوب دقت کنیم می فهمیم
زندگی نام دیگر مرگ است

دسته: شعر | نويسنده: admin



ارسال نظر غير فعال است.

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image