برگه‌ها

نوامبر 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  
 
No Image
خوش آمديد!
دو شعر از مهدی اکبری فر پيوند ثابت


۱ _ روزی روزگاری


روزی ، روزگاری

مردی که همه شماره ها را فراموش کرده بود
گوشی را گذاشت،
دورتر
زنی که همه لباس هایش را در آورده بود
خودش را در ماشین لباس شویی انداخت،
خیلی خیلی دورتر
یکی
که معلوم نبود زن است با مرد
داشت برای آخرین بار از خانه دور می شد…
مردی که همه شماره ها را فراموش کرده بود
تلویزیون را روشن کرد:
مسابقه بخت ازمایی
نفر اول
می توانست به همه دنیا سفر کند
نفر دوم
برنده ی خانه ای بود
هر کجا که دوست داشته باشد
و نفر سوم
می توانست با تلفن حرف بزند،
هر چقدر که دلش بخواهد.
اما مرد شماره اش را فراموش کرده بود
تلویزیون را خاموش کرد
و از خانه خارج شد
زن هنوز داخل ماشین لباس شویی می چرخید
نفر سوم داخل خانه شد
گوشی را برداشت
و دکمه <Redial>را فشار داد
زن از ماشین لباس شویی بیرون آمد
و شروع به شمردن کرد
۱….۲….۳….
هیچ تلفنی
در هیچ کجای جهان زنگ نخورد
مرد سیگارش را روشن کرد
زن به رخت خواب رفت
و نفر سوم
به این فکر می کرد
که کسی
باید شماره ها را پاک کرده باشد …



۲ _ مرگ در صحنه های آهسته

مرگ در صحنه های آهسته زیباتر است

تقلا کردن
نگاه
و از نفس افتادن.
قاتلی ،
که پشت به دوربین ایستاده / منتظر،
تا وقتی که همه به خانه بازگشتیم
پا به صحنه جنایت بگذارد.
غافلگیر می شویم
و باز می گردیم به آهستگی

حتی سیگارهایمان
آهسته دود می شوند
برمی گردیم به مردنی زیبا
که از سال ها پیش آغاز شده.
مرگ در صحنه های آهسته زیباتر است
و خورشیدی که آخر فیلم ها می تابد
سوراخی ست بزرگ
که عنقریب
همه ما را خواهد بلعید.

دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
اسماعیل شریف نژاد گفته:

زبان و شیوه روایت شعر ها نشان دهنده امکانات شعر معاصر است .

نحوه تصاویر شعری و نشانه هایی که در شعر استفاده شده شعر را از فضای محض ادبیات خارج می کند و اثر را به جریان می اندازد

زندگی در این شعر زندگی در جهان امورز است و واقعتیست که مثل خیلی از آثار درگیر اغراق نشده

در نهایت پیشنهاد پرداختن به طنز را با همین فضا و زمان نیز به آقای اکبری فر عزیز دارم
( گرچه آشنایی با شما نداشتم ولی این شعرها باعث شد پیگیر شوم )

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image