برگه‌ها

آگوست 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  
 
No Image
خوش آمديد!
سه شعر از اسماعیل شریف نژاد پيوند ثابت


۱ ـ

حالا باز بنشین لب دیوار و

هی بگو

باران ببارد

چه فایده ؟!

کسی که گربه های سیاه را

درک نمی کند


۲ ـ

امضای یک رؤیا


روی دیوار هر جایی که خوابیدی

یک عالمه رؤیای خوشحال هست

که جامانده

انتهای آنها ایستاده ای و

شیشه عینکت را پاک می کنی

بعد اسم من را می پرسی وُ

برایم امضا می زنی

که فلانی موفّق باشد …


۳ ـ

مختصر که می کنم خودم را

در یک عدد « سه در چهار » رنگی

فقط ؛

برای کیف پولت

دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
من گفته:

شماره ۳ سطر اول،”که” اضافه نیست؟

دانیال رحیمی گفته:

نه اضافه نیست
چون “که” ساختار سطر اول و شیوه خوندن رو دست گرفته
آفرین آقای شریف نژاد

مهدی اسماعیلی گفته:

شعر دوم رو از آخر به اول بخون
خوندم
زیبا تر شد
از آخر به اول
که فلانی موفّق باشد …
برایم امضا می زنی
وبعد اسم من را می پرسی
.
.
.
مانا باشی اسماعیل عزیز.

باران گفته:

شعرای قشنگی بود.موفق باشید

فریبا حیدرزاده گفته:

خاطراتم را بده دست پرستو ها، برو
زجر دارم میکشم خوبم…همین حالا برو!

دیر دارد می شود،مجنون لیلا روی من!
تا که جان نسپرده در آغوشت این لیلا، برو

اینقدر دل دل نکن!دل را به کشتن می دهی…
سوز دارد قلب من،یا راحتم کن یا برو…

مرگ تدریجی است دل کندن از آغوشت ولی…
من که مدتهاست مردم!کم کن ام از “ما”،برو…

گر چه طوفان آرزوهای مرا بر باد برد
گر چه سهمم این نبود از زندگی…اما برو

میروی گم می شود دل در غبار رفتنت…
خواهشا امشب بمان!فردا…نه پس فردا برو…

خاطره گفته:

سلام زیبابود

مخصوصاآخریش که یادم افتادوقتی توانجمن دورمیزمستطیله همه بچه ها دورهم نشسته بودیم وشماخوندیش

من شریف نژادهستم ازبچه های دانشگاه یزد…رشته م شیمیه

دوست گفته:

شماره ۳

در یک عدد « سه در چهار » رنگی

زندگی ؛

برای کیف پولت

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image