برگه‌ها

دسامبر 2018
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  
 
No Image
خوش آمديد!
ده رباعی از سّیداکبر سلیمانی پيوند ثابت

۱ ـ

یک عمر درون خویش آوار شدم

پا بر سر دل نهاده، هشیار شدم

از بس به طناب عقل رفتم ته چاه

آخر به دل خودم بدهکار شدم !

۲ ـ

من، جدول حل نکرده ی تاریخم

یک طفل بغل نکرده ی تاریخم

جغرافی روح من، چپاول شده است

من، بمب عمل نکرده ی تاریخم !

۳ ـ

من قصه ی مرد خسته ای هستم که…

پیشانی زخم بسته ای هستم که…

درد است که در خاطره هایم جاری است

من پنجره ی شکسته ای هستم که…!

۴ ـ

خاموشی یک ستاره درمن پیداست

سردرگمی هزاره در من پیداست

من قصه ی سرخوردگی تاریخم

تنهایی پنج قاره، در من پیداست !

۵ ـ

یک عصر پر از بهانه ی چشمانت

درگوشه ی شاعرانه ی چشمانت

من باشم و چای داغ و حافظ خوانی

من باشم و قهوه خانه ی چشمانت

۶ ـ

به سیمین دانشور

در غربت زخم و خون، نشستی بانو

با عشق و تب و جنون، نشستی بانو

وقتی که جلال روزگارانت رفت

یک عمر، به سووشون نشستی بانو !

۷ ـ

برای مادرم

در حسرت پرواز، تپیدی یک عمر

هی دور خودت پیله تنیدی یک عمر

من زخم غریب بالهایت بودم

در خویش، مرا درد کشیدی یک عمر!

۸ ـ

اینگونه عجیب اگر شده بی کسی ام

درغـربت و آه، سر شده بی کسی ام

این جشــن، به افتخار تــنهاییم است

یک سال بزرگــتر شده، بی کسی ام !

۹ ـ

هی قافیه بستیم و رباعی گفتیم

هی وزن شکستیم و رباعی گفتیم

آنشب که خدا به خانه ام آمده بود

تا صبح، نشستیم و رباعی گفتیم !


۱۰ ـ

به اردیبهشت ترین، استاد قیصر امین پور

از دوری یار رفته ای لبریزی

از صبر و قرار رفته ای لبریزی

در غربت ایستگاه رفته، عمریست

از سوت قطار رفته ای، لبریزی !

دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
س.ا.م. گفته:

من بمب عمل نکرده ى تاریخم!… عالى!!
۳ و ۶ و ۸ از همه بهتر بودن.

دانیال رحیمی گفته:

خداااااا وکیل عالی بود.

علی گفته:

رباعی های زیبایی گفته بودید….

آنشب که خدا به خانه ام آمده بود

تا صبح، نشستیم و رباعی گفتیم !!!

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image