برگه‌ها

آگوست 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  
 
No Image
خوش آمديد!
شعری از کیوان اصلاح پذیر پيوند ثابت

بید بودم
باد شدم
مزه ای تلخ
در بن باران
ابری پرآشوب
ـ که با هیچ خیالی
کودکان را
انگشت به آسمان
نمی کند  ـ

خُم بودم
خاک شدم
غباری مست
که از اشغال آسمان برمی گردد
و شهر را از دشت
تشخیص نمی دهد
اما لک لکی که جهات اربعه را می شناسد
غمگین است
نه در موی پریشان بید لانه میکند ؛ دیگر
نه در موسم های بی فصل

———-

پی نوشت
——–
(مادر می گفت
وقتی مرا حامله بود
لک لک ها را دیده است
که به لانه بازمی گشتند
و پدر
دوبلیط و یک ساندویچ
خریده بود )

——
پی نوشت بر پی نوشت
——————-

اما نگفت
چرا من کلاغ شده ام
و لک لک ها
بقچه کودکان را
گره نمی زنند
————

پی نوشت بر پی نوشت بر پی نوشت
—————————-
این همه کودک
که از آسمان می بارد
زیر سر پاهای بلند و آخر قصه های مادربزرگ است
که همیشه یادش می رود
نشانی آسمان را
از کلاغ کارتن ـ خواب
بپرسد


دسته: شعر | نويسنده: admin



ارسال نظر غير فعال است.

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image