برگه‌ها

جولای 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  
 
No Image
خوش آمديد!
دو شعر از فاطمه محسن زاده پيوند ثابت


۱

تصویرت افتاده ته فنجان

شبیه تو نیست

فالگیر می گوید :

این مردته

عزیزت داره

فنجان را نگه داشته ام

تا مرد قهوه ای

عزیزم بدارد

وقتی در چشم های سفیدت

ته مانده های زنانی را می بینم

که مردشان بوده ای


۲

برای جنایت کاشمر …


سقوط کردی

بی هیچ قانونی

بی هیچ جاذبه ای

لگد مال یک گلّه گاو میش شدی

حوّا !

عصر جنسیّت

مردانگی اش را به رخت کشید

مثل ” سرو کاشمر “

به تاراج رفتی

زرتشت دوباره گریست


برخیز اهرمن !

زمان زمانه ی توست

آب را بیازار

آتش را بیازار

گیاه را

همه ی آفرینش اورمزد را …


دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
میرخلیلی گفته:

سلام
خیلی قشنگ بود چندبار خوندمش ومطمئنم که بازم میام تا چندبار دیگه هم بخونم وبرای خودم تکرار کنم و زمزمه….

فرزاد(ابر) گفته:

شعر اول خیلی دلچسب بود مثل خوردن یه قهوه تلخ تو کاوه کوچک اما باصفای شیراز

سپيده شهنوازي گفته:

سلام فاطمه بانوی ایرانی
تو هم زیبایی هم زیبا می نویسی.

منصور خورشيدي گفته:

سلام به فاطمه

بهار مبارک بانو

سيد سرالله حسيني گفته:

سلام خسته نباشید

کار زیبا و جذابی بود

پایدار باشید

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image