برگه‌ها

دسامبر 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  
 
No Image
خوش آمديد!
شعری از سارا علیمردانی پيوند ثابت


جمعه ی پیر
تصویر غروب ˏ بی رمق
بودن ˏ ناگزیرم را
به دیوار اتاق  ˏدلبستگی های زنانه ام مته می کند.
از سقف خانه بی کسی چکه می کند.
تلنگر عشق
رو زه ˏ ناکوک زمان
شمارش معکوس مهلت است.
انگیزه ی عشق ندارم.
اینجا
در گلدان ˏ بی خاک
پشت پنجره ی بی بهار
بی تقویم
قلبم سالهاست
بی تدفین
خود را مرده ست.
چه بی دلیل
در ایوان شایدهای ˏ بی محل
رویاهایم را خمیازه می کشم
و دلتنگی ها را رفو می کنم.
هلک هلک ˏ گذر ثانیه
رو پوست چوبی  ˏساعت دیواری اتاق
صدای چندش خراش مغز می دهد.
خیال وازه ندارم.
– صدای گریه ی شعری که لای دفتر ماند …
هوای عزیمت در ایستگاه شاعری ابری ست.
نمی روم
رفتن همیشه بهانه می خواهد…
از اینهمه رفتن و اینهمه نرسیدن
شبیه تاریخ مرگ شده ام.
کنار کوله پشتی سفرهای ته کشیده ام
کهنه پاپوش دغدغه ها
به خواب رفته اند
و من در این یاس کبود
در سکوت ˏ خشم خستگی
عقوبت اعتماد را مزه مزه می کنم.


دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
فرزاد(ابر) گفته:

این شعر رو دوس داشتم

مجيد گفته:

جمعه ی پیر
تصویر غروب
خیلی زیبا بود موفق باشید به دلم نشست

امیر آشوری گفته:

پس از روزهای سخت رفته در کنج بی قراری خاموشی ها
شعری از خانم علیمردانی خاندم
چقدر یهو دلم دلتگی گرفت

سجاد خزایی گفته:

صدای گریه شعری که لای دفتر ماند

درود

عاطفه رنجبر گفته:

درود بانو . زیبا بود و لذت بردم از خواندن شعرت

yousef jahed گفته:

sara alimardani fagat hamin

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image