برگه‌ها

اکتبر 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
 
No Image
خوش آمديد!
سه شعر از سردار شمس آوری پيوند ثابت

۱

همین که عاشقت شدم

توی یک کافه ی قهوه ای

تلخ می مانیم

استکانهای گرم چای را

و لا به لای حرف های دود آلود

حباب های تیره می پوشیم

برای این میز که از همیشه

و صندلی های پر حرفی

که بلند بلند نگاهمان می کنند

و عصرانه ی این پیاده روهای بی منظور

در گرفته گی گرگ و میش

کفش هایم را می پایند

که حتمن دور شده باشیم

از کسی که این شرشر بلند

همزمان با شهر و ابر

شمرده ، شمرده

به خاطره اش مکث می کنیم

در همهمه ی یک دست بی عبور

که چشمهای بغض دیده اش را

بر نمی گردد

مرد شاعر

اتفاق شعری به دلش افتاده

فرصت برگشتن نیست .

شناسه ی شعر :

قرارمان یک ساعت مانده به ابر بود

با احترام و اندیشه … به الی

۲

الو ،

خانم ،

کجای کوه ایستاده ای !!؟

که حرفهایت را آن تن نمی دهند ،

این خطوطِ … بی نقطه

با نحو تو می اسمند

برای فعلهایی که

ماضی / مجرد بود مردی که

هر روز در کوچه ی پشتی ات تکرار شده ،

بله خانم ، الو

کجای کوه ایستاده ای

که چوپان راستگو !!!

از قصه ی no responding to paging آقای گوسفندت

دروغ ها گفته

برای گرگ هایی که در کمینت آژیر می کشند .


شناسه ی شعر :

لطفا از کوه به من زنگ  نزنید

۳

روزنامه ای نزدیک صبح

تیتر کرده بود

که پلنگی به هند

در دهکده ای اهلی حمله انداخته است

و اهالی روستایی دور چشمه را

چند پنچه خونی شده است

پیرهایی که محلی ترند

از دست ماهی که آلوده ی برکه ی شان شده

و شب ها با سکوت و جیرجیرک ها حرف می زند

با لهجه ای نزدیک به ما ، شکایت نوشته اند

# # #

ماه من

قهر کرده ای و این قدر دور افتاده ای ؟!

در ذهن چشمه ای پر از دهکده؟!

و اهلی هایی در هند؟!

که حفاظتت داشته اند

با شور زخم و شعور پلنگ

و تیتر هایی که به درد روزنامه های صبح می خورد

بس کن دیگر

به شعرهام برگرد

قهر کردن ات برای همه گران تمام شده

بیا با هم شروع همین خیابان را حساب کنیم

و تازه گی های شب را

اینجا پلنگ هایش هم اهلی تر است

شناسه ی شعر:

خبرهایی که زخمی اند

به عادله کریم زاده ی عزیز


دسته: شعر | نويسنده: admin



ارسال نظر غير فعال است.

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image