برگه‌ها

سپتامبر 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
282930  
 
No Image
خوش آمديد!
شعری از محدّثه هدایتی پيوند ثابت



تقویم های کهنه، دو تا عنکبوت، تار

این خاک های ده وجبی روی آینه

دارم شبیه نسخه ی اصل تو می شوم

از بس که حفظ کردمت از توی آینه


من؛ سرخوشانه خیمه زده روی ابرها

تو؛ مثل یک ستاره ی آواره رد شدی

در گیر و دار حادثه ی خوب بودنت

یک دفعه مات ماندم و دیدم که بد شدی!


این روزها که می گذرد هی به خاطرت

با بغض و آه و آینه درگیر می شوم

گفتم که از تو پیش خدا می برم پناه

از دست این خدا به خدا پیر می شوم!


شب بی خیال می خزد از عمق چشم هات

از دوردست حافظه…آوای گورکن…

گیرم مرا به دست خودم کشته ای، ولی

نگذار تکه تکه شود بر تنم کفن!


بر می زنم دوباره تو را لای شعرهام

اینـدفعـه را تو را به خـدا فال ِ فال باش

” رفتم، مرا ببخش و مگو…”حرف گنده ایست

مثل همیشه باش، ولی خب، محال باش


دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
مجتبا گفته:

فک می کنم قشنگترین شعری بود که ازت شنیدم 🙂

رهگذر گفته:

دلنشین بود خوشحال میشوم به ما هم سر بزنید
http://www.hatef123.blogfa.com

فرمانده سابقِ سرزمین محکومین گفته:

شعرت قشنگ و با احساس بود، همچنان که چهره ات برایم هست!

poria گفته:

nice my dear

نیلوفر نیک بنیاد گفته:

خیلی با احساس و قشنگ 🙂

aboozar گفته:

مات شدم و چیزی واسه گفتن ندارم فقط ماشالله به این همه ذوق بخدا.شعراتو دوست دارم و همچنین خودتو.ILOVEYOU

امیر گفته:

شعر با احساست را خواندم همچون چهره زیبا و معصومت خاطره انگیز و شعفناک بود – همیشه شاد باشید و خنده به لب

کانون ادبی باران گفته:

جشنواره سراسری شعر و داستان کوتاه ارغوان

ویژه دانشجویان دانشگاه های سراسر تهران

با موضوع آزاد

بخش های جشنواره :

شعر در سه قالب کلاسیک ، نو و ترانه

و

داستان کوتاه

مهلت ارسال آثار

تا پایان اسفند ماه ۱۳۹۰

برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس

http://www.jashnvareiearghavan.blogfa.com

مراجعه نمایید.

“حضور شما افتخار ماست”

منتظر قطره قطره هنرت هستیم در روز دریا شدنمان…

سيد سرالله حسيني گفته:

سلام

شعر زیبایی بود مرسی

خسته نباشی

داشتم تو متن نو میگشتم برام سوال پیش اومد چرا کسی به کسی سر نمیزنه انگار همه شعر میدن که داده باشن فقط همین هیچ کی برا کسی نظر نمیذاره هر شعری رو میبینی که کلی جای حرف داره اما تعداد نظرات صفره با این دیدگاه یه نظر بندازی متوجه حرفم میشی

ما خیلی زحمت میکشیم تا بتونیم یه شعر بگیم اما انگار کسی اینو احساس نمی کنه

من با کارت خیلی حال کردم و در موردش فکر کردم دیدم شعریه که شاعر همینطوری کلمه هارو خرج نکرده و برای کلمه دنبال جایگاه مناسب گشته و در بسیاری از موارد موفق بود اما در این مورد کسی

به خودش زحمت برسی و اعلام نظر نمیده به نظر من درفضاهای مجازی شاعران با کمبود منتقد مواجه هستن و این یه فاجعه ی ادبی
که در زمان حال که همه چی برای ایجاد ارتباط آمادست ما باهاش مواجه هستیم و انگار حظور شاعران در همچین فضاهایی هیچ سودی به حال خود شاعر که نداره این به به چه چه های مجازی موجب توقف ذهن در راه بیشتر دونستن هم میشه

با احترام

میتونین به وبلاک ضعیف ما هم سر بزنید خوشحال میشم

MOHAMMAD گفته:

خیلی عالی بود….

داریوش گفته:

عصر ما عصر فریبه

عصر اسمهای غریبه

عصر پژمردن گلدون

چترهای سیاه تو بارون

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image