برگه‌ها

آگوست 2020
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  
 
No Image
خوش آمديد!
دو شعر از هادی خان محمّدی پيوند ثابت


فصل

من می دانم کدا م فصل را بایدکاشت

کدام فصل راباید تکثیرکرد !

خانه ی معشوقه های پیرمردکجاست؟

بادرخت چه بایدبگوید !

من یادگرفته ام،یک قناری در وداع .

خانه ی معشوقه های پیرمردکجاست؟

می دانم آب چشمه هاباید کجا بریزد،

من راه های زیبایی برای رفتن می شناسم

آنها رادیده ام،

نقش های دیوارفراموشی را !

خانه ی معشوقه های پیرمردکجاست؟


♦♦

قطار

ایستگاه راه آهن ، قطار ، کوپه ، بلیط ، سفر

تلخ ترین واژه های خاطراتم شده اند

زیرا که تو را از پیشم می برند

سوت ممتد ، ریتم تق تق

دود سیاه  ریه هایم را گرفته

آخرین واگن که در نگاهم گم می شود

قطار تبریز ـ تهران

که هیچ گاه مرا با خود نمی برد

چگونه می شود با این آهنگ های تلخ رقصید؟!

زمستان اینجا

یکریز برف خواهد بارید

و من در نبود آتش آغوشت به انجماد خواهم رسید

و دست هایی نخواهند بود که به من یک لیوان چایی بدهند

و ساعت ها خواهند خوابید

وقتی که دیگر ، تمام قطار ها رفته اند .



دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
رامین اعلایی گفته:

تبریک میگم هادی جان.جات خالی بود تو متن نو.به امید شعرهای بیشتر.شعر قطار بسیار زیبا بود…

زمستان اینجا

یکریز برف خواهد بارید

و من در نبود آتش آغوشت به انجماد خواهم رسید

هادی گفته:

مرسی عزیزم

وحید گفته:

خیلی زیبا بود هادی
تلخ و دل نشین!
موفق باشی

هومن هویدا گفته:

جوان !!!!!!!!
ما همه ی فصول کاشتیم
ولی دیگران درو کردند
شاعر بمانی

ملينا گفته:

واقعاقشنگ بود.
موفق باشی
راستی هادی جان توخیلی شبیه آرش منی

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image