برگه‌ها

نوامبر 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  
 
No Image
خوش آمديد!
نگاهی به از قصه تا هنوز / منصور خورشیدی پيوند ثابت

 

 

از قصه تا هنوز

شاعر : پروین عابدی

انتشارات : فراگاه ـ ۱۳۸۸ 

______________________________

 

مفاهیمی که در خلق ارتباط شاعر با خواننده ی شعر وجود دارد ؛به لحاظ مفهومی، بیان تنهایی ،عشق و مرگ است . گرایش فکری و مشترک بیشتر شاعران که در جهان مادی زندگی می کنند و با واقعیت های بیرونی و عوامل موجود در طبیعت انسان ها آشنا هستند و عامل مهم اجتماعی را برای ایجاد تحول در روحیه ی خود لازم می دانند تا ادامه ی حیات در جسم و جان آن ها سنگین نشود .

شاعر حامل سه پیام مهم در این مجموعه شعر است: پیامی که موجب تحول در ذهن و زبان او است ! و دارای نشانه های برجسته از زندگی است ، مثل تنهایی و عشق که در حقیقت فراخوان روابط جمعی به حساب می آید  و در بیشتر شعر های این مجموعه هشتاد صفحه ای به چشم می آید .

بخش دیگر به جهان مرگ تعلق دارد ، یعنی خروج شاعر از طبیعت مادی که خواننده را به جهان مردگان دعوت می کند، با همان صدای دردمندانه که تکثیرم نکنید . باورم کنید من در بیابان خواهم مرد .

” کمی با دست هایم حرف بزنید / قلبم را فوت / دلم را / پراز شیشه های قطب جنوب نکنید . . . / تکثیر نه / باورم کنید / من / در بیابان خواهم مرد “

 از شعر : تلنگر

 تلاش شاعر در حوزه ی محتوایی نشان دهنده ی تجربه ی او در به کارگیری واژگان و ایجاد تناسب بین کلمه ها و تصویر ها است؛ اگر چه تصور می کند که دمای فکر او سیر نزولی دارد .

” هر روز / دمای فکرمان به چهل درجه زیر صفر می رسد “

از شعر : زیرصفر            

ضعف هایی در کار دیده می شود که از بیان صریح آن پرهیز می کنم ، اما آنچه به طور کلی باید مورد توجه قرار گیرد در این جا عنوان می کنم :

عدم توجه به نحو زبان و عدم استفاده از فعل بدون قرینه و بزرگ نمایی در مفاهیم مرگ و زندگی، بدون استفاده از تصویر های طبیعی یا تجسمی ، که گاهی باعث می شود از اعتبار زبان در این مجموعه کاسته شود .

 ”  در حمله های پربار تنهایی / می توان خم شد / وچهاردیواری تعریف شده را / تکان داد

از شعر : جنون جاده

 شاعری که مدعی آن است در خواب های شبانه ، درام های تلخ و شیرین را دیده و تا برگشت پذیری روح و جسمش، بیداری را لحظه شماری کرده است ، باید در این موقعیت با خلق ناب ترین بیان شاعرانه، تلاشی مضاعف از خود نشان بدهد ؛اگر چه تاریخ سرایش این مجموعه به دو دهه ی پیش بر می گردد . خواننده ی این اثرباید از کارکرد کلمه و فضاسازی در ساختمان شعر و خلق مجموعه ای از تصویر ها ، چشم پوشی و روی برخی از نکات مثبت توقف کند.

” امشب سه بار ستاره های شیشه ای ام را شسته ام / و خیسی چشمانم هنوز . وحشی ست / که خرد می کند / تمام سنگ هایی را که در مسیر اتفاق است “

 از شعر : مخزن الاسرار

کارکرد صامت ها و مصوت ها ، به طور مشخص ویژگی های خود را نشان داده است . به ویژه توالی هجا ها در جایگاه مصراع و تکرار حرف ” س ” وحرف” آ ” و استفاده از تکرار حروف که در خلق موسیقی شعر مؤثر بودند و هم برای ایجاد ریتم درونی . ارزش های بیانی خود را حفظ کرده اند . نمونه ای دیگر :

” من / پیچکی هستم / بدون باران بر قامت حیات عطارد / نخواهم پیچید / حتا حیاتی که / دیوار هایش از جنس حصیر است “

از شعر : دیوارها

راست قامتی حرف الف در تناسب با دیوار و تا رسیدن به تعالی مرز و مانعی دیده نمی شود  و زمینه برای دیدن و خواندن آن چیز هایی که از شاعر توقع داریم فراهم می شود .

” خواب می دیدم تمام حرف هایم که مهتابی بود / در آتش / می سوخت /

و حس لطیفی را می دیدم / که خاکستر می شد “

از شعر : رقص مداد

رسم شرایط و خلق موقعیت با فضای مناسب برای درک ابعاد معنایی، هنگامه ی همجواری حروف در مصراع، با چرخش خزنده در توالی هجا ها برای رسیدن به تحولات ذهنی و فراهم شدن زمینه ای برای رسیدن به عشق بی تکیه و تکیه گاه ” پیچکی هستم / بدون باران بر قامت حیات عطارد / نخواهم پیچید “

و این همان رسیدن به منزلت عشق است که از وجود آن زانوی دنیا بر زمین می نشیند .

“عشق گذرگاهی ست / دره های برزخی مان را پر می کند / واز ترکیب دوجان / جان گرفته / جانی عمیق نخواهد شد / واین / همان عشقی ست که از وجودش زانوی دنیا برزمین می نشیند  “

از شعر : زانوی دنیا

در این نوع از نگاه ،دقت شاعر زمینه را برای درک از شرایط فراهم می کند و پنجره ی جدیدی برابر مخاطب باز می شود تا با شاعر همدلی و همزبانی ایجاد کند .برای تنفس یک قصه تا قصه ی بعد ، یعنی تلاشی برای پُر کردن فاصله ها و اوج گرفتن از ارتفاع نقطه تا رسیدن به خط و حفظ حرمت در حریم مقدس زبان به دلیل قرار گرفتن همان نگاه، یعنی عشق و تنهایی در موقعیت های متفاوت ،

” وشانه هایم را / خوشه ی پروین / تاارتفاع یک عقاب / بالا می برد “

 از شعر : گستاخی

” هر روز چشمانم را / به کویر می برند / علف های هرز /

 نشانم می دهند حریم چریدن را  “

از شعر : سراب ها

به اعتبار همین دیدگاه هراس تنهایی ازشاعر دور می شود و در دامن عشق، امنیت خود را تضمین می کند و حتی در بیان مفاهیم و مضمون های جدید توانایی بیشتری از خود نشان دهد و آگاهانه زمینه را برای تدارک نوعی از نگاه برای درک جدید ازجهان شعر فراهم سازد .

” هراس جاده را صاف / روی تپه ها سرنوشت می کاریم “

” چه بهتان قشنگی / که روحم غنی شده است / و حس سادگی ام

 در تنهایی بزرگ می شود”

 از شعر :سماجت          

 

                          

دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin



ارسال نظر غير فعال است.

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image