برگه‌ها

جولای 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  
 
No Image
خوش آمديد!
دوره­ها ، عناصر و ویژگی­های شعر نیما / مهرداد فلّاح پيوند ثابت

 

برای بررسی کار هر شاعری ، ناگزیر باید در بین مجموعه آثارش ، دست به انتخاب و گزینش زد . چرا که پاره­ای شعرها پخته­تر و کامل­ترند و می­توانند نمایندگی بقیه را به عهده بگیرند . از این رو ، از گزینش به تقریب سخت­گیرانه­ام ، از کتاب مجموعه­ی کامل شعرهای نیما یوشیج ( گردآوری سیروس طاهباز ، چاپ اول ۱۳۷۰ ، انتشارات نگاه ) ۴۶ قطعه شعر ، سرافرازتر بیرون آمده­اند . من این شعرها را در فهرست کتاب ، با نشانه­ای مشخص کرده­ام و جالب این که هر چه به پایان آن نزدیک­تر می­شویم، فشردگی نشانه­ها بیشتر می­شود . این نکته ، گویای آن است که سیر شاعری نیما ، همواره رو به صعود داشته و تا لحظه­ی مرگ ، وقفه­ای در آن پدید نیامده است . گو این که میزان سرایش شعر در سال­های آخر، به نسبت سال­های میانی عمر وی کم­تر شده است .

هم­چنین در این سیر ، نکته­ی دیگری قابل توجه است و آن این است که هرچه نیما به سال­های پایانی کار خود نزدیک ­تر می­شود، از گوناگونی و تنوع در فرم شعرها کاسته شده و گویا شاعر در سال­های پختگی ، فرم اصلی و دلخواه خود را شناخته است . در ضمن ، میل شاعر به سرودنِ شعرهای بلند نیز کم­تر شده و در سال­های پایانی عمر، مطلقن شعر بلندی نسروده است که این امر می­تواند ناشی از کهولت سن و کاهش انرژی وی نیز باشد .

گزینه­ی فراهم آمده

گزینه­ای که از بین مجموعه شعرهای فارسی نیما ( نیما تعداد زیادی ترانه و دوبیتی به زبان مازنی دارد ) فراهم آورده­ام ، بدین ترتیب است :

نام شعر

صفحه

سال سرایش

ای شب

 ۳۴

۱۳۰۱

افسانه

۳۷

۱۳۰۱

قو

۱۱۴

۱۳۰۵

خنده­ی سرد

۲۸۷

۱۳۱۹

خواب زمستانی

۲۹۵

۱۳۲۰

ناقوس

۳۳۸

۱۳۲۳

بخوان ای همسفر با من

۴۰۲

۱۳۲۴

داستانی نه تازه

۴۰۶

۱۳۲۵

کار شب پا

۴۱۲

۱۳۲۵

که می­خندد؟ که گریان است؟

۴۱۸

۱۳۲۵

خروس می­خواند

۴۲۰

۱۳۲۵

او را صدا بزن

۴۲۲

۱۳۲۵

نام بعضی نفرات

۴۳۶

۱۳۲۷

آقا توکا

۴۳۸

۱۳۲۷

مهتاب

۴۴۴

۱۳۲۷

در شب تیره

۴۴۵

۱۳۲۷

اجاق سرد

۴۵۳

۱۳۲۷

هنگام که گریه می­دهد ساز

۴۵۴

۱۳۲۷

مرگ کاکلی

۴۵۵

۱۳۲۷

ماخ اولا

۴۵۷

۱۳۲۸

برفراز دشت

۴۵۸

۱۳۲۸

جاده خاموش است

۴۶۶

۱۳۲۸

بر فراز دودهایی

۴۶۷

۱۳۲۸

باد می­گردد

۴۶۸

۱۳۲۸

در شب سرد زمستانی

۴۸۷

۱۳۲۹

هنوز از شب

۴۸۹

۱۳۲۹

مرغ شباویز

۴۹۰

۱۳۲۹

شب است

۴۹۰

۱۳۲۹

مرغ آمین

۴۹۱

۱۳۳۰

قایق

۴۹۹

۱۳۳۱

داروگ

۵۰۴

۱۳۳۱

خانه­ام ابری­ست

۵۰۴

۱۳۳۱

ری را

۵۰۵

۱۳۳۱

همه شب

۵۰۶

۱۳۳۱

در کنار رودخانه

۵۰۷

۱۳۳۱

روی بندرگاه

۵۰۹

۱۳۳۲

شب­پره­ی ساحل نزدیک

۵۱۰

۱۳۳۳

هست شب

۵۱۱

۱۳۳۴

برف

۵۱۲

۱۳۳۴

سیولیشه

۵۱۳

۱۳۳۵

در پیش کومه­ام

۵۱۴

۱۳۳۵

کک­کی

۵۱۵

۱۳۳۵

بر سر قایق

۵۱۶

۱۳۳۶

پاس­ها از شب گذشته است

۵۱۶

۱۳۳۶

تو را من چشم در راهم

۵۱۷

۱۳۳۶

شب همه شب

۵۱۷

۱۳۳۷

باید توجه داشت که برای بررسی جامع ، ناگزیر تمامی آن چه را شاعر سروده است ، می­بایست مورد مطالعه­ی دقیق قرار داد و این موضوع در مورد نیما که پیش­گام و بنیانگذار راهی تازه بود ، بیشتر مصداق دارد ؛ هر چند باز هم تأکید می­کنم که «لب مطلب» و اصول اساسی کار هر شاعری ، در بهترین کارهایش تجلی می­کند .

نظرات[۲] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نماد در آثار احمد محمود / فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

مقدّمه

نشانه شناسی ادبی ، شناخت آن قراردادهای اصلی است که به هر تصویر یا توصیف ادبی نیروی ساختن «معنایی دیگر» می بخشد. زبان دستگاهی از نشانه هاست. هر یک از مادر گفتارمان مجموعه ای از نشانه ها را بر می گزینیم، از پاره ای از توان های زبان سود می جوییم وگونه ای «سخن فردی » یا «روشن بیان ویژه خود» را می آفرینیم .

هراثر هنری، فقط مجموعه ای از نشانه های برگزیده نیست، بلکه مجموعه ای از قراردادهای جدید نیز هست. آگاهی به این نشانه ها در حکم کشف مناسبات راستین میان اثر ومخاطب آن است . نشانه ای که در اثر هنری بنا به قراردادی که از پیش پذیرفته به کار می رود . رمز یا «کد» می نامیم.این قراردادها فراتر از سخن فردی یا ویژه اثر می رود وبیشتر از راه «ژانر»* خاصّی شناخته می شود که اثر در آن جای گرفته است . هر اثر «دنیای نشانه ها » ی ویژۀ خود را می آفریند ودلالت معنایی خاص خود راایجاد می کند ؛ ازاین رو واقعیتی است مبهم . هرمدلول در ذهن مخاطب «موردی تأویلی » است و از این رو ما همواره با تأویل های گوناگون از هر اثر هنری رویارو می شویم .

از نظر نشانه شناسی، زبان داستان مجموعه ای از نشانه است که مانند سلسله ای از رمز به وسیله نویسنده به خواننده منتقل می شود وخواننده مجموعه رمزنویسی ها را رمز گشایی می کند، اطّلاعات منتقل شده را می فهمد ودر اطّلاعات نویسنده سهیم می شود ونسبت به آن عکس العمل نشان می دهد[۱].

یافتن دلالت معنایی نشانه های اثر هنری کاری ساده نیست، امّا وقتی مناسبات درونی نشانه ها دانسته شود ، درک معانی اثر آسان می شود. در پردۀ نقاشی «سفیران» ،اثر «هانس هولباین» که در موزۀ ملّی لندن نگهداری می شود، حکم عرفانی رنسانس «به یاد مرگ باش» سرمشق هنرمند بوده است . در این پرده دو نجیب زاده جوان در اتاقی شکوهمند ایستاده اند . همه چیز در اتاق نشان از ثروت، شکوه واقتدار زمینی آنان دارد،امّا واقعیّتی دیگر نیز درکار است .

علامتی که بر کلاه یکی از نجیب زادگان دوخته شده است ،اسکلت جمجمعه ای است که جز با دقّت زیاد شناخته نمی شود. زمان نگار چوبین روی میز ساعت و روز مرگ پدر نقّاش را نشان می دهد و… مهمّ ترین نشانه چیزی شگفت انگیزاست که به گونه ای مورّب ، کنارپای سفیران در فضا شناوراست . اگر کسی به فاصله یک متر ونیم از جانب راست پرده بایستد،درمی یابد که این جسم ، اسکلت جمجمه ی انسانی است که به گونه ای از شکل افتاده، ترسیم شده است . ما نیز چون دوسفیر، چشم بر این «واقعیّت دیگر» بسته بودیم. واقعیّتی پنهان در چارچوب پرده ی هولباین و در نظام تمام چیزها ، امّا آشکار درهستی ما به سوی مرگ:” به یاد مرگ باشید “، پس کلید معنایی رمز اصلی اثر هنری است . یافتن آن مشکل گشای بسیار از پیچیدگی ها و دشواری ها خواهد بود . هر لحظه ی داستان نیز رمزگان معنایی خود را دارد وهر لحظه از خواندن در حکم حدس وپیش بینی آنهاست. کشف مناسبات میان این رمزها جادوی خواندن است.[۲]

نظرات[۴] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
یادداشتی بر کتاب دلقک و هیولا / مریم اسحاقی پيوند ثابت

 

 نام کتاب: دلقک و هیولا

نویسنده : پیتر اکروید

مترجمان: سعید سبزیان و انسیه لرستانی

انتشارات : افراز

_____________________

پیتر اکروید، نویسنده انگلیسی در سال ۱۹۴۹ در خانواده ای کارگری در لندن متولد شد. او حرفه ی ادبی اش را در زمینه ی شعر، نمایشنامه نویسی و رمان دنبال کرده است. کتاب دلقک وهیولا ظاهرا اولین کتابی است که از او در ایران ترجمه شده است.

پیتر اکروید در رمان پست مدرن دلقک و هیولا، از همان ابتدا خواننده را همراه و درگیر می کند. از عنوان کتاب « دلقک و هیولا» یا « Danleno and the limehouse Golem» برانگیخته می شوی در ویکی پدیا جستجو کنی یا اطلاعاتی در مورد لایم هاوس و دان لنو کمدین معروف انگلیسی به دست آوری. لایم هاوس در لغت به معنی خانه ی آهکی است و نام خیابانی است که قتل های وحشیانه در آن رخ می دهد. پیتراکروید در این کتاب واقعیت و خیال را چنان در هم می آمیزد و زندگی و تئاتر را چنان در هم  می تند که شخصیت های داستانی، دیالوگ های تئاتر را تکرار می کنند و گاه نقشی در نمایشنامه را در جهان واقع نیز به کار می برند و برای خواننده نیز زندگی چون صحنه ی نمایش می شود. در جایی می گوید: « ولی واقعن وقتی صحنه ی تئاتر را داریم، خواب چه معنایی می تواند داشته باشد.»

« من مرتکب قتل نمی شوم، بلکه افسانه ای را زنده می کنم و تا وقتی که نه نقشم وفادار بمانم، همه چیز به من رحم خواهد کرد.»

کتاب با صحنه ی واقعی به دار آویختن زنی به نام الیزابت کری آغاز می شود و جمله ای که حین اعدام می گوید: « ما باز اینجاییم.» و به پایان رسیدن کتاب نیز با صحنه ی اعدام در نمایشنامه است و دان لنو که می گوید: « خانم ها و آقایان ما باز هم اینجاییم.»

پیتر اکروید این کتاب را در ۵۰ فصل کوتاه نوشته و مشخصه های رمان پسامدرن نظیربیان تکه تکه ی روایت، استفاده از چند زاویه دید، کاربرد اصل تصادف، مشارکت و بینامتنیت، طنز و عدم قطعیت و نیز استفاده از شخصیت های تاریخی در آن وجود دارد. 

نظرات[۱] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
مروری بر کارنامه ی نویسندگی جلال آل احمد/معصومه اسلامی پيوند ثابت

 

از وقتی با اولین نوشته های جلال آل احمد آشنا شدم ،چیزی در آنها یافتم که باعث می شد با ولع بسیار به دنبال خواندن همه آثارش باشم،حتی اگر چند خط  و در قالب هایی غیر از داستان همچون مقاله،ترجمه یا نقد باشد و پس از خواندن چند باره ی آثارش حسرت خورده ام که چرا بیشتر زنده نماند تا بیشتر بنویسد؟!

طنز بسیار جذاب و گزنده ی داستان هایش، نقد زیرکانه ای است بر اوضاع اجتماع و خانواده و واکاوی ِ مذهب و سنت و خرافه و …! جلال از خانواده ای مذهبی و سنتی برخاسته و به روابط و سنن و آداب و رسوم چنین خانواده ای،که نمونه ای بارز و پررنگ از جامعه ای سنتی بود، کاملا واقف بود؛ از این روست که وقتی داستانی چون «سمنو پزان» را می نویسد و یک گردهمآیی زنانه ی مذهبی- سنتی را شرح می دهد،خواننده به همراه نویسنده و همچنین راوی داستان،که پسرکی حاجی آقازاده است،در مراسم سمنوپزان حضور دارد و نمونه چنین مراسمی را می تواند در گذشته دور یا نزدیک خود نیز به یاد آورد.

“دود همه حیاط را گرفته بود وجنجال و بیابرو بیش از همه سال بود. زن ها ناهارشان را سرپا خورده بودند و هرچه کرده بودند نتوانسته بودند بچه ها را بخوابانند. مردها را از خانه بیرون کرده بودند تا بتوانند چادرهایشان را از سر بردارند و توی بغچه بگذارند و به راحتی این طرف و آن طرف بدوند.داد و بیداد بچه ها که نحس شده بودند و خودشان نمی دانستند که خوابشان می آید – سر و صدای ظرفهایی که جابجا می کردند- و بروبیای زنهای همسایه که به کمک آمده بودند و ترق و توروق کفش تخته ای سکینه، -کلفت خانه- که دیگران هیچ امتیازی بر او نداشتند- همه این صداها از لب بام هم بالاتر می رفت و همراه آن دود دمه ای که در آن بعد از ظهر از همه فضای حیاط بر میخاست، به یاد تمام اهل محل می آورد که خانه حاج عباس قلی آقا نذری می پزند و آن هم سمنوی نذری….مریم خانم زن حاج عباس قلی آقا، سنگین و گوشتالو، با پاهای کوتاه و آستین های بالا زده اش غل می خورد و می رفت و می آمد…”( سمنوپزان)

نظرات[۱] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
آفتاب پرست نازنین / لیلاجلینی پيوند ثابت

آفتاب پرست نازنین

محمد رضا کاتب

 

“چشم که باز کردم همه چیز تاریک و تو هم بود .” با همین جمله ی  آغازین مخاطب پرت می شود به فضایی تاریک و وهم آلود .و توصیفات راوی اول (من راوی ) که با پرت و پلا گویی اطلاعاتی اولیه اما گنگ می دهد تا زمینه سازی کند برای ادامه ی داستان. هنوز مخاطب سر در گم است که در بخش دوم مواجه می شود با راوی دوم(دانای کل ) که داستان دیگری را آغاز میکند و در ایجاد تعلیق و توهم با بخش اول همراستا ست وهمین شگرد،مخاطب را ملزم می کند تا سر از ماجرا در بیاورد(به قول گفتنی نتواندکتاب را زمین بگذارد.)بی شک داستان در ساختار ،زبان و فضاسازی قوی ست و از تمام عناصر در خلق روایتی چند پهلو که لااقل مخاطب مورد نظرش (۱۴-۲۱) را میخکوب کند بهره می گیرد.

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
مروری بر رمان قطار ۵۷ ، نوشته ی رضا رییسی / لیلا جلینی پيوند ثابت

با این که بر ادبیات انقلاب و پایداری در ایران بسیار تاکید می شود،امّا بنا به دلایلی که در این مقاله قابل طرح نیست ، اثر قابل بحث و در حد و اندازه ی این انقلاب (و دفاع مقدس) به چشم نمی خورد وجز تعداد انگشت شماری ، باقی آثار ـ درست یا نادرست ـ انگ سفارش نویسی می خورند ، امّا در این قحطی آثار داستانی انقلاب ، به جرات می توان گفت رمان ” قطار ۵۷″ یکی از همان انگشت شمارها است .
رضا رییسی در این اثر رد واقعیت ها و حقیقت ها را با هم پیگیر است و با پرداخت تام و تمام طرح ، شخصیت و زمینه (setting) رمانی می آفریند که هم در زمینه ی ادبیات انقلاب و هم ادبیات داستانی ایران قابل بحث و دفاع خواهد بود.
درباره ی این اثر نقد و مرور ـ نه بسیار ـ امّا نوشته شده است . نگارنده در این نوشتار بر آن است تا به جنبه های ناگفته و غیر تکراری بپردازد ؛ از این رو مطالب مورد نظر، فهرست وار و به صورت خلاصه بررسی می شود:

نظرات[۳] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
در گفتن از شعر؛با شعر ِ«باد ملایمی ست مردی که از جانبِ دریا می آید» / عارف رمضانی پيوند ثابت

در گفتن از شعر؛

با شعر ِ«باد ملایمی ست مردی که از جانبِ دریا می آید»؛

سروده ی رزا جمالی

از مجموعه ی«برای ادامه ی این ماجرای پلیسی قهوه ای دم کرده ام»

______________________________

لنگر گرفتم ، مثلِ دخترکی کهنه

بویِ ماهی می دهم ؟

بگو به آن مردی که آن طرفِ آب است

و پاروهایم را دزدیده است :

تو آن ماهیگیر را به ساحلِ من فرستادی ، چشمه ی من اشک نداشت .

مثلِ ماهی له له بزنم ، در انتظارِ یک بوسه ی تو جان بدهم ، بگو قمار بازِ ماهری هستم؟

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نثرگفتاری / فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

نثر

به طور کلی کلام منظوم و کلام منثور کاربردهای خاصّ خود دارند.«جان میدلتون ماری» *در این مورد می‌گوید:«هر کجا اندیشه غالب است بیان باید به نثر باشد ؛ هر کجا احساسات غالب است ، بیان ممکن است به نثر باشد یا به نظم، مگر هنگامی که احساساتی کاملا شخصی به طور قاطعی چیره است ؛ در این صورت بیان می‌طلبد که منظوم باشد.» طبق این گفته ی عالمانه در هر متنی که قلمروی آن دانش واندیشه است، باید از کلام منثور سود جست و در هر متنی که قلمروی آن هنر و احساسات است ؛ می‌توان هم از نظم استفاده کرد و هم از نثر‌، امّا در متنی که غلبه با احساساتی کاملا شخصی است‌، کلام منظوم بهترین رسانه است ۱ ؛ بنابراین زبان هنر داستان ،…

نظرات[۳] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
Page 3 of 3123

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image