برگه‌ها

مارس 2021
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  
 
No Image
خوش آمديد!
نقد و تحلیل رمان درخت انجیر معابد احمد محمود / سریاداوودی حموله پيوند ثابت

ادبیات احمد محمود شامل پانزده اثر کوتاه و رمان است که اولین آن  داستا ن « مول» سال  ۱۳۳۶ و آخرین اثر هم رمان سترگ (دو جلدی)« درخت انجیر معابد» سال ۱۳۷۹ می باشد. ادبیات  احمد محمود از لحاظ درون مایه و فضا و محتوی بازتاب همه ی جنوب های جهان است. نویسنده ای که به متن زندگی  پرداخته و رنج های اجتماعی را ترسیم کرده است. وی استاد مسلم در خلق فضا و زبان است و در آثارش نفت، اعتصاب، مبارزه، شط، کشتی، لنج، گرما و شرجی، نخل خانه های گارگری ، بیست فوتی ها، بلوک های کارمندی …قصه ی آشنا یند. نویسنده ای که باید پیامبر ادبیات جنوب لقب گیرد!! داستان هایش بیشتر از دل واقعیت و ساختار اجتماعی جهیده اند(از خالد همسایه ها تا سرهنگ سیامک داستان یک شهر تا فرامرز درخت انجیر معابد تا…) احمد محمود مهره ی تاثیر گذار برای هم نسلان و نسل های بعد است؛ گرچه خیلی از روی دستش ادبیات کارگری را نوشتند، ولی پز نویسندگان روس را دادند!!

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
جایگاه زنان در داستان های کوتاه احمد محمود/دکتر مجید پویان پيوند ثابت

چکیده

زنان‌ درجهان داستان‌های‌ کوتاه‌ احمد محمود ‌شخصیّت‌هایی‌ ایستا هستند که‌ به‌ هیچ‌ روی‌ پویایی‌ و حرکت‌ تکاملی‌ شخصیّت‌های‌ِ مرد را ندارند. تعارض‌ها، تضادها، عواطف‌ و خواسته‌هایشان‌ به‌ گونه‌ای‌ منحصر به‌ فردْ درونی‌ نمی‌شود تا آنان‌ را از کلّیت‌ «زنانگی‌» به‌ هویّت‌ «زن‌» بودن‌ برساند. در حقیقت‌ «فردیّت‌» زنان‌ داستان‌های‌ کوتاه‌ محمود در روند ارتقا به‌ شخصیّت‌های‌ نوعی‌ یا نمونه‌نما  قربانی‌ می‌شود. بنابراین‌ در این‌ داستان‌ها نباید در جست‌ و جوی ‌شخصیّت‌هایی‌ از زنان بود که‌ توانایی‌ شگرفی‌ برای‌ فراتر رفتن‌ از خود داشته‌ باشند.

محمود در درونی‌ کردن‌ علائق‌، خواسته‌ها و عواطف‌ زنان‌ داستان‌هایش‌ و ارائه‌ چهره‌ای‌ به‌ «فردیّت‌» رسیده‌ از آنان‌ کوششی‌ به‌ کار نمی‌برد، زیرا در پس‌ نام‌های‌ مختلف‌ و متعدّدْ کلّیت‌ «زنانگی‌» را با ویژگی‌هایی ‌مشترک‌ و فراگیر توصیف‌ می‌کند. وی‌ با نگرشی‌ تراژیک‌ به‌ ‌ زنان‌ْ آنان را قربانی‌انی‌ می‌داند که‌ بر اثر نابهنجاری‌های‌ اقتصادی‌، صنعتی‌، فرهنگی‌ و سیاسی‌ محکوم‌ به‌ رنج‌ کشیدن‌، بردباری‌، ابتلا به‌ انواع‌ مفاسد و سرانجام‌ مرگ‌ و نیستی‌ اند‌…

واژگان کلیدی:  احمد محمود،داستان نویسی معاصر،زن،نقد جامعه شناختی،طبقات اجتماعی

علل فقدان حضور تأثیرگذار زن در داستان های کوتاه محمود

نظرات[۱] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
هماهنگی لحن و تیپ در آثار احمد محمود/فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

شخصیّت هر گوینده ای از خلال گفتارش آشکار می شود. گفتگوی داستانی درصورتی که متناسب با گوینده اش باشد، معرّف خصوصیّات روحی وفکری اوست. می دانیم که شیوه ی صحبت کردن هرفرد از تفکّر ، پیشینه ی خانوادگی وتربیتی ، قرار گرفتن در موقعیّت های گوناگون وبسیاری موارد دیگر تأثیر می پذیرد.نویسنده با آگاهی به این عوامل تأثیر گذار می تواند گفتگوهایی جذّاب و متناسب را ارائه دهد.
در این مقاله با در نظر گرفتن توانمندی و مهارت احمد محمود (۱۳۱۰-۱۳۸۱)درنگارش گفتگو هایی درخشان در داستان هایش ، پس از مطالبی با عنوان : “لحن ” ، “تفاوت لحن قصّه ها با داستان های امروزی ” ،” هماهنگی لحن متن داستان وگفتگوها”، به ذکرتوضیحات و شواهد متنوّعی با محوریّت هماهنگی لحن و تیپ در آثار احمدمحمود پرداخته شده است . امید که مقبول اهل ادب افتد.

لحن

لحن در اثر ادبی ، طرز برخورد نویسنده را با موضوع نشان می دهد؛ بدین گونه که لحن نویسنده در نوشته می تواند محزون، جدّی ، طنزآمیز، احساساتی ، ریشخندآمیز و … باشد.

نظرات[۴] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نماد در آثار احمد محمود / فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

مقدّمه

نشانه شناسی ادبی ، شناخت آن قراردادهای اصلی است که به هر تصویر یا توصیف ادبی نیروی ساختن «معنایی دیگر» می بخشد. زبان دستگاهی از نشانه هاست. هر یک از مادر گفتارمان مجموعه ای از نشانه ها را بر می گزینیم، از پاره ای از توان های زبان سود می جوییم وگونه ای «سخن فردی » یا «روشن بیان ویژه خود» را می آفرینیم .

هراثر هنری، فقط مجموعه ای از نشانه های برگزیده نیست، بلکه مجموعه ای از قراردادهای جدید نیز هست. آگاهی به این نشانه ها در حکم کشف مناسبات راستین میان اثر ومخاطب آن است . نشانه ای که در اثر هنری بنا به قراردادی که از پیش پذیرفته به کار می رود . رمز یا «کد» می نامیم.این قراردادها فراتر از سخن فردی یا ویژه اثر می رود وبیشتر از راه «ژانر»* خاصّی شناخته می شود که اثر در آن جای گرفته است . هر اثر «دنیای نشانه ها » ی ویژۀ خود را می آفریند ودلالت معنایی خاص خود راایجاد می کند ؛ ازاین رو واقعیتی است مبهم . هرمدلول در ذهن مخاطب «موردی تأویلی » است و از این رو ما همواره با تأویل های گوناگون از هر اثر هنری رویارو می شویم .

از نظر نشانه شناسی، زبان داستان مجموعه ای از نشانه است که مانند سلسله ای از رمز به وسیله نویسنده به خواننده منتقل می شود وخواننده مجموعه رمزنویسی ها را رمز گشایی می کند، اطّلاعات منتقل شده را می فهمد ودر اطّلاعات نویسنده سهیم می شود ونسبت به آن عکس العمل نشان می دهد[۱].

یافتن دلالت معنایی نشانه های اثر هنری کاری ساده نیست، امّا وقتی مناسبات درونی نشانه ها دانسته شود ، درک معانی اثر آسان می شود. در پردۀ نقاشی «سفیران» ،اثر «هانس هولباین» که در موزۀ ملّی لندن نگهداری می شود، حکم عرفانی رنسانس «به یاد مرگ باش» سرمشق هنرمند بوده است . در این پرده دو نجیب زاده جوان در اتاقی شکوهمند ایستاده اند . همه چیز در اتاق نشان از ثروت، شکوه واقتدار زمینی آنان دارد،امّا واقعیّتی دیگر نیز درکار است .

علامتی که بر کلاه یکی از نجیب زادگان دوخته شده است ،اسکلت جمجمعه ای است که جز با دقّت زیاد شناخته نمی شود. زمان نگار چوبین روی میز ساعت و روز مرگ پدر نقّاش را نشان می دهد و… مهمّ ترین نشانه چیزی شگفت انگیزاست که به گونه ای مورّب ، کنارپای سفیران در فضا شناوراست . اگر کسی به فاصله یک متر ونیم از جانب راست پرده بایستد،درمی یابد که این جسم ، اسکلت جمجمه ی انسانی است که به گونه ای از شکل افتاده، ترسیم شده است . ما نیز چون دوسفیر، چشم بر این «واقعیّت دیگر» بسته بودیم. واقعیّتی پنهان در چارچوب پرده ی هولباین و در نظام تمام چیزها ، امّا آشکار درهستی ما به سوی مرگ:” به یاد مرگ باشید “، پس کلید معنایی رمز اصلی اثر هنری است . یافتن آن مشکل گشای بسیار از پیچیدگی ها و دشواری ها خواهد بود . هر لحظه ی داستان نیز رمزگان معنایی خود را دارد وهر لحظه از خواندن در حکم حدس وپیش بینی آنهاست. کشف مناسبات میان این رمزها جادوی خواندن است.[۲]

نظرات[۴] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نگاه انسان شناختی به داستان غربت،احمدمحمود/امیرصادقی پيوند ثابت

 

داستان کوتاه غربت ( ۱۳۴۲ ش) ،اثر احمدمحمود

خلاصه‌ داستان

پیرمردی برای مداوای زنِ پیرِ افلیج‌اش راهی شهر شده است. او پس از دربه‌دری‌های فراوان به بیمارستان راه پیدا می‌کند ولی از بخت بدِ او تخت‌ها پُر است و پذیرش بیمار ممکن نیست. پرستار به او پیشنهاد می‌کند پیرزن را اذیت نکرده و بگذارد آخر عمری استراحت کند.

شهر با مردم‌اش تغییر کرده و این تغییر برای پیرمرد و پیرزن قابل درک نیست. آن‌ها که از شهر و روابط آن ناامید شده و به ستوه آمده‌اند راهی ولایت خود می‌شوند.

___________________________

 

«مدرنیته‌ با همه‌ی کامیابی‌ها و شکست‌هایش، در تجسّد‌یافته‌ترین شکل خود یعنی «شهر» بروز و ظهور می‌یابد. «شهر در واقع کالبد مدرنیته است؛ ‌محیطی که به تعبیر مارشال برمن، ماجرا، قدرت، شادی، رشد و دگرگونیِ مدرنیته را در خود انعکاس می‌دهد.» (احمدی؛ اینترنت) (۱)

در داستان «غربت» ما شاهد گریز و فرار از شهر هستیم. انسانِ سنتیِ خارج از شهر که در مقابله با مشکل‌اش (بیماری پیرزن) ناتوان مانده،‌ دست به دامن شهر می‌شود. اما در پایان به دلیل عدم ارتباط موفق با آن ناچار به برگشت به دنیای سنتی خود می‌شود و در آن آرامش پیدا می‌کند. دلیل این عدمِ ارتباط در خصوصیات شهر نهفته است. شهری که «قاعده و بی‌قاعدگی، مشخصه‌‌ی بارز آن است.» (لطفی؛ ۱۳۸۳: ۱۸) 

درون‌مایه‌ی داستان «غربت» در آثار مختلف ایرانی و خارجی بارها تکرار شده است. در سینمای ایران نیز این درون‌مایه چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن،‌ در فیلم‌ها انعکاس یافته است. در فیلم «آواز گنجشک‌ها» ساخته‌ی مجید مجیدی، ما شاهد فیلمی هستیم که مضمون اصلی آن وحشت از مدرنیته‌ی شهر و بازگشت به رخوت سنتِ روستاست.

شخصیت‌های داستان «غربت» نیز از روستا به شهر آمده‌اند؛ و شهر با خوبی‌ها و بدی‌هایش خود را به آن‌ها می‌نماید.

پیرمردِ داستان از همان ابتدا دلتنگ است.

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
مقاله ای از دکتر محمود صادق زاده پيوند ثابت

dabir

   عنوان مقاله :

مهم ترین ضرورت ها در آموزش و پژوهش پیشرفته ی زبان وادب فارسی

 دکترمحمود صادق زاده،استادیاردانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد

  چکیده

شیوه های کنونی آموزش زبان و ادب فارسی ما در سطوح مقدّماتی و آموزش عالی ،‌ چنان که باید و شاید به هدف های متعالی خود دست نمی یابد و با مسایل و مشکلات بسیاری رو به رو است.به رغم بعضی کوشش ها و دگرگونی ها در نظام آموزشی و کتاب های درسی و شیوه های تدریس ، هنوز هم ضرورت برنامه ریزی جدید و تحوّل در ساختار آموزشی کاملاً احساس می شود.

در این نوشتار با توّجه به دیدگاه های صاحب نظران و استادان و تجربیّات نگارنده کوشش می شود ، تا مهم ترین عوامل مؤثّر (باید ها) در تحوّل نظام پیشرفته ی زبان و ادب فارسی بررسی و سپس برای دست یابی به اهداف یاد شده ، پیشنهادهای عملی مطرح شود. نظام آموزشی زبان و ادب فارسی ، باید به تقویّت حواسّ ظاهری ، نیروی حافظه و تخیّل ، روحیّه ی کنجکاوی و پرسشگری ، خلّاقیّت و درک زیبایی ها و مغز آثار ادبی بپردازد و دانش آموزان و دانشجویان را با ارزش های اصیل انسانی آشنا کند و مهارت های چهارگانه ی زبانی، شیوه های پژوهش و پرورش معانی و تفکّر منطقی را متناسب با تحوّلات علمی ، فرهنگی و اقتصادی روز به آنان بیاموزد. بدین منظور راه حلّ های زیر پیشنهاد می شود :

۱ – ایجاد گرایش ها و رشته های تخصّصی در زمینه ی زبان و ادب فارسی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری … .

۲ – تهیّه ی کتاب های جدید درسی در زمینه ی آموزشی و نگارشی مطابق با ضرورت زمان و علاقه ی مخاطبان.

۳-شروع کردن آموزش زبان و ادب فارسی با نثر و شعر معاصر و سپس متون کهن.

۴-توجّه بسیار ویژه به روش های خواندن و درک و فهم مضامین و مغز آثار ادبی ،‌فن بیان و سخنوری ،‌ مناظره و گفتگو ، قصّه خوانی ،‌ روزنامه نگاری ، گزارش و مقاله نویسی و مطالعه ی شاهکارهای ادبی ، اساطیری و متون حماسی و عرفانی.

۵- برگزاری کلاس های نگارشی و نویسندگی به صورت کارگاهی و … .

واژه های کلیدی  : آموزشِ زبان و ادب فارسی ، ضرورت ها و عوامل مؤثّر، مهارت های زبانی وپژوهشی، گرایش های جدید زبان و ادب فارسی ،‌ ویژگی کتاب های درسی

نظرات[۱] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
طرح هولناک چند پرسش در کمون /سام محمودی پيوند ثابت

تلاش یادداشت پیش‌رو تلنگر و طرح هولناک چند پرسش در کمون پیرامون روز جهانی فلسفه است؛ روزی که لابد هر کشوری با گشودن موزه‌ی فلسفه‌اش نویافته‌ای از میان سنگواره‌های فکری‌اش را به رخ دیگران می‌کشد.

نظرات[۱] | دسته: فلسفه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
آقا بردار این ها را بنویس / محمود کیانوش پيوند ثابت

فرزندها و نوه های من !

از مهر ماه سال ۱۳۴۳ که شمارۀ چهارم از دورۀ جدید مجلّۀ «اندیشه و هنر»، ویژۀ «جلال آل احمد» منتشر شد، که من در آن مقاله ای داشتم با عنوان «آل احمد در داستانهای کوتاهش»،  تا اردیبشت ماه امسال که سال ۱۳۹۰ است، هر وقت که در مجلسی، معمولاً نه بیش از  پنج شش نفر از آدمهای بی عقده و مصون از بیماری شهرت، به مناسبتی حرف از مجلّۀ «سخن» پیش می آمده است، یا از جلال آل احمد، یا … حرفهای من برای حدّ اقلّ یکی از حاضران مجلس به اندازه ای جالب توجّه و قابل تأمّل و باعث تحیّر بوده است که این یک نفر هیجان خود را با جمله ای به این مضمون بیان می کرده است:

«آقا، بردار اینها را بنویس!»

حالا این خاطره هایی که بعد از چهل و هفت سال برای شما روایت می کنم، «زندگینامۀ» من نیست، بخشی از تجربه های پدر بزرگ و پدری است که نخواسته است و هنوز هم نمی خواهد جز «شاعر»، «داستان نویس» و «منتقد ادبی» اسمی، عنوانی، هدفی، یا وظیفه ای داشته باشد.

نظرات[۰] | دسته: حرفی از آن هزاران | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
جایگاه عناصر شعر در آثار محمود دولت آبادی / فاطمه محسن زاده پيوند ثابت


برای بهار احمدی

_____________________________

اصطلاح بیان شاعرانه در مورد شیوۀ بیان ونثر برخی از داستان نویسان به کار می رود، ربطی به شعر ندارد ومنظور از «بیان شاعرانه» بیانی است که تا حدّ ممکن لطیف ونرم باشد. داستان می تواند در لحظه هایی ، شعر را به خدمت بگیرد. در این مورد می توان از «آهوی بخت من گزل» ،اثرمحمود دولت آبادی ، نام برد.[۱]

تصاویر خیال نوشته را غنی تر می کند. برای برخی از نویسندگان استفاده از استعاره وتشبیه، طبیعی است ، عدّه ای هم با تأمّل و برنامه ریزی ماهرانه از این تصاویر استفاده می کنند وبسیاری نیز ارزش تصاویر را نادیده می گیرند .

نگارش رمان از انعطاف هایی برخوردار است ؛ به عنوان مثال در رمان می توان عناصر شعر را به کار گرفت واز زبان بهرۀ کافی برد وآن را به شکلی فاخر و غنی ارائه داد. این گونه نثر فاخر ،اغلب بی آن که محتوا را از بین ببرد، به نظم وترتیب جملات کمک می کند، امّا باید از این شیوه، به گونه ای مؤٍثّر استفاده کرد ونه به طور دائم.

نظرات[۶] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
طنز و ایجاد طنز از راه تضاد/فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

عنوان مقاله :

طنز و ایجاد طنز از راه تضاد در داستان های احمد محمود

فاطمه محسن زاده


یکی از شیوه های بسیار هنرمندانه که برخی نویسندگان با تسلّط وتوانایی کافی از آن بهره برده اند؛ توصیف از راه ایجاد تضاد است که گاه با بیانی طنزآلود؛ هرچند تلخ همراه می شود و صحنه هایی بدیع را خلق می کند.

طنز در لغت به معنی مسخره کردن و طعنه زدن و در اصطلاح اثری ادبی است که جنبه های بد رفتار بشری، ضعف های اخلاقی و فساد اجتماعی یا اشتباهات انسان را با شیوه ای تمسخرآمیز و غیرمستقیم بازگو می کند. شاعر یا نویسندۀ طنزپرداز با هدف اصلاح ناهنجاری های اخلاقی و نابسامانی های اجتماعی، به تسمخر اشخاص، آداب ورسوم و مسائل موجود در جامعه می پردازد . بیشتر آثار طنز آمیز جنبۀ سیاسی و اجتماعی دارد و نشان دهندۀ اعتراض طنز پرداز نسبت به اوضاع و احوال حاکم بر جامعه است[۱].

احمد محمود در داستان نمادین” چشم انداز” ، از مجموعۀ ” پسرک بومی “، داستان مردم شهری را روایت می کند که نمی میرند و « مرده بازی» را کشف می کنند. آنها با راهنمایی « مشاور» به این نتیجه می رسند که اگر روزی یک مرده و یک تشییع جنازه داشته باشند ، همیشه سرشان شلوغ است و همیشه در حال تلاش و تقلّا هستند :

نظرات[۴] | دسته: مقاله, نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نام شناسی داستان / فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

عنوان مقاله :

نام شناسی داستان

(شواهدازداستان های احمد محمود و محمود دولت آبادی )

______________________________________________

نام شناسی داستان از بخش های تازۀ علم « نام شناسی » است که به طور عمده به سیاست های نامگذاری نویسنده داستان توجه می کند . از نظر نام شناسی می توان به شخصیّت های یک اثر از زوایای مختلف نگاه کرد. به عنوان مثال می توان به اسم وشخصیّت اثر ، ففط با توجه به نقشی که در داستان به عهده دارد توجّه کرد ویا مشخّصه های معنایی آن را مورد نظر داشت ویا تنها نام شناسی را از نظر اسم خاص، عام ویا ضمیر به کار برد .
اسم هایی که نویسنده برای شخصیّتهای داستانش استفاده می کند، به طورمعمول خنثی واتّفاقی نیست و دارای بار عاطفی واجتماعی ونشان دهندۀ خاستگاه فکری نویسنده است .

نظرات[۹] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نگاهی به «هجوم آفتاب»،اثر قبادآذرآیین/سریاداوودی حموله پيوند ثابت

 

داستان کوتاه قدمتی صدساله دارد؛با نگاهی اجمالی به سیر داستان نویسی در ایران  از سال ۱۳۴۰تا ۱۳۵۷ دوران پر شکوه ادبیات محسوب می شود که از منظر اجتماعی و تاریخی آثار  قابل تأملی نوشته شد ه است.از ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۰ داستان کوتاه با اشکال و تکنیک  و شگردهای خاص شکل خود را نشان داد. بومی نویسی در آثار: غلامحسین ساعدی، محمود دولت آبادی،صادق چوبک،منیرو روانی پور،  محمدرضا صفدری ،احمد محمود،علی اشرف درویشیان…به زیبایی ماندگار گشت، ولی در دهه ی هشتاد داستان کوتاه با این ژانر طنینی نداشت و روند نزولی گرفت و چهره ی شاخصی در این دهه پدیدار نگشت.

از این رهگذر  به عقیده ی من  باید از  ” مکتب مسجدسلیمان ” نام بردکه  در ضلع و زوایای ادبی  و هنری جای پای  نویسندگان و شاعران این خطه از  دهه های گذشته تا حال پیداست !البته در این شیوه  روایی ـ ساختاری پیشکسوتان مسجدسلیمانی، چون: منوچهرشفیانی(قرعه ی آخر) ، بهرام حیدری(زنده پاها و مرده پاها،لالی، به خدا که می کشم هرکس که کشتم)،یارعلی پورمقدم(داغم سی رویین تن)،علی مراد فدایی نیا(برج های قدیمی) ، سیدعلی صالحی(یقه چرکین ها) ، قباد آذرآیین(حضور،شراره های بلند)و فرهاد کشوری(بوی خوش آویشن) طبع آزمایی کرده اند و آثار ماندگار بومی و قومی را نوشته اند که بیشتر  آنها جزء داستان نویسان فرم گرا محسوب می شوند که روی خوشی هم  به جریانات سیاسی و اجتماعی و قومی جنوب داشتند که هر کدام شیوه های  متفاوت برای روایت داشتند؛ اما هیچ کدام به فردیت نرسید!

نظرات[۳] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نثرگفتاری / فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

نثر

به طور کلی کلام منظوم و کلام منثور کاربردهای خاصّ خود دارند.«جان میدلتون ماری» *در این مورد می‌گوید:«هر کجا اندیشه غالب است بیان باید به نثر باشد ؛ هر کجا احساسات غالب است ، بیان ممکن است به نثر باشد یا به نظم، مگر هنگامی که احساساتی کاملا شخصی به طور قاطعی چیره است ؛ در این صورت بیان می‌طلبد که منظوم باشد.» طبق این گفته ی عالمانه در هر متنی که قلمروی آن دانش واندیشه است، باید از کلام منثور سود جست و در هر متنی که قلمروی آن هنر و احساسات است ؛ می‌توان هم از نظم استفاده کرد و هم از نثر‌، امّا در متنی که غلبه با احساساتی کاملا شخصی است‌، کلام منظوم بهترین رسانه است ۱ ؛ بنابراین زبان هنر داستان ،…

نظرات[۳] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چرا جایزه نوبل با ادبیّات ایران بیگانه است ؟ پيوند ثابت

در نشست بیست ونهم «عصر روشن»، جایزه‌ی نوبل ادبیات و دلایل تعلق نگرفتن این جایزه به نویسندگان و شاعران ایرانی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

در آغاز برنامه، ساره دستاران که اجرای برنامه را برعهده داشت، شعری از برگزیده‌ی نوبل ادبیات سال گذشته، ‌توماس ترانسترومر (برگردان مرتضی ثقفیان) خواند و به ارائه‌ی تاریخچه‌ی کوتاهی از این جایزه پرداخت.

او با بیان این‌که این جایزه معتبرترین جایزه‌ی ادبی دنیاست، گفت: در عین حال گاهی معرفی برخی نویسنده‌ها به عنوان برنده، به این جایزه اعتبار بخشیده، چنان‌که وقتی در سال ۲۰۱۰ ماریو بارگاس یوسا برنده‌ی این جایزه شد، گفته شد که این انتخاب، اعتبار را به جایزه‌ی نوبل بازگرداند.

نظرات[۰] | دسته: خبر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image