برگه‌ها

آگوست 2020
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  
 
No Image
خوش آمديد!
برای کودکان حلبچه / فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

۱ ـ

بخواب عزیزم!

چشم باز کنی

بهار به ما می رسد


۲ ـ

آن سوی فصل بنفشه ها

برای تولّد دوباره ام

اذان بگو !


۳ ـ

گیج عطر بهارم

تار می شود

گل های لباست …


۴ ـ

کیمیا باران است

بگو بسم الله

دوباره بخواب…


نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سلسله نشست های عصر روشن پيوند ثابت

 

عنوان خبر:برگزیدگان شعر سالی که گذشت گردهم می آیند…همراه با بررسی کارنامه شعری گروس عبدالملکیان

 

دومین نشست از سلسله نشست‌های فرهنگی «عصر روشن» در سال ۱۳۹۰ ، با حضور برگزیدگان جایزه‌های شعر در سال ۱۳۸۹ و جمعی از منتقدان برگزار می‌شود.

در این نشست که درواقع به‌عنوان دوازدهمین نشست عصر روشن و با حضور برگزیدگان جایزه‌های ادبی چون جایزه شعر خبرنگاران، جایزه شعر خورشید (زنان) و جایزه شعر نیما برگزار خواهد شد، علاوه بر شعر‌خوانی و صحبت‌های برندگان این جایزه‌ها، منتقدانی نیز درباره آثار برگزیده و در نقد و بررسی آن‌ها سخن خواهند گفت.

در این نشست عصر روشن، کتاب‌های «به دنیا اعتماد کرده‌ام» نرگس برهمند (برگزیده‌ی پنجمین دوره‌ی جایزه‌ی شعر خبرنگاران) توسط یاسین نمکچیان، «مرثیه برای درختی که به پهلو افتاده است» غلامرضا بروسان (برگزیده‌ی دومین جایزه‌ی شعر نیما) توسط علیرضا بهرامی و «مشق آب‌ها را می‌نویسم» نسیم جعفری (برگزیده‌ی سومین دوره‌ی جایزه‌ی شعر زنان ایران – خورشید) توسط بهاره رضایی مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرند.

نظرات[۰] | دسته: خبر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سایت داستانک پيوند ثابت

سایت ” داستانک ” هم به جامعه ی مجازی پیوست . این سایت مجموعه ای از داستان های کوتاه جذاب و خواندنی  خواهد بود که ازامکانات متنوعی برخوردار است، ازجمله : ثبت نام نویسندگان و ارسال داستان کوتاه.

علاقمندان می توانند به این نشانی مراجعه فرمایند :

http://www.dastanak.ir/

نظرات[۰] | دسته: خبر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نگاهی به «هجوم آفتاب»،اثر قبادآذرآیین/سریاداوودی حموله پيوند ثابت

 

داستان کوتاه قدمتی صدساله دارد؛با نگاهی اجمالی به سیر داستان نویسی در ایران  از سال ۱۳۴۰تا ۱۳۵۷ دوران پر شکوه ادبیات محسوب می شود که از منظر اجتماعی و تاریخی آثار  قابل تأملی نوشته شد ه است.از ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۰ داستان کوتاه با اشکال و تکنیک  و شگردهای خاص شکل خود را نشان داد. بومی نویسی در آثار: غلامحسین ساعدی، محمود دولت آبادی،صادق چوبک،منیرو روانی پور،  محمدرضا صفدری ،احمد محمود،علی اشرف درویشیان…به زیبایی ماندگار گشت، ولی در دهه ی هشتاد داستان کوتاه با این ژانر طنینی نداشت و روند نزولی گرفت و چهره ی شاخصی در این دهه پدیدار نگشت.

از این رهگذر  به عقیده ی من  باید از  ” مکتب مسجدسلیمان ” نام بردکه  در ضلع و زوایای ادبی  و هنری جای پای  نویسندگان و شاعران این خطه از  دهه های گذشته تا حال پیداست !البته در این شیوه  روایی ـ ساختاری پیشکسوتان مسجدسلیمانی، چون: منوچهرشفیانی(قرعه ی آخر) ، بهرام حیدری(زنده پاها و مرده پاها،لالی، به خدا که می کشم هرکس که کشتم)،یارعلی پورمقدم(داغم سی رویین تن)،علی مراد فدایی نیا(برج های قدیمی) ، سیدعلی صالحی(یقه چرکین ها) ، قباد آذرآیین(حضور،شراره های بلند)و فرهاد کشوری(بوی خوش آویشن) طبع آزمایی کرده اند و آثار ماندگار بومی و قومی را نوشته اند که بیشتر  آنها جزء داستان نویسان فرم گرا محسوب می شوند که روی خوشی هم  به جریانات سیاسی و اجتماعی و قومی جنوب داشتند که هر کدام شیوه های  متفاوت برای روایت داشتند؛ اما هیچ کدام به فردیت نرسید!

نظرات[۳] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعراز حسام مالکی پيوند ثابت

لاک پشت

لاک پشت صد ها بار توبه می کرد

اگر می دانست

بیرون آمدن از  لاک

آرزوی مشترکی است

بین او و

عقاب بالای سرش

 

ماهی قرمز

ماهی قرمز ، درونِ تنگ تنهایی

زندانی بود ، به اتهامِ سین بودن!

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
عشق همین تعریف سیگار/حمیدرضا اکبری شروه پيوند ثابت

 

کو ک همین تفاهم

مردی که عادت زنانه دارد / گمم کرده از خودم !

 ترافیک عاشقی راه  می افتد

 چمدانم را  دست می گیرم تا ایستگاهی که نمی دانم کجاست ؟

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
یک آسمان پرنده / فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

 

پرنده ها ی بیچاره مردند ، از تشنگی ! اسیرشان کرده بودیم توی قفس . دلشان به آب و دانه ای خوش بود و وقتی از کنار قفسشان رد می شدیم ، سرو صدایی به راه می انداختند که هیچ وقت نفهمیدیم یعنی چه ! می گویم : « جایی خووندم دودانشمند مرد و زن ، دو میمون نر و ماده رو تو قفسی ، در منزلشون نگه داری می کردن ، وقتی مرد به قفس نزدیک می شده ، میمون نر شروع به سرو صدا می کرده و ماده رو به داخل جعبه ای که تو قفس گذاشته بودن ، می فرستاده ، نکنه این جوجوی فسقلی هم غیرتی میشه ، تو رو می بینه ؟ » برادرم می خندد : « نه ! منو دوست دارن از بس! ابرازاحساسات می کنن »  . دیروز پرنده ها راآزادکردیم ، هر دو توی اتاق ها پرواز می کردند و با شنیدن صدای گنجشک ها ی بیرون خانه ، آواز می خواندند .
من نشسته ام و دارم برای چندمین بار فیلم پرندگان هیچکاک را می بینم . ملانی داخل پرنده فروشی می شود و یک جفت مرغ عشق می خرد . چند سال پیش هم پرنده ای را نگهداری می کردیم . بیچاره مرد ، از سرما ! یخ زده بود ، بدنش چوب شده بود ، پدر به گلی گفت : « حواستون بهش نبوده ، در قفس باز بوده ، پرواز کرده و رفته  تو آسمونا. » نوه اش بود و از جان عزیزترو به قول خودش مثل قرآن پاک ! از آن روز گلی با آب و تاب برای همه تعریف می کرد : « حواسمون ن… بوده…دَلِ کفس باز بوده ، پَلواز کرده و …پَلواز کَلده و لفته  تو آسمونا.» همان روز ها نزدیک عید بود ، 

نظرات[۴] | دسته: داستان | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
تنهایی هدایت / امیرحسن چهل تن (بخش نخست ) پيوند ثابت

 ” فکر وخیالات سابق کتاب نویسی را هم درست نفهمیدم ؛ چه کتابی چاپ کردم یا چه چیزی نوشتم ؟!از آن وقتی که به اروپا آمده ام ، به جز کاغذهایی که فرستادم ، چیز دیگری ننوشتم . ”
این دروغ است و بخشی از نامه ای است که هدایت جوان در ۲۵ دی ماه ۱۳۰۶ به پدرش ، اعتضادالملک ، می نویسد .
کتاب فوائد گیاهخواری ، نمایشنامه پروین دختر ساسان ، افسانه ی آفرینش و چهر نوول کوتاه از مجموعه ی زنده به گورحاصل اقامت چهارساله ی او در اروپاست وتا بی قراری روحی او را به پای عفریت نوشتن ننویسند ، ناچار بود تا می توانست از این تفنن بیهوده ـ از چیزی که لابد مخل پیشرفت  و سعادت به حساب می آمده است و شاید هنوز هم به حساب می آید ـ خود را برکنار بداند . بااین همه در نامه ای به دوستی می نویسد : « با همین پرت و پلاهاست که در قیدحیاتم » .
صادق هدایت به عنوان دانشجوی مهندسی و سپس معماری و بعد فلاحت و بعد تر طبیعیات و صنایع مستظرفه و حتی دندان سازی و ادبیات و همچنین به عنوان کارمند بانک ملی و به دنبال آن اداره ی کل تجارت و سپس آژانش پارس و بعد شرکت کل ساختمان و باردیگربانک ملی و بعد اداره ی موسیقی و بعدتر دانشکده ی هنرهای زیبا و همچنین به عنوان عضوی از خانواده ی جاسنگین و اعیان منش هدایت که همگی جداندر جد یا وزیر بودند یا وکیل یا امیر و نیز به عنوان نویسنده ای که عقیده داشت کسی آثارش را نمی خواند و قدرش را نمی شناسد ، مرتبا شکست می خورد و همین شکست ها بود که پیروزی بزرگ او را پس از مرگ فراهم آورد .

نظرات[۰] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری ازآیسا حکمت پيوند ثابت

پدرم

در چشم هایم

جهانی را نقّاشی کرد

وقتی به دنیا آمدم

 پوست انداختم

خورشید رنگ ها را برد

باران شست

تازگی ها

بیشتر مرا نگاه می کند

و از دود سیگارش دخترانی بیرون می آیند

نظرات[۵] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از شاپوراحمدی پيوند ثابت

شاپوراحمدی

شبگیری را می‌ستایم که هرگز دروغ نبوده است

و صورت تابناک بچّه‌ها را به هم رسانده است.

سکّوهای فرسوده‌ی رود را با پنجه‌های قلمی سابیدیم.

حلقه‌های شاد و برنز یواش‌یواش جاده‌ی شکوفا را انباشتند، آه!

هر شب تا دیروقت یک شانه‌ام که سورمه‌ای بود، همسنگ چشمه‌ای می‌سوخت.

گاهی ناخواسته پهلو به  پرچین های سرد بهشت می‌دادیم

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
گذرنامه موّقت ماهی آزاد پيوند ثابت

 

گذرنامه موقّت ماهی آزاد

شاعر: پژمان ‌الماسی‌نیا

ناشر: نشر فرهنگ ایلیا

چاپ نخست: ۱۳۹۰ ش

طرح جلد: امیر پیروی

_____________________________________

«گذرنامه‌ موقّت ماهی آزاد» عنوان پنجمین مجموعه‌ی شعر پژمان الماسی‌نیا است که ماه گذشته (فروردین ۱۳۹۰) از سوی نشر فرهنگ ایلیا به چاپ رسیده است. این کتاب دربرگیرنده‌ی ۴۱ شعر از سروده‌های سپید الماسی‌نیا است

نظرات[۰] | دسته: معرّفی کتاب | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از هادی بیگی پيوند ثابت

طبیعت

در حل بحران تنهایی

تأخیر دارد.

انتظاراتم را به گور خواهم سپرد:

درخت گیلاسی

در آستانه بهار

و به نخستین زنی که می روید،

پیوند می خورم .

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
گفتگویی درباره نویسندگی با حامد داراب/کیانا آتشی پيوند ثابت

 

کیانا آتشی :  قاعده ی کلی این است که مسأله برای یک نویسنده یا شاعر، نوشتن و شعر گفتن است، یعنی نوشتن مانند ابزاری است که در ذهنش برای تفسیر جهان از آن استفاده می کند؛ از سوی دیگر این نوشتن ، نه همان قلمی کردن یا سیاه کردن یا تایپ کردن ساده باشد، بلکه اندیشیدن نویسنده درباره ی مطلبش هم بخشی از فرایند نویسندگی ست. حالا اگر نویسنده روزانه به نوشتنش هم فکر نکند، چه خواهد شد؟ مگر درد نویسنده و نیاز او به نوشتن، مانند درد و نیاز یک تشنه به آب نیست؟ این نیاز چگونه برطرف می شود ؟ کدام مسکّنی در این جهان می تواند این درد را ساکت کند و به نویسنده ، حسّ خوش پیشرفت و در مسیر بودن را بدهد؟ امّا چرا نویسنده هایمان کم می نویسند؟ قصدم در این گفتگو این است که بیشتردرباره ی این سوال پاسخ بگیرم، آن هم از حامد داراب که حضورش در میان سینماگران، تئاتری ها و ادبیّاتی ها به عنوان یک منتقد، نویسنده و شاعر توانا موجب شده است که با دغدغه های اساسی فیلمنامه نویسان، نمایشنامه نویسان، داستان نویسان و شاعران از نزدیک آشنایی داشته باشد، طرفه آن که خود حامد دارب را  از زمانی که شناختیم، کلمه را می شناخت  و بی وقفه می نوشت و می نویسد، گویی برایش نوشتن حرف اول و آخر را می زند،  و همیشه می گوید: تا هستم خواهم نوشت، به همین دلایل پای حرف هایش نشستم؛ حرف هایی که تکّه های کوتاهی از آن رفت، امّا هرچه ماند برای نویسنده و شاعر و البتّه مخاطب امروزی خواندنش خالی از لطف نیست.

 ـ چطور یک نویسنده به جایی می رسد که می بیند جز نوشتن هیچ کاری از او ساخته نیست؟

راستش یادم را می اندازی به شهریار، شهریار مندنی پور عزیز، او می گوید چه کسی گفته که نویسنده فقط می تواند بنویسد؟! اگر نویسنده واقعا نویسنده باشد، باید بتواند همه کاری را انجام دهد،

نظرات[۲۲] | دسته: مصاحبه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعراز پژمان الماسی نیا پيوند ثابت

 

نام کوچکت

سه حرف ساده

سه حرف بی‌جان

سه حرف پریده‌رنگ

تنها سهم من

از تو .

 

یلدا

هرچند ساده، کوچک و دور

دوستت داشتم

دوستت داشتم و

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از نادرچگینی پيوند ثابت

می ترسم از خیابان

که مدام سرفه می کند لبخند باد را

حادثه ای در من عطسه می شود

پرسه می شوم دربلند این خیابان

درعابرانی که  پیاده روهارا سر می روند 

چرای این تمام شدن را نمی دانم 

که سالهاست آوار می شود

در پشت شیشه های اکنون

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از پرهام سرکشیکی پيوند ثابت

 

۱ـ

با تمام تلخی اش گاهی زیباست
لاشه ی ماده آهویی
بر دوش مرد شکارچی
که برای کودکانش
لبخند شکار کرده است !

۲ ـ

کرکس ها
شاعر می شوند
وقتی پلنگ
روی پوست آهو
به بچّه هایش
نقّاشی
یاد می دهد

نظرات[۲۷] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
من ، شب ،کلاغ / لیلافرجامی پيوند ثابت

خالی ترین کوزه ست شب

با کلاغ سرخی بر لبش
که گاه تکی می زند
تا قطره آبی بگیرد
به منقار
باز

(ماه همیشه تشنه باز می گردد)

خالی ترین کوزه ست شب

نظرات[۶] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
قلمت را به دست بگیر !/سهند ستّاری پيوند ثابت

سهند ستاری

عنوان مقاله :

قلمت را به دست بگیر !

نوشتن و ترس از کاغذ سفید

__________________________________

خوب به یاد دارم که وقتی وارد مدرسه شدم، هدف از درس خواندن تنها یک چیز بود؛ خواندن و نوشتن و مجاب بودم که قبل از هرتجربه ای ، انگیزه عقیم معلم را اجرا کنم و بنویسم “بابا آب داد” . جمله ای که با توجه به نقش استعلایی واژگانش ، فعلیت وابستگی های متعارض و بالقوه را بر مکانیسم فکری و مطالبات و صورت های رفتاری روزمره القا کرده بود که البته از همان لحظه پیدایش و در تأملی ناخودآگاه، بنیان فکری تعالیم مختلف را بدون هیچ مسئولیتی در دام تأثیرات پنهان و هویت اعوجاجی ابزارهای ملفوظ و مکتوب نوشتاری رها می کرد. بنیانی که می بایست عملکرد خود را پیش از هر انگیزه ای صرفا به مثابه کار عقلی ابراز می داشت. بعدها که در پی یافتن چیستی و چگونگی به بار نشستن عملکرد استعلایی چشم بادامی ها، مکثی هر چند کوتاه بر نظام آموزشی و صورت بندی مکانیسم های درون ذهنی شان داشتم متوجه شدم که آنها به ماهیت اعوجاجی و بس تاثیر گذار فضای مزبور پی برده اند و در سرزمین آفتاب و در پشت همان صندلی ها در مسیر آموزش فن “نوشتن” نخست می نویسند “من می توانم”. به گمانم زوایای پنهانی و بسیار اثرگذار مقوله مذکور کاملا ملموس باشد که بایستی تا چه میزان از ابتدایی ترین تأثیرات سامانه های آموزشی در فن خطیر “نوشتن” و همچنین از پیچیدگی های مستتر و تاثیرگذار نوشتاری آگاه بود و از ابعاد جریان ساز آن بهره برد.

نظرات[۰] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نگاهی به سه برگ از مشق ثریا میم/حمیدرضا اکبری شروه پيوند ثابت

عنوان مقاله :نگاهی به سه برگ از مشق ثریا میم ، درج در مجله رودکی ، نوشته میترا الیاتی

_______________________________ 

با خوانش این  چند برگ داستان خواننده دائم به متن ارجاع داده می شود ، در واقع محور همنشینی بر میان چیز های موجود دلالت می کند .دفتر خاطرات ثریا میم  را دختری روایت می کند که در واقع در حال نگارش خاطرات خود از طول زندگی اش است  ، از مدرسه گرفته تا وقایعی که برای افراد وشخصیت هایی که در متن داستان با آنها روبرو می شود .

از میان شخصیتهای این داستان سیاوش برای ثریا میم شخصیتی یوسف گونه دارد .

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
عشقهای خنده دار/ فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

 

داستان هایی که محورشان ” عشق ” است به معنای غالب امروزی و بر خلاف نام کتاب، قرار نیست خنده دار باشند … خنده دار که هیچ! اصلا قرار نیست حتّی لبخندی بر لب شما بنشاند. فاجعه  هایی در روابط  عاطفی انسان معاصر که در چهار داستان ، در کتاب ” عشق های خنده دار “، به مخاطب عرضه می شود : ” هیچکس نخواهد خندید ، بازی اتو استاپ ، مرده های قدیم باید برای مرده های جدید جا باز کنند ، ادوارد و خدا ” ؛ داستان هایی گاه با آدم هایی بی نام که می شود آنها را به همه جا تعمیم داد ، شاید یکی از آنها من باشم… تو … او… !

نظرات[۰] | دسته: معرّفی کتاب | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از آیسا حکمت پيوند ثابت

هر روز  

به صورتت نگاه می کنم

یک خط به سرنوشتت اضافه می شود

هر روز

بیشتر از دیروز ترا دوست می دارم

مهربان تر می شوی

خدای من

 تعارف  ندارم

آه می کشم

دنیا در چشمهایم تنگ و گشاد می شود

و جوانه ای از پای دندان پوسیده ام سبز

نظرات[۱۶] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از رضیه حکیمی پيوند ثابت

۱ ـ

کلمه ای نیست

هیچ!

میان «من و تو»

این “واو” حرف بی‌ربطی است.

۲ ـ

ما هردو از اهالی همیم؛

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از پگاه عامری پيوند ثابت

 هزاران    آشنا   در   چهره ات   پیداست    انگاری

صمیمانه    نگاهم   می کنی  !  رویاست   انگاری

چه سرگردان  به  هر  جا می روی  با  پای  آواره ! 

سلام  ای  دلپذیرم !   جای  تو   اینجاست   انگاری

به   سویم   آمدی  ،  من   بی نهایت  دوستت  دارم

بر   این  باور  که  روحت  مثل من تنهاست انگاری

نظرات[۱۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از نگین افشاری پيوند ثابت

افسوس عشق ما، که به انکار برده اند

درد مرا به شعر و به گفتار برده اند

 

اینجا چرا شبیه تو عاشق ندیده ام

شور تو را به سازه ی اشعار برده اند

نظرات[۴] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از اعظم حسن تقی پيوند ثابت

۱ ـ

لبخندت را ورق می زنم…

 ورق می زنم

خودم را

تو را

ما بی هم

چقدر پیر شده ایم

با لب هایی

شبیه ِ گل های گلخانه…

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
برگزیدگان داستان سالی که گذشت گرد هم می‌آیند. پيوند ثابت

نخستین نشست از سلسله نشست‌های فرهنگی “عصر روشن” در سال ۱۳۹۰ ، با حضور برگزیدگان جایزه‌های داستان در سال ۱۳۸۹ و جمعی از منتقدان برگزار می‌شود.

در این نشست که درواقع به‌عنوان یازدهمین نشست عصر روشن و با حضور برگزیدگان جایزه‌های ادبی چون جایزه گلشیری، جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی، جایزه واو (رمان متفاوت) و جایزه حبیب غنی‌پور برگزار خواهد شد، علاوه بر داستان‌خوانی و صحبت‌های برندگان این جایزه‌ها، منتقدانی نیز درباره آثار برگزیده و در نقد و بررسی آن‌ها سخن خواهند گفت.

نظرات[۰] | دسته: خبر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
تا بهار… پيوند ثابت

بهارقاصد مهربانی است و پیام آور دویدن خونِ زندگی در رگ های آزادی و آزادگی .

 دلتان چنان بهار در اندیشه ی رُستن باد .

 

”  محسن زاده “

 

 

نظرات[۲] | دسته: حرفی از آن هزاران | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نگاهی به شعر نصرت رحمانی / مهرداد فلّاح پيوند ثابت

 

نصرت رحمانی را « نقّاش پلشتی ­های جامعه» ،۱ «شاعر شعرهای سیاه»،۲ «شاعر شعرهای کوچه ­ای و مردمی»۳… نامیده ­اند . این نام ­گذاری ­ها ، هر چند گوشه چشمی به واقعیت دارد ، بیشتر از آن که به شناخت کار خلاّقه­ ی هنرمند یاری رساند ، تقلیل دهنده و حتّی پوشاننده است . چیزی که به واقع در مورد هر نوع سیماچه (ماسک) به چشم می­ خورد ، برجسته ­سازی و بزرگ ­نماییِ غلوآمیزی است که به بهای نادیده انگاشتن یا فرو کاستن اجزای زنده و مهم دیگر به دست می­ آید . هم­چنین ، این نام­­ گذاری­ ها ، گاه بهانه­ ی خوبی به دست­مان می ­دهد تا از بررسی دقیق و با حوصله­ ی کار هنرمند ، شانه خالی کنیم ؛ هم­­چنان که در مورد نصرت رحمانی ، چنین کرده ­ایم .

نظرات[۱] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از سودابه مهیجی پيوند ثابت

انگار زنی خیابانی باشد

باید با بوق زدن های ممتد

در چارراه ها و خیابان های گرسنه به دنبالش بگردیم

لا به لای سلاّخان

در همین خیابان ها دست به دست می شود

نظرات[۵] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
استادایرج افشار هم رفت / حمیدرضا امیری پيوند ثابت

 

 

رفتی و رفتن تـــو آتش نهـاد بــــر دل         از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل

۱۶ مهرماه ۱۳۰۴ آمد   و    ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ رفت

 ______________________________________________________________

از آن شب ده سالی می گذرد؛ شاید هم بیشتر! خسته و کوفته، در گوشه ای از کویر، در شهری به نام ” مروست “، به مسافرخانه ی سوت و کوری رفته بودم تا بیاسایم؛ تنها مسافرخانه ی آن شهر که بی رونقی، عاقبت کارش را به تعطیلی کشاند. آن شب، امّا در یکی دیگر از اتاق های آنجا مسافران دیگری هم بودند که خوابشان نمی ربود و تا صبح می گفتند و می شنیدند؛گویی به گوشه ی دنجی در کویر پناه آورده بودند تا فارغ از گوش ها و چشم های نامحرم، هر چه می خواهد دل تنگشان با هم بگویند!

نظرات[۰] | دسته: حرفی از آن هزاران | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
معجزه / داوود خان احمدی پيوند ثابت

 

تو بخواهی

کلمات ام را می­ فرستم برایت

صف شیر

صف سهام عدالت

می­ فرستم تا بچّه ­هایت را سرگرم کنند

وقتی داری

راز خیس عشق را به شوهرت می ­گویی

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
پست مدرنیسم و زیبا شناسی(بخش پایانی)/حمیدحیاتی پيوند ثابت

 

پرسش نیچه از حقیقت در واقع پیوند تنگاتنگی با مفهوم زیباشناسی دارد؛ هنگامی که وی می گوید: آنکه دروغ نمی توان گفت از حقیقت بی خبر است، جایگاه هنر را به عنوان یک مسند استعلایی به زیر سؤال برده است، البتّه نیچه نظراتی در رابطه با زیباشناسی دارد که نسبت به کل و مفهوم فلسفه ی آن زیاد قابل اعتنا نمی نماید: مانند این که زیبا آن است که بی درنگ و بی تأمّل زیبا بنماید، امّا با تفرّد حقیقت و با توجّه به آنچه نیچه از آن به عنوان” تجربه ی زیسته ” نام می برد،

نظرات[۰] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ترکیب بندی از محمّد قائدی پيوند ثابت

 

حال بی حوصله ی من به جهنّم برفی ست

حرف ناگفته ی این شاعر مبهم برفی ست

همه گفتند که اسم همه آدم برفی ست

یک نفر گفت: چه خوب است هوا هم برفی ست!

 

یادم افتاد به آغوش تو و یخ کردم

با لبم سوزن لبهای تو را نخ کردم

نظرات[۱۶] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نگاهی کوتاه به” اگر بگویم عاشقم دروغ گفته ام”/فرهاد کریمی پيوند ثابت

اگر بگویم عاشقم دروغ گفته‌ام

حمیدرضا اکبری( شروه)

چاپ نخست: ۱۳۸۹ش

______________________________

 

“اینطور که می چرخد زبانم/ باید گر گرفته باشد یالهای این اسب/ تا به خیالم تو را/ در ایوان این خانه میهمان کنم ” ص ۹

صداقت کلمات و واژه ها اولین ویژگی شعرهای این مجموعه است. کلمات و واژه هایی که با نگاهی جدید به مفهوم جنگ کتاب را شروع می کنند. شاعر خودش سال ها درگیر جنگ بوده و توپ و تانک و … را به خوبی حس کرده است. روایی بودن شگردی است که شاعر از آن برای مفهوم سازی بهره می گیرد. حمیدرضااکبری در روایت ها تلاش می کند تعریف تازه ای از اتّفاقات حاضر ارائه دهد که این تلاش ها به نتیجه هم رسیده است.

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
منازعه میان عقل و جنون / لیلی مسلمی پيوند ثابت

عنوان مقاله : منازعه میان عقل و جنون در داستان «رهنمودهایی برای نزول در دوزخ»

___________________________________

دوریس لسینگ (برنده ی جایزه نوبل ادبیات ۲۰۰۷) سهم بزرگی در تغییر بینش ما نسبت به جهان داشته است. او غالبا اولین کسی بوده که در داستان هایش درباره ی موضوعاتی صحبت کرده که دیگران هنوز به آن توجّهی نداشته اند. برای او هیچ چیز بی معنا نیست، چون هیچ گاه این اندیشه را نپذیرفته که جهان بیش از آن پیچیده است که به بیان در آید. او آزادانه به درون و بیرون خود سفر می کند و نامرئی به هرجا وارد می شود. معمولا ابتدا به شخصیّت های داستان هایش از بیرون می نگرد و سپس به درون آنها راه می یابد تا تخیّلات آنها را نشان دهد و توهّم آنها را به تدریج از میان ببرد. عرصه ی کار لسینگ از واقعیّت به افسانه، از بررسی های روانشناختی به خودشناسی و از عقل و منطق به تخیّل جا به جا می شود.

نظرات[۰] | دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نقدی و گذری بر موسیقی(بخش اول ) / سالارعبدی پيوند ثابت

عنوان مقاله : نقدی و گذری بر موسیقی  و پیشینه ی آن با بررسی و آسیب شناسی (pathology) موسیقی امروز

(( آشفته خوانی های موسیقی امروز ))

 

___________________________

به صدق کوش که خورشید زاید از نفست

که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست

((حافظ))

   اصولا آن چه مرا به نوشتن وا می دارد ـ چه در حوزۀ ادبیات ، چه موسیقی و چه هر موضوع مرتبط یا غیرمرتبط ـ ، درد و دغدغه ای ست که از سینه ام به  انگشتان دستم غلیان می کند و نویسایش می نماید.

       مبحث موسیقی و حواشی آن، خاصّه در امروزی که به سر می بریم، مبحثی است پردامنه و وسعت دار که نمی توان در یک یا چند مقالۀ چندین صفحه ای جمع و جورش نمود، امّا آن چه در پی می آید  ، خلاصه و تقطیعی است از کتابی در دست چاپ از حقیر با همین عنوان و موضوع که در آیتم های مختلفی طبقه بندی شده ، از نگره های مختلف این موضوع  ـ  موسیقی ـ  ، را به چالش کشیده و بر می رسد.

     در این کتاب ، از اتنوموزیکولوژی( روش و زمینۀ شناخت موسیقی اقوام و ملل) ، بحث آغاز شده است و پس از بررسی اجمالی  پیشینۀ موسیقی ایران و جهان قدیم ، به موسیقی امروز می رسد و بحث اصلی خود را می گسترد و در آن سعی شده است با آسیب شناسی موسیقی معاصر ، در حوزه ها و سبک های مختلف ، مباحث ، با دیدی موشکافانه  تحلیل گردد.

نظرات[۲] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو داستانک از سام محمودی پيوند ثابت

 سام محمودی سرابی

۱ ـ رقصی چنان

مرد سرش را پایین خمانده بود و نمی شنید فریادی را که به همان لهجه سر پل جوادیه خطابش می کرد :

ـ … هی! همونطوری که آبم می کنی، آبت می کنم؛ سیام کنی، سیات می کنم؛ هرجوری که برقصونی، می رقصونمت.

مرد شنیده بود انگار در پایان آن والس و خفه کرده بود فریاد رقاصّه روی زرورق را میان دست های لرزانش.

او ایستاده بود ؟

نظرات[۰] | دسته: داستان | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از کورش زرفتن پيوند ثابت

کورش زرفتن 

تولّد : میبد یزد ،۱۳۵۲ش .

شعر زیر از کتاب ” آوای حفره های سرد ”  اوست که چاپ نخست آن در ۱۳۸۹ ش ، از سوی انتشارات قداست ( اردکان ) ، در ۱۲۰۰ نسخه منتشر شده است .

___________________________________

امشب

بر فراز رود

بر بلندای روحانی همه ی امواج

صلیب می کوبم

وتو

با اندام برهنه ی لاغرت

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
میانجی های تفکّر(بخش نخست)/مسعودرفیعی طالقانی پيوند ثابت

عنوان مقاله : میانجی های تفکّر ( آگامبن در نقش میانجی )  ـ بخش نخست  

 ________________________________

 

قبل ازهرچیزاین توضیح لازم است که دراین نوشتار ها ـ که بناست در چند شماره پیاپی ادامه پیدا کند ـ موضوع اصلی ، تفکّراست ؛آن هم در زمانه ای که تفکّر به ندرت شکل واقعی خودراداردیابهتراست گفته شودتفکّر،واقعا موجود نیست!البتّه نه تفکّر به معنای فروافتادن در ورطه ی انتزاع ووضعیّت متافیزیکال ـ هر چند خود نوعی تفکّر فلسفی است ـ بلکه تفکّر انضمامی و معطوف به وضعیّت های موجود برای یافتن رهیافت امتداد تفکّرکه بی شک خود،واجد حدی از بالقوّگی است؛تفکّری که در زمانی ترجیح می دهدبه عمل نیانجامدودرزماندیگر به طرزی تمام و کمال معطوف به نتیجه ی عملی است؛آن هم در شرایطی که زندگی بر خلاف تفکّر (که بدون فکر کردن به خود و میانجی هایش نمی تواند زنده باقی بماند )با کمترین حدّ خودآگاهی می تواند،تقریبا، در هر شرایطی باقی بماند و حتّی افزایش یابد و این خود تا حدود زیادی نافی تفکّر و زیستن در پناه فکر کردن است . 

فکر کردن در مقام امر منفی ـ به تعبیر هگل ـ که اساسش نفی کردن است یا به تعبیر گوته در مقام آن روحی که همه چیز را نفی می کند؛ فقط می تواند به آنچه هست درآویزد ، آن را بفهمد و به چنگ آورد،امّا زندگی روشی دیگر دارد .

نظرات[۱] | دسته: مقاله | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
Page 11 of 16« First...910111213...Last »

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image