برگه‌ها

دسامبر 2018
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  
 
No Image
خوش آمديد!
شعری از نسرین فرقانی پيوند ثابت

شاید شبیه شعر تر تو باشد
بوسه های بهار
به وقت باریدن بی امان
دیگر ، گریه و خنده بهانه نمی خواهد
همین که هوا حالی به حالی می شود بس است

آسمان مثل اسم توست
وقتی امساک می کند
و خشکی ، خشمی فروخورده و آشتی نشده
از چشم ، به گوش ، به رگ و گوشت ، ریشه می کند
و خاک پر از خنده های پوسیده

اما باز ، بهار بهتر است
برای دانه های نوک نزده ی دل
حتی اگر حرف ها را نفهمد
و هیچ نداند
از حالی که تمام راه
از هایی های پنهان بهار ، تا هرم تابستان ،
تا پرده پوشی پاییز و عجز زمستان ،
تا همین بهار
از چشم هایم به کف کوچه راه افتادم

نه نمک های شهرداری ، نه تایرهای خسته ، نه گام های سردرگم
از چال چال زخم ها
این یخ های سرسخت را پاک نکرد

بهار، شاید شبیه اشتیاقی باشد ،
که دلتنگی زیر برف جوانه می زند
و لب ها زیر زندان ریشه ها
انتظار را نذر تاک و میکده ی حافظ می کند
وقتی ابرها صدای چشم هایت را
به خواب های خاک می رساند
حیف که بهار خمارآلوده است
و خاک بهانه بیداری ندارد

دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
ویداحنفی گفته:

سلام خیلی قشنگ بود و زیبا نوشتید..

محمدرضا کریمی بختیاری گفته:

ززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززز
…..ای محبوب من ! با نگاه به تو و کلام توست که
به زشتی گناه پی می برم .
آه چقدر تو را آزار دادم و تو اشتباهات بیشمار و عهد شکنی های مرا دیدی و
تحمل می کردی اما محبوب عزیزم !
می دانی که به ازای محبتت ،
یک روز آنقدر زیاد تو را دوست خواهم داشت که حتی
حاضر خواهم شد جانم را روزی هزار بار برایت بدهم .
ای خدای من ! مرا ببخش و فقط به محبت من نگاه کن که
آنرا از تو آموخته ام .
تو را بسیار دوست دارم .
به من کمک کن تا خیلی ها را با نام و یاد تو آشنا کنم .
ای خدا در این باره کمکم کن زیرا که
می دانی چقدر مشتاقم و این
شوق و علاقه در من شعله می کشد .
………….نقل از کتاب دعاهای اورژانسی(نامه هائی به همسرم که هرگز ندیدمش) چاپ اول……….برای تهیه این دعاهای اسرار آمیز به پروفایل من مراجعه کنید

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image