برگه‌ها

نوامبر 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  
 
No Image
خوش آمديد!
هفت شعر کوتاه از زانیار برور پيوند ثابت

یک

همه چیز درست می شود
اگر
آیینه ی این اتاق
تو را به خاطر بیاورد!

دو

ابرها
بدون جاذبه
نمی بارند…
بعد از تو بود که
فهمیدم می توانم
لمس کنم
ببینم

بشنوم
ببوسم
و دوست داشته باشم!

سه

باید ماند و به تو ثابت کرد
با موی سپید هم زیبایی

چهار

تو را مژده می دهند
به من
نیمه ی خالی لیوان ها!

پنج

چند بار مُردن
به آغوشت بدهکارم؟

شش

از آن رازها باشم
که توی یک مهمانی زنانه
عصرانه ای به صرف چای و شیرینی
هی بخواهد از من بگوید
و هی لبش را بگزد!

هفت

راستی راستی
باورم شده
که بارها تو را
در آغوش کشیده ام
بوسیده ام…
و تنها گاهی لکه های خونی که
روی پیراهنم به جا مانده
به من یادآوری می کند
مردی را موذیانه کشته ام
و خاطراتش را
بی رحمانه دزدیده ام!

دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
دانیال رحمانیان گفته:

سلام دوست بزرگوار
همه زیبایی شعرهاتون وتصاویرش را دوست داشتم
متفاوت تر از دیگران

marjan گفته:

نگاه کن
تمامِ شعرها بوی ترا می دهند
نگاه کن
همه ی راه ها
کوچه ها
.
.
.
حتی
باران به زبان تو می بارد
و صبح کبوتران
با صدای تو می خوانند
تمامِ من
رویایی ست از حضورِ تو
حتی چشمانِ من
انعکاسِ نگاه توست
که مرا می بیند
و تورا می جوید …

مرجان ۹۲
بسیار زیبا بود درود شاعر محبوبم

ويدا گفته:

قشنگ بود و پرجاذبه

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image