برگه‌ها

آوریل 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  
 
No Image
خوش آمديد!
دو شعر از عبدالوهاب البیاتی(شاعر عراقی)/محبوبه افشاری پيوند ثابت

یک :

حضاره تنهار
قلب من الطین
وعینان بلا قرار
یجف فی بئریهما النهار
عاهره خلّفها القطار
فی لیل أوروبا بلا دثار
تموت تحت البرد والأمطار
وددت
لو صحت بها:
أیتها العجوز
یا هتیکه الإزار
قد فاتک القطار

تمدّن غرب

تمدن سقوط می کند

قلبی از گل

و چشمانی بی قرار

که در عمق این دوچاه

روز  خشک می شود

فاحشه ای که قطار اورا به جا گذاشته

در شب اروپا

بدون هیچ تن پوشی

زیر رگبار و باران

خواهد مرد

اگر  صدایش می زدم

می خواستم بگویم :

ای پیرزن

ای جامه دریده

از قطار ماندی !

_____________________________________


دو :

کذبوا , ان السعادهْ
یا محمد
لا تباع
فالجرائد
کتبت : ان السماء
أمطرت فی لیله الأمس ضفادع
یا صدیقی , سرقوا منک السعاده
خدعوکَ
عذبوکَ
صلبوکَ
فی حبال الکلمات
لیقولوا عنک : مت
لیبیعوک مکاناً فی السماء
آه ما جدوى البکاء
أنا خجلانُ محمد
فالضفادع
سرقت منا السعادهْ
و أنا رغم العذاب
فی طریق الشمس سائرْ
زرعوا اللیل خناجر
و کلاب
ان سقف اللیل ینهار علیهم
! فتمرد
!یا محمد
! فتمرد
و حذارِ أن تخون

در مورد خوشبختی

محمّد !

دروغ گفتند که خوشبختی

فروخته نمی شود

روزنامه ها نوشتند :

دیشب آسمان قورباغه بارید

دوست من! خوشبختی ات را ربودند

فریبت دادند

عذابت دادند

و تو را

در زنجیر کلمات به صلیب کشیدند

تا به جای تو بگویند : مُردم

که جایی در آسمان به تو بفروشند

آه! گریه شایسته نیست

من خجالت می کشم محمّد

قورباغه ها شادی مان را به تاراج بردند

و من با وجود درد و رنج

همچنان

در مسیر خورشید حرکت می کنم

خنجرها را در شب کاشتند

و سگها

که سقف شب برآنها آوار شده

سرپیچی می کنند

محمّد!

سر می­پیچند

مراقب باش

خیانت می کنند.



دسته: ترجمه | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
نرگس ها... گفته:

لذت بردم
ممنون

سجاد گفته:

درود

خوب

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image