برگه‌ها

مارس 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  
 
No Image
خوش آمديد!
امکان تحقق سوژه روشنفکری در ارتباط با دولت/سهند ستّاری پيوند ثابت


آنچه تا کنون در تقابل میان نهاد روشنفکری و دولت‌ها در ایران مطرح شده همواره نشان از تضارب آشکار و نهادینه‌ای بوده که به سان امکان تحقق ارتباطی از جنس طلب امر ناممکن است. پس در ابتدا به عنوان پیش فرض این یاداشت و به میانجی خوانشی رو به پس (Retroactive) از رخدادهای تاریخی، سوژه سیاسی رادیکال را سوژه‌ای در نظر می‌گیرم که الزاما بر وضعیتی انگشت خواهد گذاشت که در‌‌ همان دوره تاریخی، امر ناممکن تلقی می‌شود. پس باید امکان بالقوه­گی سوژه روشنفکری را در دل سیستم بررسی کنیم. ذکر این مهم ضروری است که در یاداشت پیش رو دولت را نهادی برخواسته از سیستم سرمایه داری نظر می­گیریم که با مفهوم “دولت-ملت” در تضاد است.

به نظر می‌رسد در تحلیلی دم دستی و قرائتی ساده انگارانه، چیزی که همواره خاستگاه «جورناشدگی» و منشا تضاد‌ها و ناهماهنگی‌های میان دولت و روشنفکران را تحریک کرده ریشه در قرائتی ناموزون دارد. تقریری که تاکنون مقوم عدم ترجمه جایگاه روشنفکری نزد سیستم­ها و دولت بوده است. چراکه دولت‌ها همواره با دو رویکرد همیشگی و مشخص به سراغ روشنفکران رفته‌اند و همواره «امکان تحقق ارتباط» را در کنار «امکان تحقق شکست» به نحوی یکسان ترسیم کرده‌اند. بر این اساس تلاش نخست دولت همواره در جذب و به خدمت گرفتن و حتا وابسته کردن روشنفکران بوده که در صورت محقق نشدن مشی آغازین، به حساب نیاوردن، حذف، نفی و در حاشیه قرار دادن روشنفکر اساس کار قرار می­گیرد. اما در طرف مقابل نیز به نظر می­رسد که روشنفکران به دنبال تاثیر گذاشتن بر دولت و ایجاد تصمیم سازی به واسطه دولت و همچنین ابزار کردن آن و قدرت متمرکز بوده و هستند. محل نزاع زمانی شکل می‌گیرد که از یک سو دولت‌ها نمی‌توانند روشنفکران را وابسته خود کنند و از سوی دیگر نیز روشنفکران در صورت عدم تحقق خواسته‌هایشان در مقابل دولت‌ها جبهه گرفته و به عنوان اپوزوسیون از طریق رسانه‌ها و قلم و اندیشه صف آرایی می‌کنند. اما خاستگاه و علت این «جورناشدگی» به این قرائت ساده ختم نمی‌شود و این تمام داستان نیست. چراکه چگونگی شکل گیری سوژه روشنفکری و تقابل آن با سیستم و دولت اساسا منوط به نفی بالقوه­گی در دل وضعیتی است که توسط سیستم به نحوی غیر تجربی صورت می­گیرد.

اگر مفهوم بنیادین روشنفکری را از چارچوب تعاریف نمادینش جدا کرده و امکان بالقوه­گی را در متن این جریان بررسی کنیم و بتوانیم با رویکرد تفکیک گرایانه‌ای که مجهز به بینش تاریخی-انتقادی و نفی گراست اساس خاستگاه نظری و رویکرد انضمامی این جریان را مرور کنیم در آن صورت ردپای رسم الخط جزم گرایانه سیستم روشن‌تر خواهد شد. از این رو همواره به سبب شکاف‌هایی که میان تمامیت شکل یافته و سیستمی که سعی دارد با پر کردن ترک‌ها از «وانموده­هایش»، تصوری موهومی ارائه دهد امکان حضور تام هیچ هویتی شدنی نیست. پس سوژه همواره در تلاش است تا از یک سو پیش فرض‌های خود را برسازد و تمامیت خود را حفظ کند اما از سوی دیگر برای سوژه شدن مجاب است تا به درون خود بخزد و با نفی تمامیت، الزاما با دو پاره­گی خود روبرو شود. بنابراین ایده شکل گیری سوژه روشنفکر در گرو همین دوپارگی است. روشنفکر همزمانی که دوپاره می‌شود شهر را نیز دوپاره می‌کند و در حالی که باید به یک سوژه سیاسی تبدیل شود در متن کنش سیاسی مجاب خواهد بود تا به هر مخاطره‌ای تن دهد و عدم تضمین را به جان بخرد. بر این اساس نظر به اینکه ایده روشنفکری برای شکل گیری بایستی وضعیت را دوپاره کند پس امکان بالقوگی سوژه روشنفکری در نهاد سیستم دست کم اگر به سان امر ناممکن تلقی نشود همچون امری پارادوکسیسکال خواهد بود که چندان به مزاج سیستم خوش نخواهد آمد.

پس امکان تحقق سوژه روشنفکری که با امکان تحقق سوژه سیاسی در هم تنیده است منجر به شکاف و بر هم زدن وضعیت توپر سیستمی خواهد شد که ‌گاه در لباس دولت ظاهر می‌شود و‌ گاه در قامت سیستم انتزاعی و یا حتا در پس وضعیت بی‌ربط زندگی روزمره. از طرفی دولت یا سیستم نیز مسلما با پر کردن تمام حفره‌ای که در دل زندگی روزمره و ساختار درونی‌اش وجود دارد درپی پس زدن سوژه‌ای خواهد بود که مدام بر دوپاره کردن وضعیت تاکید دارد، چون این سوژه محقق نخواهد شد مگر به میانجی دوپاره شدن خود و همزمان دوپاره کردن وضعیت و نفی ایده مرکز. پس امکان تحقق سوژه روشنفکری در تلاقی آشکار با ساختار سیستمی خواهد بود که هیچ ترک و شکافی را نمی‌تواند تحمل کند و امکان تحقق سوژه مردم را پس می­زند.


دسته: مقاله | نويسنده: admin



ارسال نظر غير فعال است.

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image