برگه‌ها

آگوست 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  
 
No Image
خوش آمديد!
مرگ یک شاعر (برای ویکتور خارا) ، سام محمودی پيوند ثابت

مردی که هر شب سایه اش را دار می زد


هی پشت دیوار سکوتم، غار می زد


هر شب حدود ساعت یک، در باز می شد


خونی شتک بر سایه ی دیوار می زد


انگشت ها و ساعد و یک حنجر خشک


از وحشت خون مردگی ها زار می زد


هر شب مسیر مرگ را تغییر می داد


هر روز شکل مردنش را جار می زد


دستان سازش را تبرها می بریدند


تاصبح با ضرب تبر گیتار می زد


****
حالا پس از مرگ صدایی ساده و سرخ


دیشب کسی گیتار خود را دار می زد

_________________________

تاریخ سرایش: سال ۱۳۷۲


دسته: شعر | نويسنده: admin



ارسال نظر غير فعال است.

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image