برگه‌ها

آگوست 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  
 
No Image
خوش آمديد!
شعری از عبّاس سلیمی آنگیل پيوند ثابت

به جسد دختر بچه­ای که در مهرماه ۱۳۸۹ در کوچه­ی درویش­های خیابان مولوی، برهنه رها شده بود


_____________________________________________


سرزمین نازک­دلان نیست این جا

کسی با پخ کردن من جا نمی­خورد

انسان حق به جانبی نمانده است تا گریبانش بگیرم

هر مردی که از حوالی من می­گذرد دستی در خون تو دارد

هر سماوری که می­جوشد

از واپسین ناله­ات گزارشی می­دهد

دوشیزه­ترینِ خیابان­های مولوی

تو که باد آورده نبودی عزیزم

غمی به دل نگیر که در کوچه­های حلاج سوز جان داده­ای

و این را

زنان آبستن خنده­رو نمی­فهمند

رها شده در کوچه­ای جسدت

رها شده در قلبم

چاقوی دسته شاخیِ الوات تاجبخش…

اگر به راستی دنیای دیگری هست

شفاعت کن که من شب­های درازی را زیسته­ام

نه خام

نه پخته

نه سوخته

روزی در کناره­ها لنگر انداختی غریبانه

و دیگر روز بادبان افراشتی غریبانه

از هر سو که نگاهت می­کنم

تنها ناخدای واقعی تاریخ هستی

از همین فردا با نام کوچکت خواهم خواند

هر جا که بوی نان داغ می­آید

برای سیلی­ات صورتی سرخ خواهم شد

هر جا که پای آبرویی در میان باشد

تو جویده می­شوی

جایی از جهان دریده می­شود

و کسی نمی­فهمد

سیرت فرخنده باد

من العباد الی المعاد

در کوچه­ی نادرویش­ها

در خیابان­های بی مولوی

دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
شاهو تالشی گفته:

شاعران این دردها را فراموش کرده اند.
نه خام

نه پخته

نه سوخته

روزی در کناره­ها لنگر انداختی غریبانه

و دیگر روز بادبان افراشتی غریبانه

از هر سو که نگاهت می­کنم

خیلی زیبا و ترسناک بود.

ماهان علیرضایی گفته:

چه طوری معلم گلمممممممم

سجاد یارلو گفته:

خیلی گلی اقا

سجاد یارلو گفته:

خیلی گلی اقا، اقا خیلی قشنگ بود

شهریار ملک نیا گفته:

عالیییییی

شهریار ملک نیا گفته:

عالییییی

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image