برگه‌ها

سپتامبر 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
282930  
 
No Image
خوش آمديد!
چند شعر از نادر ختایی پيوند ثابت


۱ ـ

چون بار اضافه ای بروی بدنیم
ویران شده ایم و در پی ساختنیم
ما شانس نداریم ، خدا می داند …
باید که برای مرگ هم جان بکنیم


۲ ـ

خودت را صرف فعل ماندنم کن
تنت را بستر جان کندنم کن

من و چشم اطاقم را بسوزان
لباست را در آوردی تنم کن…


۳ ـ

به لطف مرگ مردم باز مردند
جسدها را برای دفن بردند
زمین فریاد زد :
امروز با شوق
تمام قبرها صبحانه خوردند…


۴ ـ

درونم کاخ امید است ویران
زمین و ماه و خورشید است ویران
رسید اسکندری از جنس ظلمت
دلم چون تخت جمشید است ویران


۵ ـ

هجوم دشمنی در شهر پیداست…
رفاقت ، عاشقی ، مانند رویاست…
مسیح چشم تو با اشک می گفت…
سر هر میز شامی یک یهوداست…


دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
شهرزاد گفته:

بسیار زیبا بود.ممنونم از شما.خیلی لذت بردم

سجاد خزایی گفته:

درود
بر ختایی عزیز

همه خوب بودند سومی یه چیزه دیگه بود

ممنون

محمد صادق ملکیان گفته:

ذائقه تان به دلم نشست…دستمریزاد…بقول آقای خزایی سوی چیز دیگری بود…

احددروگرهلان گفته:

با سلام خدمت نادر عزیز
رباعی های خوبی از شما خواندم و لذت فراوان بردم بخصوص دو رباعی اول و سومتون
اما در خصوص رباعی اول کاش در مصرع سوم قویتر و تصویری بهتر می آوردید که دم دستی و به نوعی نباشد که به راحتی بتوان آن را تغییر داد
اما در خصوص رباعی سوم باید گفت عالی بود دست مریزاد

آروین گفته:

عالی و دوست داشتنی….
من جدیداً آشنا شدم با این نوع شعر طنز…می خوام بدونم اشعار نادر ختایی رو کجا و چطور می تونم تهیه کنم!؟

معصومه گفته:

آقای ختایی خیلی دوست داشتنی هستی مخصوصا توبرنامه قندپهلو ازهمه بهتر بودی چون علاوه بر اشعار طنز بیان شما هم باطنز همراه بود دیگران از این نعمت شما بی نصیب بودند

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image