برگه‌ها

ژوئن 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
2930  
 
No Image
خوش آمديد!
مرگ در میدان سرخ / سام محمودی پيوند ثابت

هرچند گزارش‌های ضد و نقیضی پیرامون نخستین مواجهه ایرانیان با مساله عدالت، آزادی و برابری و جنبش کارگری وجود دارد اما تقریبا می‌توان به جرات مدعی بود که مواجهه ایرانیان با اندیشه‌های سوسیال‌دموکراسی و کمونیسم، تاریخی پیش از به‌بار نشستن انقلاب کمونیستی در اکتبر۱۹۱۷ و حتی پیش از قیام خونین انقلابیون روس در ۱۹۰۵ داشت با این توضیح که به‌هر تقدیر ارتباط ایرانیان با احزاب سوسیالیستی روسیه پیش از انقلاب ناکام ۱۹۰۵ در این مواجهه دخیل بود و بعدها «انقلاب ۱۹۰۷-۱۹۰۵ در روسیه و ضربه‌ای که این انقلاب به رژیم تزاری وارد کرد به رشد جنبش انقلابی ایران کمک کرد… افکار سوسیال‌دموکراسی انقلابی توسط کارگران ایرانی که در معادن نفت و مراکز صنعتی قفقاز کار می‌کردند، روشنفکران ایرانی که در روسیه تزاری و اروپا تحصیل می‌کردند و سوسیال‌دموکرات‌های انقلابی روس در ایران بسط و توسعه یافت».(۱)

البته در بررسی ورود اندیشه‌های سوسیال‌دموکراسی و کمونیستی به ایران نباید نقش و تاثیر ارامنه در انکشاف سوسیال‌دموکراسی در ایران (به‌ویژه در آذربایجان و گیلان) را از خاطر دور داشت. در اینجا باید به مکاتبات ارامنه ایران با کارل کائوتسکی و گئورگی پلخانوف در روند پایه‌گذاری نخستین تشکل‌های سوسیال‌دموکرات اشاره داشت.(۲)

جالب‌تر اینکه بخش عمده‌ای از کنش‌های آغازین سوسیالیست‌های ایرانی ناظر بر مطالعات تئوریک است تا کنش سیاسی و حزبی و حتی چندی پیش اسنادی از سوسیال‌دموکرات‌های ارمنی تبریز در آرشیوهای کائوتسکی و پلخانوف یافت شده که حاکی از پیگیری جدی سوسیالیست‌های ارمنی نظیر آرشاویر چلنگریان، ژوزف کاراخانیان، تیگران درویش و واسو.آ.خاچاطوریان در فاصله سال‌های ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۱ است. البته در برخی از آثار تاریخی، از زمانی پیش از این سخن درمیان است. برای نمونه «در سال ۱۹۰۴ میلادی [برابر با ۱۲۸۳ هجری] یعنی نزدیک به دو سال پیش از اعلان مشروطیت، پایه‌های سوسیال‌دموکراسی ایران با ایجاد حزب «همت» در بادکوبه استوار گردید.»(۳) با تاسیس همت که حلقه واسط میان کارگران ایرانی و سوسیالیست‌های انقلابی روسیه بود، شالوده حزبی در ایران ریخته شد که به اجتماعیون- عامیون شهرت دارند. به اعتقاد برخی از تاریخ‌پژوهان کمی بعد از تاسیس همت در بادکوبه «یکی از شعبات آن با نام «کمیته سوسیال‌دموکرات ایران» یا اجتماعیون عامیون ایران در سال ۱۹۰۵ میلادی تاسیس گردید.»(۴)

برمبنای اسناد موجود پیش از این در خلال سال‌های ۱۹۰۰و ۱۹۰۱ کسانی چون نریمان نریمانوف و حیدرخان عمواوغلی با حزب سوسیال‌دموکرات روسیه در ارتباط بوده‌اند به‌طوری که «نامه‌هایی از لنین و کروپسکایا در دست است که نشان می‌دهد آنها روزنامه مخفی ایسکرا [Искра] «جرقه» را از راه اروپا ازطریق برلن- تبریز به باکو می‌فرستادند.»(۵) اولین شماره روزنامه ایسکرا یا جرقه که نخستین روزنامه مارکسیستی سراسر روسیه نیز به‌شمار می‌آید در «۱۱دسامبر سال ۱۹۰۰ میلادی در شهر لایپزیک، شماره‌های بعدی در مونیخ، از آوریل ۱۹۰۲ در لندن و از بهار سال ۱۹۰۳ در ژنو به ‌طبع می‌رسید. از شماره ۵۲ به بعد پس از خروج لنین از هیات تحریریه، که این روزنامه تحت نظر شخص پلخانوف منتشر می‌شد، ارگان منشویک‌ها شد.»(۶)

باری بنا بر اسناد به‌دست‌آمده لنین این روزنامه را از مونیخ از راه برلن- وین- تبریز- باکو به روسیه ارسال می‌کرده. با وجودی‌که در نامه‌های فوق نامی از شخص خاصی برده نشده اما ظاهرا رابط ایرانی این نقل و انتقال جمعی از اعضای گروه‌های داشناک یا هیچناک بوده‌اند. در اینجا نباید از نقش نریمانوف در ایجاد و پایه‌گذاری نخستین سازمان کمونیستی و سوسیالیستی ایران غافل شد. او یک آموزگار آذربایجانی بود که به تعبیری یکی از بنیادگذاران حزب اجتماعیون عامیون به‌شمار می‌آید. این حزب که به نام «حزب سوسیال‌دموکرات ایران» نیز مشهور است در اوایل ۱۲۸۳ توسط گروهی از مهاجران ایرانی که زمانی در حزب سوسیال‌دموکرات روسیه فعالیت می‌کردند با افتتاح «باشگاه همت» به دبیری نریمانوف برای متشکل کردن یک‌صدهزار کارگر ایرانی مقیم باکو تاسیس می‌شود. نریمانوف بعدها به ریاست‌جمهوری سوسیالیستی آذربایجان درآمد.(۷)

ظاهرا نخستین آگاهی ایرانیان از وجود سوسیالیسم علمی «به‌وسیله مقاله‌ای است که در روزنامه «اختر» چاپ اسلامبول چاپ شده و روزنامه «ایران» در شماره ۱۸ مارس ۱۸۸۰خود [شماره ۴۰۲ اسفند۱۲۵۹]، آن را تجدید چاپ کرده‌ است.»(۸) این مقاله که ظاهرا به‌مناسبت نهمین سالگرد کمون پاریس (در ۱۸مارس۱۹۷۱) منتشر شده سبب پرداختن به موضوع فوق را چنین توضیح می‌دهد: «سوسیالیست‌ها… روز به‌روز ترقی در رواج دادن مقاصد خودشان می‌کنند… و الان به‌قدر ۲۰سال می‌شود که در جمیع اروپ منتشر شده‌اند.»(۹) و در جایی دیگر آمده است که: «در اثنای محاربه پروس و فرانسه اصحاب این اعتقاد به‌نام کومونی و (اینترناسیونال) شهرت یافته بودند… [پس از شکست کمون پاریس] این گروه از اجرای مقاصد دست نکشیده آهسته آهسته در اطراف ممالک اروپا منتشر شده، تخم خیالات خودشان را کاشتند و الان در روسستان بیشتر از همه جا کار می‌کنند.»(۱۰) با این توضیح که در مقاله مورد بحث که اساسا کمونیسم، مارکسیسم، سوسیالیسم، آنارشیسم و… همگی به یک مفهوم گرفته شده و در کل نهیلیسم نامیده شده‌اند، نویسنده اطلاعات ناقصی در مورد سوسیالیسم داشته و به‌شدت تحت تاثیر تبلیغات موجود علیه سوسیالیست‌ها بوده است به‌طوری‌که حتی در جایی سوسیالیسم را با جنبش مزدکیان در ایران همسو می‌داند. باری «از اینجا و دیگر نکات مقاله […] دیده می‌شود که مولف آن در هرحال با حسن‌ظن چندانی به کمونیست‌ها و سوسیالیست‌ها نگاه نمی‌کند.»(۱۱) اما شاید بتوان به‌جرات مدعی شد که اولین جرقه‌ها توسط کسانی چون محمدامین رسول‌زاده در سال ۱۹۰۶میلادی برابر با ۱۲۸۵ زده شد که برای نخستین‌بار در روزنامه «ایران نو» (ارگان حزب دموکرات ایران که خیلی زود پرتیراژترین روزنامه تهران نیز شد) با مقالات علمی خود اصول مارکسیسم را تبلیغ می‌کردند.(۱۲)

با پاگرفتن انقلاب روسیه در اکتبر ۱۹۱۷ به رهبری لنین و پیوستن و ایفای نقش کسانی چون آویتیس سلطا‌ن‌زاده(۱۳)، ابوالقاسم لاهوتی و چند نفر دیگر در این انقلاب، سرزمین پارت‌ها به یکی از اهداف کمونیست‌های روسیه برای تحقق آرمان‌های سوسیالیستی بدل شد. به‌طوری که تریانوسکی به‌سال ۱۹۱۸ در اثر خود به‌نام انقلاب و شرق مدعی شد که: «این کلید حیاتی انقلاب شرق [ایران] باید در دست ما باشد؛ … ایران باید متعلق به انقلاب کمونیستی باشد.»(۱۴) جالب اینکه با پیروزی انقلاب اکتبر در ۱۹۱۷، موانست بیش از یک‌سده ایرانیان با دین اسلام نیز نتوانست مانعی برای تحقق بخشی از این خواسته باشد، هرچند تاریخ ثابت کرد که حاکمیت مارکسیسم بر ایران به‌دلیل موقعیت ژئوپلیتیک مذهبی حاکم بر آن عملا غیرممکن است اما به‌هرحال حاکمیت کمونیسم بر نظر و عمل بخش عمده‌ای از روشنفکران ایرانی که سودای عدالت در سر داشتند امری غیرقابل انکار است. به‌طوری که رهبران «حزب عدالت» در کنگره‌ای که از ۲۲ تا ۲۴ ژوییه ۱۹۲۰ با حضور ۱۴ نماینده (متشکل از کمونیست‌های کهنه‌کاری چون میرجعفر پیشه‌وری، کامران و بهرام آقایف، آویتیس سلطان‌زاده‌و…) در شهر انزلی برگزار شد، به این نتیجه رسیدند که اسم حزب «عدالت» را به «فرقه کمونیست ایران» تغییر داده. با برنامه مشخص تعیین بخش‌های مختلف فرقه، کمیته مرکزی فرقه کمونیست ایران انتخاب شد و تصمیم گرفت که «از جنبش آزادیبخش ملی جنگلی‌ها که در این زمان به رهبری میرزا کوچک خان در گیلان رشد می‌کرد پشتیبانی نماید.»(۱۵) شاید بتوان نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچک‌خان جنگلی را نخستین تجربه انقلابی ایرانیان با مشخصه‌ها و مولفه‌های سوسیالیستی و در عین‌حال نخستین فرصت کمونیست‌ها برای آزمودن نظریه صدور انقلاب در کشورهای تحت استعمار دانست؛ تجربه‌ای که با پایه‌گذاری جمهوری شورای گیلان(۱۶) در ژوئن ۱۹۲۰ برابر با ۱۴خرداد ۱۲۹۹ توسط میرزا کوچک‌خان آغاز و به‌دلیل تغییر سیاست‌ خارجی شوروی در مورد ارتباط با دولت ایران به یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های انقلابی در یک‌صدسال اخیر بدل شد.

چیزی حدود ۱۰سال پس از مرگ میرزا کوچک‌خان و شکست جنبش جنگل، حکومت رضاخان در ژوئن ۱۹۳۱ برابر با ۲۲ خرداد۱۳۱۰ برای مقابله با اشاعه کمونیسم در ایران، لایحه «مجازات مقدمین علیه امنیت و استقلال کشور»(۱۷) را برای تصویب به مجلس شورای ملی برد که خیلی زود بدل به قانون شده و بازداشت و زندانی شدن بسیاری از اعضای حزب کمونیست ایران و دیگر مارکسیست‌ها از جمله رضا روستا، سیدجعفر پیشه‌وری، آرداشس آوانسیان و… را در سال‌های قبل و بعد از تصویبش در پی داشت.

اما مهم‌ترین چهره تبلیغ ایدئولوژی‌های مارکسیستی در ایران دکتر تقی ارانی بود. به این معنی که رویکرد او به‌جای تمرکز روی آموزش کادرهای حزبی مانند قبل [حزب همت و فرقه کمونیست ایران] و بعدش [احزاب و سازمان‌هایی چون توده و چریک‌های فدایی خلق و…]، بر آموزش علم سوسیالیسم متمرکز شده بود.

ارانی که جزو نخستین دانشجویان اعزامی به اروپا در دوره رضاشاه به‌شمار می‌رفت در ۱۹۲۳/۱۳۰۱ جهت ادامه تحصیل در رشته شیمی عازم برلین آلمان شده و سرانجام در ۱۹ دسامبر ۱۹۲۸ با دفاع از پایا‌ن‌نامه خود در رشته شیمی از دانشگاه برلین فارغ‌التحصیل شده در ۳۱دسامبر همان سال برابر با دهم دی‌ ۱۳۰۷ به ایران برگشت.(۱۸) با بازگشت ارانی حلقه‌ای تئوریک شکل می‌گیرد که با انتشار نشریه دنیا(۱۹) سعی دارد به شکلی علمی و در عین ‌حال کاملا تخصصی اندیشه‌های ماتریالیستی را تبلیغ کند تا مبادا ماموران حکومتی از محتوای آنچه در این مجله منتشر می‌شود، مطلع شوند. اوج فعالیت‌های ارانی و هم‌قطارانش (موسوم به ۵۳ نفر) مربوط به سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۵ میلادی (برابر با ۱۳۱۳ تا ۱۳۱۵ شمسی) است.

البته ذکر این نکته لازم است که درزمان تحصیل ارانی در آلمان، نشریات مارکسیستی فارسی‌زبان چون «پیکار» و «ستاره سرخ» در آن کشور فعالانه به نشر و تبلیغ اندیشه‌های مارکسیستی درمیان دانشجویان ایرانی مقیم اروپا می‌پرداختند و شاید از رهگذر مطالعه همین نشریات (که پیش از ظهور نازیسم و در زمان جمهوری وایمار تحت فشار دیپلماتیک ایران انتشار آنها متوقف شد) و ارتباط با کسانی چون بزرگ علوی و مرتضی علوی او نیز نقشی در فرقه جمهوری انقلابی ایران ایفا کرده باشد. باری با تصویب قانون «مجازات مقدمین علیه امنیت و استقلال کشور» در۱۲ ژوئن ۱۹۳۱ برابر با ۲۲ خرداد۱۳۱۰ که فعالیت کمونیستی در ایران غیرقانونی اعلام شد «این مجله [دنیا] تنها کانالی بود که از طریق آن اندیشه‌های مارکسیستی در آن اشاعه می‌یافت.»(۲۰)

هرچند بسیاری در اینکه ارانی با کمینترن ارتباط داشته و به نحوی خود یکی از دل‌سپردگان حزب کمونیست روسیه بوده یا خیر تشکیک ایجاد می‌کند اما چندی‌پیش یرواند آبراهامیان سندی منتشر کرد که حکایت از وابستگی این گروه به کمینترن داشته است. این سند چندان جدی گرفته نمی‌شد(۲۱) تا اینکه اخیرا خسرو شاکری اسنادی از «فرقه جمهوری انقلابی ایران» مربوط به سال ۱۹۲۸ در کتاب خود تحت عنوان «تقی ارانی در آینه تاریخ» منتشر کرده که از وجود یک ارتباط محکم بین این فرقه و کمینترن حکایت دارد‌(۲۲)

با دستگیری ارانی و یارانش در اردیبهشت ۱۳۱۶ این تحرکات مارکسیستی خاتمه یافته، گروه او از هم پاشیده شد. مرگ ارانی در ۱۴بهمن سال ۱۳۱۸ زیر شدیدترین شکنجه‌های جسمی و روحی ماموران شهربانی تهران به‌عنوان نقطه عطفی در جنبش مارکسیستی ایران به‌شمار می‌آید.


پی‌نوشت‌ها:


۱- تحقیقی بر جنبش کمونیستی در ایران و مقالاتی از لنین؛ انتشارات ستاره سرخ؛ بیتا، ص۱۲


۲- خسرو شاکری، آرشاویر چلنگریان، تیگران درویش و…؛ نقش ارامنه در سوسیال دموکراسی ایران؛ به کوشش محمدحسین خسروپناه؛ پردیس دانش باهمکاری نشر و پژوهش شیرازه کتاب، چاپ اول ۱۳۸۸، صص۳۸- ۲۳ و صص۱۱۵- ۷۷


۳- ماشالله آجودانی؛ مشروطه ایرانی؛ نشر اختران، چاپ اول ۱۳۸۲، ص۴۱۱


۴- همان؛ و نیز تحقیقی بر جنبش کمونیستی در ایران و مقالاتی از لنین؛ ص۱۲


۵- تحقیقی بر جنبش کمونیستی در ایران و مقالاتی از لنین؛ ص۱۲، همچنین ن. ک به: عبدالصمد کامبخش؛ نظری به جنبش کارگری و کمونیستی در ایران؛ انتشارات حزب توده ایران، ۱۹۷۲میلادی، صص۱۳و۱۴ و نیز دوران نفوذ اولیه اندیشه‌های مارکسیستی در ایران؛ مجله دنیا، سال۳، دوره۲، شماره۴، زمستان۱۳۴۱ از انتشارات حزب توده ایران


۶- عبدالحسین آگاهی؛ پیرامون نخستین آشنایی ایرانیان با مارکسیسم؛ منتشره در خسروشاکری؛ اسناد تاریخی جنبش کارگری، سوسیال دموکراسی و کمونیستی ایران؛ ج۱، انتشارات علم: بیتا، ص۱۳


۷- یرواند آبراهامیان؛ ایران بین دو انقلاب؛ نشر نی، چاپ اول ۱۳۷۷، ص۱۳۰ و نیز پیدایش مارکسیسم در ایران؛ سال۳، دوره۲، شماره۳، زمستان ۱۳۴۱، صص ۴۷-۵۲ از انتشارات حزب توده ایران


۸- ۱۳ Sepehr Zabih; The Communist Movement In Iran; University Of California Press Berkeley & Losangeles1966, p 55 و نیز پیشگفتار مترجم فارسی همین کتاب: پروفسور سپهر ذبیح؛ تاریخ جنبش کمونیستی در ایران؛ ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی، موسسه مطبوعاتی عطایی ۱۳۶۴، ص۱۲


۹- عبدالحسین آگاهی؛ پیرامون قدیمی‌ترین سند چاپی از تاریخ سوسیالیسم در ایران؛ منتشره در خسروشاکری؛ اسناد تاریخی جنبش کارگری، سوسیال دموکراسی و کمونیستی ایران؛ ج۱، انتشارات علم: بیتا، ص۵


۱۰و ۱۱- همان


۱۲- ایران بین دو انقلاب؛ ص۱۳۰


۱۳- در بایگانی جمهوری ارمنستان ازجمله در انستیتوی سابق مارکسیسم- لنینیسم درباره سلطان‌زاده آمده: «آویتیس سلطانویچ (میکاییلیان) در شهر مراغه ایران در سال ۱۸۸۳ در یک خانواده روستایی متولد شده است. او در ۱۲ سالگی به روسیه می‌رود و در آنجا نیز درمی‌گذرد. انستیتوی بازرگانی مسکو را تمام کرده است. از سال ۱۹۱۳عضو حزب سوسیال دموکرات (بلشویک) روسیه می‌شود و در کنگره‌های حزب و کنگره‌های کمینترن شرکت کرده است. او مشاور لنین در مسایل شرق بود. در سال ۱۹۲۱ عضو کمیته مرکزی اجراییه کمینترن و نماینده شورای مسکو بود. در ادارات شوروی در سال‌های آغازین انقلاب اکتبر در تنظیم قانون برای مصادره اموال بورژوازی مشارکت و در عین حال رهبری این عمل را برعهده داشت. در سال‌های دهه ۱۹۳۰ او رییس هیات‌رییسه بانک صنعتی بود. روز ۲۰ ژانویه ۱۹۳۸ از سوی وزارت داخله زندانی شد. روز۱۶ ژوئن ۱۹۳۸ محکوم به ۱۰ سال زندان بدون حق مکاتبه گردید. در نهم ژوئن ۱۹۵۶ در محکمه نظامی از او اعاده حیثیت شد.» به نقل از بابک امیرخسروی؛ مهاجرت سوسیالیستی و سرنوشت ایرانیان؛ انتشارات پیام امروز چاپ دوم۱۳۸۲، ص۴۶


۱۴- این متن نخستین بار در نشریه Zhizn National Nostei یا «زندگی ناسیویالیستی»در شماره ۴۷ چاپ دسامبر ۱۹۱۹ منتشر شده و متن فارسی آن نیز در کتاب تاریخ جنبش کمونیستی در ایران؛ ص۴۰ موجود است.


۱۵- انترناسیونال کمونیستی؛ ۱۹۲۰ شماره ۱۳، ص۲۵۵۱ به نقل از دو سند از فرقه کمونیست ایران؟ انتشارات علم، چاپ اول ۱۳۵۹، ص۵


۱۶- محمدتقی بهار؛ تاریخ احزاب سیاسی ایران؛ انتشارات امیرکبیر ۱۳۴۴، صص۱۶۷-۱۶۶


۱۷- گفتنی است این قانون ‌پیامد فرار یکی از افسران سازمان جاسوسی شوروی (گ. پ. ا) به نام ژرژ سرگئی‌یویچ آقابکف و انتشار خاطراتش در روزنامه لوماتن چاپ پاریس بود. آقابکف در این نوشتارها از کسانی نام برده بود که در دوران ماموریتش در ایران برایش جاسوسی کرده بودند. این قانون در دوره ریاست سرتیپ محمدحسین آیرم اوایل خردادماه ۱۳۱۰ به مجلس شورای ملی رفته و در ۲۲ خرداد همان سال به تصویب رسید ن. ک به: مرتضی سیفی‌فمی‌تفرشی؛ پلیس خفیه ایران۱۳۱۰-۱۲۹۹ انتشارات ققنوس؛ صص۱۴۷و۱۴۸


۱۸- در بسیاری از منابع ازجمله پروفسور سپهر ذبیح؛ تاریخ جنبش کمونیستی در ایران؛ ص۱۲۲ رشته تحصیلی ارانی فیزیک ذکر شده است اما او در رشته شیمی ادامه تحصیل داده و حتی در بازجویی‌های خود عنوان می‌کند که از طریق تدریس شیمی و تکنولوژی در ایران روزگار می‌گذرانده (به نقل از حسین فرزانه؛ پرونده پنجاه‌وسه نفر؛ ص۲۵۶) از سوی دیگر عنوان رساله او Die ReduzierendenWirkungen Unterphosphorigen Säure Auf Organischen Vebindungen [خواص احیاکننده اسید هیپوفسفریک] موید این واقعیت است. برای اطلاعات بیشتر در مورد زندگی ارانی ن. ک به خسرو شاکری؛ تقی ارانی در آینه تاریخ؛ نشر اختران، چاپ اول۱۳۸۷، صص۱۸۲ و۱۸۳، حمید احمدی؛ تاریخچه فرقه جمهوری انقلابی ایران و گروه ارانی؛ نشر اختران، چاپ دوم: ۱۳۸۷، ص۳۶ و نیز دنیای ارانی؛ باقر مومنی؛ انتشارات خجسته، چاپ اول ۱۳۸۴، صص ۱۵۶- ۵۷


۱۹- ارانی این عنوان را که ترجمه فارسی «لوموند» روزنامه مشهور فرانسوی است پس از رد نامه‌ای «تندر» و «ماتریالیزم» توسط وزارت معارف به پیشنهاد ایرج اسکندری بر نشریه تئوریک خود گذاشت. برای اطلاع دقیق پیرامون این موضوع ن. ک به: باقر مومنی؛ دنیای ارانی؛ انتشارات خجسته: ۱۳۸۴، صص۱۶- ۱۳ و نیز کاوه بیات و مسعود کوهستانی‌نژاد؛ اسناد مطبوعات (۱۳۲۰- ۱۲۸۶ هـ. ش)؛ سازمان اسناد ملی ایران: ۱۳۷۴ صص ۵۳۳- ۵۳۱ همچنین ر. ک به: ایرج اسکندری؛ خاطرات سیاسی ایرج اسکندری؛ موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی: ۱۳۷۲، ص۶۲


۲۰- سپهر ذبیح؛ تاریخ جنبش کمونیستی در ایران؛ ص۱۲۲ همچنین انور خامه‌ای؛ پنجاه نفر وسه نفر؛ سازمان انتشارات هفته ۱۳۶۲، صص ۷۳ تا ۸۳ و نیز احسان طبری؛ ایران در دو دهه واپسین؛ صص۲۷۵-۲۷۶


۲۱- مازیار بهروز در کتاب شورشیان آرمان‌خواه با اشاره به انتشار این سند در نشریه کنکاش شماره۷؛ زمستان۱۳۶۹ صص ۷۲-۱۶۵ کماکان تاکید می‌کند: «با این حال، تا زمانی که اطلاعات قانع‌کننده‌تری به دست نیامده، موضوع لاینحل باقی می‌ماند.»


۲۲- خسرو شاکری؛ تقی ارانی در آینه تاریخ؛ نشر اختران، چاپ اول۱۳۸۷؛ صص ۱۵۷ تا ۱۷۹



دسته: مقاله | نويسنده: admin



ارسال نظر غير فعال است.

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image