برگه‌ها

نوامبر 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30  
 
No Image
خوش آمديد!
شعری از فائزه جوان الماس پيوند ثابت


جنگ جهانی سوم

از اتاق خواب من شروع شد

عطرهایم بوی باروت می دادند

و تانک هایی شبیه تخت خوابم

مرا نشانه گرفتند

هیچ چیز غیر عادی نبود

سربازان مفقودالاٍثری

سر کوچه فال می فروختند

و مین هایی مدام

در متروها

و اتوبوس ها

خنثی می شود

ساعت ۷ صبح

شلیک می شود وسط شهر

و سربازان با جلیقه های ضد گلوله می دویدند

همه چیز خوب بود

حرفی از مرگ نبود

و آژیرهای خطر بتهوون پخش می کردند

اما نمی دانم چرا

هیچ کس نمی خندید

دوستی نداشت

و حرفی از عشق نمی زد

جنگ جهانی سوم

از اتاق خوابمان شروع شد

و همگی انگار

سربازانی شده ایم در خط مقدم

که خواب آتش بسی ، آرام می بینیم


دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
مهران گفته:

آفرین برکلام وقلم شما

نغمه گفته:

فائزه جان بی نهایت لذت بردم … خیلی عالی بود و ذوق شعر تو واقعا که ستودنی ست.

غلامرضا نصراللهی - اصفهان گفته:

لام شاعر گرامی
شعرتان مواجهه تازه ای با موضوع جنگ است . نگاهی که با طنزی تلخ صحنه های خشن جنگ را با زندگی روزمره می آمیزد و تصویری تامل برانگیز ارائه می دهد.
دعوتید به ضیافت کلمات در وبلاگ من. و چشم به راه نظرات ارزشمند شما.

حسين عباسي گفته:

سلام خانم جوان الماس
شما اگه همون فائزه ای باشید ک تو علامه درس میخوند بدون ک دلمون براتون تنگ شده….
محض یادآوری کلاس اقتصاد عبدالمالکی همکلاس بودیم
مرحبا ب ذوق الماسیتون…

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image