برگه‌ها

می 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
25262728293031
 
No Image
خوش آمديد!
نگاهی اجمالی به رمان من نوعروس ام…/حمید رضا اکبری شروه پيوند ثابت

 

من نوعروس ام زیر درخت سرو

انتشارات افراز ـ  ۱۳۹۰

 میترا بیات

 ________________________

 

من نوعروس ام زیر درخت سرو در چند خانه ، از درون آینه ای آغاز می شود تا خانه  آخری که باا ین جمله به خواننده ضربه می زند :

توی آینه سروی نیم سوخته ام و دارم گریه می کنم . ص  ۱۶۷

رمان بر اساس شیوه تک گویی ذهنی نگاشته شده و نویسنده  از چند نماد به  خوبی استفاده کرده است ؛ آینه و دیگری سرو که از همان خانه اول ذکرشان می رود تا پایان رمان .

زن در آینه پوست  می اندازد و دوست دارد کبوتری شود تا بتواند پرواز کند .

 از این سخنان که بگذریم نویسنده از وجهی، نگاهی تازه به ظلمی دارد که در جامعه ی سنتی به زنان می شود؛زجری که فرشته از صفی می کشد و همین امر موجب می گردد تا شخصیت محوری رمان ،دچار توهم شود .

صفی مکثی کرد و دوباره گفت : زن مرده است که باشد ، عوضش خونه و ماشین داره ، دوتا پسر مامانی هم داره که خیال تو رو راحت می کند . ص ۹

من مثل سگی که دم تکان بدهد ، سر تکان می دادم که یعنی پیدا می کنم . ص ۲۰

البته این موضوع از همان شروع خوانش خانه اول کتاب لو می رود ، ولی تعلیق کار خواننده را با خود می کشاند ؛ همراه با بافت ساده نثر کتاب که تأثیری مثبت در خوانش بر جای می گذارد و ما را با ساختار کلاسیک رمان ، در روایتی نو به سوی مدرن شدن پیش می برد و فرمی را پی ریزی می نماید که در گردش روایت تو در تو ، رمان را جان تازه ای می بخشد .

مطلب دیگر به بازی گرفتن زمان است و پرش آن که فضایی رو به جلو را برای خواننده خلق می کند و اینجاست که خواننده متوجه می شود هر چقدر به خانه های آخری نزدیک می شود، تازه دارد به ابتدای داستان می رسد و هر آینه ی موجود در آرایشگاه خود حاوی مطلب تازه ای از زجر این نوعروس است .

همان گونه که گفتم روایت داستانی این رمان بر پایه تک گویی ذهنی می چرخد .

 

احساس می کنم ابر وهای من هر لحظه بالا و بالاتر می روند . می خواهند از توی سقف اتاق بیرون بزنند و دوباره مانند خنجر فرو بروند میان دلم . دلم هزار پاره بشود . خون دلمه بسته توی دلم سرریز شوند کف آرایشگاه .ص-۷۲

اما وقتی از تکنیک سیال ذهن استفاده می شود ،باید لایه های پیش از گفتار بر گفتار های عقلی برتری تعین کننده ای پیدا کنند ، زیرا چیز هایی که در ذهن شخصیت نوشته ، به صورت کلمه نمود پیدا نمی کند ، بلکه باید نوشته شود و خواننده نیز آن را حس نماید . اینجا نویسنده ،خوب توانسته گذشته را به صورت در هم ریخته ای در ذهنیت شخصیت رمانش بیاورد ، نویسنده از رجعت خطی دوری جسته و من خواننده با کنار هم گذاشتن این تکه پاره های ذهنی یکجا به کلیت گذشته شخصیت اصلی رمان پی نمی بریم و این از محاسن جریان سیال ذهن است و از این رو ما به علت گسست های مکرر در متن داستان گیج نمی شویم .

 هارالد واینریش در جایی می گوید : برای باز نمایی گذشته یک سطح پدید آورید . این سطح صاف یا مواج چه بسا در جریان پیگیری رخداد های زمان به یک مارپیچ تبدیل شود و خواننده بتواند به اتکای آن موقعیت شخصیت را در زمان های مختلف شناسایی کند . از این  رو، رمان خانم بیات بر همین امر اتکا دارد .

 

موضوع دیگری که می توان به آن اشاره داشت ، شخصیت این رمان یک بر ساخت است که خواننده از کنار هم چیدن نشانه های مختلف پراکنده در سر تا سر متن در ذهنش به ان می رسد ؛چرا که گفتار این ژانر به واسطه محتوا و شکل ، چه در مکالمه و چه در ذهن نشانه ای از خصلت شخصیت است و از این طریق می توانیم به اصالت مکان زندگی ، طبقه اجتماعی یا حرفه شخصیت پی ببریم .

 

موضوع دیگردر این رمان ارتباط زبانی می باشد که نقش زیبا شناختی و ادبی پیدا می کند و کارکردی هم سخنانه دارد . در چنین وضعی هدف تنها رساندن اطلاعات و آگاهی به مخاطب نیست . بلکه هدف ایجاد تماس و به جریان انداختن گفتگو می باشد به قول یاکوبسن زبان فقط ابزار و وسیله ای برای ارتباط نیست ، بلکه کارکرد های متفاوتی را می تواند به انجام برساند .

و آخر این که نویسنده این کتاب در رویکردی متفاوت در باب خرده روایت ها طوری عمل کرده است که در خدمت داستان روایت شده و هرکدام کارکردی مستقل برای خود دارند و در مجموع در پلات بعدی روایت ، نقش بسزایی ایفاد می کنند که همانا نقطه اتصال به متن نیز به شمار می آیند که می تواند نوعی ساختار شکنی محسوب گردد .

 

 

دسته: نقد و نظر | نويسنده: admin



ارسال نظر غير فعال است.

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image