برگه‌ها

دسامبر 2018
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  
 
No Image
خوش آمديد!
شعری از مهتاب کرانشه پيوند ثابت

مثلث بودیم !

معلق در رعایتِ عادت ها

با ضلع های ساقه ایِ دریغ و درد.

زخم بودی

در آستین پنجه هات

جاری در جراحت های کلامی هر روز!

مثل جنینی که میل ِ به او، در من جنبشی حتمی داشت / مثل آغوشی قلابی

بخاری در چشم های بسته ی بی ادعا

چیزی که درحال رویش بود، مثل نسیمی از استخوان خاجی ام بیرون ریخت.

من میل به جنین خودم را داشتم / میل به فریب ِ جاودانه و تاریخی سرانگشت هام

و سرانگشت هام باردار ازتشابه های بوسه ای تکراری شدند.

چیزی از جنس هپروت ، در نت های زیاد و کم.

بروز شوق از هیچ سمت!

دور بر می داشت /خنده خنده می شد در لاله های آبی

و شعری می شکست در گلویم / فرو می ریخت.

مثلث بودیم

با سرهای سیاه ِ بی برو برگشت

و معلق در رعایتِ عادت ها!

 

دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
سامان سپنتا گفته:

شعرت با یکی دو بار خواندن به صید در نمی آید مهتاب ! و ژن هایش ناشناخته می مانند و تا دی ان ای اش را خواننده ی سخن به دست نیاور ذاتش را به دست نخواهد آورد این را مخاطب می گوید مخاطبی که سرطان شعر ، تمام بافت هایش را به تصرف خود در آورده است

محمد حسین میمندی گفته:

آمیزه طرح های بی بدیل و استعاره های ناب میتواند چنان به هم بافته شوند که اندیشه را سالی به سگالیدن بکشاند
مثلث همان مثلث حریق است گویی که شعله هایش سرکش و وحشی و رها از قید های خامی و نا پختگی تا اوج ها زبانه می کشند و فراز و فرودهایشان زیبایی بی نظیری بر پیش تماشا می گذارند
سرفراز باشید

محمد حسین میمندی گفته:

آمیزه طرح های بی بدیل و استعاره های ناب میتواند چنان به هم بافته شوند که اندیشه را سالی به سگالیدن بکشاند
مثلث همان مثلث حریق است گویی که شعله هایش سرکش و وحشی و رها از قید های خامی و نا پختگی تا اوج ها زبانه می کشند و فراز و فرودهایشان زیبایی بی نظیری بر پیش تماشا می گذارند
سرفراز باشید

نیره نورالهدی گفته:

بروز شوق از هیچ سمت!

دور بر می داشت /خنده خنده می شد در لاله های آبی

و شعری می شکست در گلویم / فرو می ریخت….سرشار از معنا بود .و بی نهایت در برگیرنده ی تصاویری ناب…نویسا باشی مهتاب عزیز…♥

باباکوشا گفته:

دس مریزاد بانو
چه به موقع می رسد امروز حضورت
مث این خط

جاری در جراحت های کلامی هر روز!

معلق در رعایتِ عادت ها

اصلا همه سطرها زیبا و به جا نشست
ممنون

شایان گفته:

و سرانگشت هام باردار ازتشابه های بوسه ای تکراری شدند.

این فراز را بسیار دوست داشتم هرچند تمامی شعر بسیار تو در تو است و حاصل احساسی پیچیده اما میل به برون شدن از حصارهای نامرئی و میل به سمتی آشنا و پرهیز از پیرامون بیشتر به چشم می آید

فاطمه اختصاری گفته:

سلام بر مهتاب بی معرفت
خوبی عزیزم؟
شعر قشنگت رو خوندم
امیدوارم هر جا هستی مثل عکست شاد و خندون باشی

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image