برگه‌ها

ژوئن 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
2930  
 
No Image
خوش آمديد!
چند شعر از پرهام سرکشیکی پيوند ثابت

 

۱ـ

با تمام تلخی اش گاهی زیباست
لاشه ی ماده آهویی
بر دوش مرد شکارچی
که برای کودکانش
لبخند شکار کرده است !

۲ ـ

کرکس ها
شاعر می شوند
وقتی پلنگ
روی پوست آهو
به بچّه هایش
نقّاشی
یاد می دهد

۳ ـ

 
خانه ای غمگین
و دریایی
شاد می شود
وقتی
تور را
خالی از آب
بیرون می کشد
ماهیگیر …

۴ ـ

پاییز در پنجره ریخته بود
و شیروانی پیر ، بی حوصله ، دست رد می زد بر سینه ی
قطرات پرهیاهوی باران
من و تو
در ایوان کوچک خانه چشم هایمان را
به این منظره دوخته بودیم
و من
یواشکی
نفس هایت را
نت به نت یادداشت می کردم
باد آهسته
تار موهایت را می نواخت
و تو
چشمانت را به آسمان
پیشکش کرده بودی
آری
نگاهت را
از آسمان نگیر
برای پرواز
بال و پر کافی نیست
پرنده را
برای پرواز
بهانه ای باید …

 

دسته: شعر | نويسنده: admin


نظرات بینندگان:
يحيي رضاپور گفته:

درود
فوق العاده بود این جهان بینی شما قابل تحسین است.

آیسا حکمت گفته:

زیبا و قابل احترام.

میترا عرب گفته:

سلام و عرض ادب

بسیار زیباست و تأمل برانگیز

هر سه عالیست اما سومی را شاعرانه تر و عمیق تر و دلنشین تر دیدم

برای بیان برداشتم، مشتاقم و لیک فرصتم کم و خسته از این روزی که گذشت و اما
شاید وقتی دیگر

xc گفته:

ghashang bood va pore harf

وحید عمرانی گفته:

سلام

سایت بسیار خوبی است. درود بی پایان بر شما. موفق باشید.

حسام مالکی گفته:

سلام پرهام جان ، اثرات واقعا شعر محض نبود ، یه تابلوی نقاشی
بود که با مخاطب حرف می زنه … آفرین … سبک جالبی داری
…نگاهت به پیرامونت زیباست
اثر آخرت بسیار تصویر سازی نابی داشت ولی به نظرم به نثر نزدیک
شده بود و بیشتر به داستانی کوتاه می موند ولی چند خط آخر بسیار
زیبا بیان شده و خودش میتونه یه شعر کوتاه باشه:
نگاهت را
از آسمان نگیر
برای پرواز
بال و پر کافی نیست
پرنده را
برای پرواز
بهانه ای باید …

عسل گفته:

چه کس را باید دل سوزاند…ماهی یا ماهی گیر…..

کارهایتان زیبا بود…سبز باشید واهورایی

فاطمه اختصاری گفته:

ممنونم از لطف و مهربانیت پرهام عزیز
خوندم شعرهات رو
زیبا هستند
موفق باشی همیشه

میم.نون گفته:

سلام جناب سرکشیکی
از شعراتون لذت بردم. امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید

نازنین از دیار سبز گفته:

درود دوست من .. .شعرهای زیبایی رو اینجا خوندم
جدا خسته نباشید

آیدا پارس پور گفته:

سلام
ممنون از دعوت
کارتون جالبه …

محمّد نقیان گفته:

سلام بر شما؛
اشعار زیبایی بودند.
لذّت بردم.
شاد و سلامت باشید[گل]

منيره حسيني گفته:

با لذت خوندم

بچه های این سایت موفق و سربلند باشید

سامان سپنتا گفته:

ساده می نویسی پسر! و این البته بد نیست .

سرانی گفته:

با درود

دو شعر اول که برش عمیقی را نشان می دهد بعلاوه ی تصویر ارایه شده که سرشار از حس شاعرانگی است .شعر آخر زبان شکل بیانی بخود گرفته است و شعر قوت لازم را ندارد . مانا و نویسا باشید .

سامان سپنتا گفته:

پرهام عزیز ! باهات کمی حرف دارم . اگر صلاح می دانی نشانی ایمیل و یا وبلاگت را (اگر وبلاگی داری) برایم بگذار. سپاس!

میترا عرب گفته:

سلام جناب پرهام سرکشیکی

دوست داشتم زودتر خدمت برسم، اما فرصت نشد.
همانطور که قبلن گفتم من شعر آخر را بیشتر دوست داشتم. اگرچه همه زیبا و عالی است، اما کمی به شعر چهارم می پردازم.

“پاییز در پنجره ریخته بود”
– پاییز نماد خزان و غم و پنجره نماد امید
پس وقتی پاییز در پنجره می ریزد، یعنی امیدها به ناامیدی گرائیده

“و شیروانی پیر”
– شیروانی پیر می تواند نماد یک فرد باشد یا نماد روزگار و ایام

“بی حوصله
دست رد می زد بر سینه ی
قطرات پر هیاهویِ باران!”
– این روزگار و یا این فرد پیر که ظاهرن قدرتی دارد! چرا که راه را بر باران بسته است، دست رد بر سینه ای این قطرات که با هیاهو و شور خود می خواهند بر او و بر زیر شیروانی، بر اهالی خانه، ببارند؛ و سبب پاکی و زلالی و رویش و سبزی شوند، می زند! آنهم با بی حوصلگی… یعنی حاضر نیست به آنها گوش دهد و از این هیاهو ناراحت است…!

“من و تو”
این ترکیب نشان از ما دارد

“در ایوانِ کوچک خانه”
– خانه را که اکثرن می دانیم نماد چیزهای زیادی است از جمله وطن

“چشم هایمان را
به این منظره دوخته بودیم”
– پس: ما این واقعه را از ایوان: یعنی در صحنه بودن، نه از پشت دیوارها شنیدن، بلکه با چشم خود ، می دیدیم!

“من یواشکی”
– یواشکی کاری را کردن، یعنی ترس. یعنی مخفیانه و بدون آنکه کسی بفهمد. چرا که اگر بفهمند، مانع می شوند!…

“نفَس هایت را
نت به نت یاداشت می کردم”
– من(نوعی) این وقایع را، این هیاهو و تلاش باران را، این دست رد بر سینه ی پاکی را…. این نفس های پر از حرف تو را که در (سکوت) نمود بیشتری داشت را، همه را به خاطر می سپردم..!

“باد، آهسته”
– این دو نشان از گذر و مرور زمان دارند

“تار موهایت را می نواخت”
– گویی خبر از پیر شدن دارد

“و تو
چشمانت را به آسمان
پیشکش کرده بودی”
– امیدی که از این اوضاع نداشتی، پس امیدت را به(ماورا) خدا بسته بودی تا شاید بهار به این پنجره برگردد. به رویاها و به پرواز می اندیشیدی

“آری
نگاهت را از آسمان نگیر
برای پرواز
بال و پر کافی نیست
پرنده را
برای پرواز
بهانه ای باید”
=======
دوست من این سپید، از نظر دستوری بی نقص، و از جهت ارتباط افقی و عمودی هم از نظر من بسیار خوب، و دارای وزن درونی به نسبت خوبی است، اگر که درست خوانده شود.
اگر به چشم یک داستان به آن نگاه کنیم، شبیه نثری ادبی است.(طبق گفته دوستمان)
اما این یک داستان نیست. این یک تصویر سازی عالیست. به شکلی که شاعر احساسش را از درد خود و درد من و تو،… به زیبائی تمام به تخیل درآمیخته و به تصویر کشیده است… و هنر شعر سپید در همین است و اگر خالی از این باشد = نثر خواهد شد…

من به شما برای این شعر سپید زیبا تبریک می گویم.
درود بر شما دوست عزیز

تصویر پردازیهایتان در شعرهای دیگر هم عالیست و من ارتباط خوبی پیدا کردم که چه می خواهد بگوید… اما این بیشتر به دلم نشست….

setare گفته:

faghat ye kalam mesle hamishe………

مهسا گفته:

زیبا بود…ادم میتونست کامل تصورش کنه..قدرت توصیفش توی چشم بود :-).

غزال مرادی گفته:

سلام
هر سه شعر را خواندم
ونقطه مشترک هرسه توضیح دادن های شاعر بود بهتر است زواید کارت را کم کنی.
ضمایر می توانند به قرینه فعل شان حذف شوند
تصویر ها در کار خوب نشسته بودند که به نظر من می تواند با ویرایشی دیگر خصوصن در کار سوم به ظهور برسند.
گاهی به جای صفت ها واضافی های ترکیبی بهتر است تصویری ساخت یا نشان داد.
سعی کن از ترکیب های اضافی ووصفی در شعر کمتر استفاده کنی

نعیم ساجدی گفته:

جناب سرکشیکی سلام
قلم شما متفاوت و بسیار قویست
من کرکس ها رو خیلی تامل برانگیز دیدم
آفرین بر شما شاعر جوان

مهيا برزگر گفته:

`پرهام
پرهام عزیزم
حس خوبی داره وقتی نوشته هات رو میخونم و اشک شوق جلوی دیده مو میگیره و این که می تونم پیشرفت و موفقیتت رو خیلی نزدیک ببینم
من یه عامی هستم و هیچ چیز در مورد ادبیات نیدونم اما به نظرم نگاه تازه و غیر کلیشه ای تو دید جدیدی که داری و بازی با کلماتی که واقعا پیشه تو هست و هوش سرشارت دقت زیادت مطالعاتت و قدرت و نبوغت در ربط دادن و پیدا کردن نکات مشترک بین پدیده های مختلف . درک کردن سوژه ها و شخصیت هایی که در نوشته هات استفاده میکنی و حتی گاهی بازی کردن با افکار مخاطب همه و همه باعث بوجود اومدن این نوشته های تک و به یاد موندنی شده که به نظر من می ره که یک سبک جدید بوجود بیاره حتی .

من کاااااااااااااااااملا قبولت دارم و همین جا همین جا به تو بهترینم میگم که موفقیت های بزرگی در انتظارت هس و من یعنی خانوادت و دوستانت همیشه همیشه و همیشه بهترین اتفاقا رو برات از خدا می خوایم.
توکل به خدا

رضا منصوری گفته:

عالی بود.موفق باشی
طی می کنم

تمام مسیر را که رفته ای

و بر می گردم

نیامدنت را

و در مسیر اتاق تا در حیاط

چند سال

پیرتر می شوم…

“رضا منصوری”

رضا گفته:

شعر سوم بکر بودن شعر اول رو نداشت. خطوط آخر شعر آخری کلیشه هست.

سامان علوی گفته:

`سلام پسر خاله ی عزیزم خیلی خوشحال شدم وقتی شندم در کارت پیشرفت کردی ارزوی موفقیت برای تو اگر تونستی تشریف بیار تو وبلاگم ونظر بذار

مجيد عبدالله زاده گفته:

سلام پرهام جان ، پسر دایی عزیز توفیق روز افزون رو واست آرزومندم

معصوم جبارپور گفته:

شعراتون بی نظیره / موفق باشین.

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image