برگه‌ها

اکتبر 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
 
No Image
خوش آمديد!
دو داستانک از سام محمودی پيوند ثابت

 سام محمودی سرابی

۱ ـ رقصی چنان

مرد سرش را پایین خمانده بود و نمی شنید فریادی را که به همان لهجه سر پل جوادیه خطابش می کرد :

ـ … هی! همونطوری که آبم می کنی، آبت می کنم؛ سیام کنی، سیات می کنم؛ هرجوری که برقصونی، می رقصونمت.

مرد شنیده بود انگار در پایان آن والس و خفه کرده بود فریاد رقاصّه روی زرورق را میان دست های لرزانش.

او ایستاده بود ؟

۲ ـ خاک سفید

مرد مردانه می گریست و دستانش زنانه می رقصیدند ؛ بی حضور هیچ زن عشوه گری که بخواهد دلربایی کند؛خیره مانده بر خاک سفید… ” خاک سفید”   که جای عروس گرفته بود برای هماغوشی در بستر سرنگ.

 

 

 

 

 

 

دسته: داستان | نويسنده: admin



ارسال نظر غير فعال است.

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image