برگه‌ها

آوریل 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  
 
No Image
خوش آمديد!
دوشعر از آنا آخماتووا / شاپوراحمدی پيوند ثابت

 

۱ ـ ترانه‌ی آخرین دیدار

 

قلبم چایید و کرخ شد

امّا پاهایم سبک بودند.

دستکش دست چپم را کشیدم

بر دست راستم.

 

به نظر پلّه‌های بسیاری بودند.

می‌دانستم ـ فقط سه پلّه بودند.

خزان به نجوایی از میان درختان افرا

تمنّا می‌کرد: «همراهم بمیر!»

 

من فریب خورده‌ام از آن ناخوشایندی،

دگرگون شده ‌با سرنوشتی دروغین.»

پاسخ دادم: «جانم، جانم!

من نیز: با تو خواهم مرد.»

 

این است ترانه‌ی آخرین دیدار.

خانه‌ی تاریک را نگاهی کردم.

فقط در اتاق‌خوابی شمع ها می‌سوختند

با شعله‌ای زرد و بی‌خیال.

Song of the Last Meeting

 

My heart was chilled and numb

but my feet were light

I fumbled the glove for my left hand

onto my right

 

It seemed there were many steps

I knew – there were only three

Autumn, whispering in the maples

!kept urging: ‘Die with me

 

I’m cheated by joylessness

changed by a destiny untrue

!I answered: ‘My dear, my dear

I too: I’ll die with you

 

The song of the last meeting

I see that dark house again

Only bedroom candles burning

the yellow, indifferent, flame

 ۲ ـ او سه چیز را بسیار دوست داشت

 

او سه چیز را بسیار دوست داشت :

طاووس های سفید، نیایش شامگاهی

و نقشه‌های عتیقه‌ی آمریکا.

بیزار بود از زاری بچّه‌ها

و مربّای تمشک با چای

و پرخاشجویی زنانه.

ومن همسر او بودم …

” : He loved three things ، alive  “

:He loved three things, alive

white peacocks, songs at eve

and antique maps of America

Hated when children cried

and raspberry jam with tea

and feminine hysteria

…and he had married me

 

دسته: ترجمه | نويسنده: admin



ارسال نظر غير فعال است.

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image