برگه‌ها

آگوست 2019
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  
 
No Image
خوش آمديد!
شعری از شاپوراحمدی پيوند ثابت

شاپوراحمدی

شبگیری را می‌ستایم که هرگز دروغ نبوده است

و صورت تابناک بچّه‌ها را به هم رسانده است.

سکّوهای فرسوده‌ی رود را با پنجه‌های قلمی سابیدیم.

حلقه‌های شاد و برنز یواش‌یواش جاده‌ی شکوفا را انباشتند، آه!

هر شب تا دیروقت یک شانه‌ام که سورمه‌ای بود، همسنگ چشمه‌ای می‌سوخت.

گاهی ناخواسته پهلو به  پرچین های سرد بهشت می‌دادیم

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از هادی بیگی پيوند ثابت

طبیعت

در حل بحران تنهایی

تأخیر دارد.

انتظاراتم را به گور خواهم سپرد:

درخت گیلاسی

در آستانه بهار

و به نخستین زنی که می روید،

پیوند می خورم .

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعراز پژمان الماسی نیا پيوند ثابت

 

نام کوچکت

سه حرف ساده

سه حرف بی‌جان

سه حرف پریده‌رنگ

تنها سهم من

از تو .

 

یلدا

هرچند ساده، کوچک و دور

دوستت داشتم

دوستت داشتم و

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از نادرچگینی پيوند ثابت

می ترسم از خیابان

که مدام سرفه می کند لبخند باد را

حادثه ای در من عطسه می شود

پرسه می شوم دربلند این خیابان

درعابرانی که  پیاده روهارا سر می روند 

چرای این تمام شدن را نمی دانم 

که سالهاست آوار می شود

در پشت شیشه های اکنون

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از پرهام سرکشیکی پيوند ثابت

 

۱ـ

با تمام تلخی اش گاهی زیباست
لاشه ی ماده آهویی
بر دوش مرد شکارچی
که برای کودکانش
لبخند شکار کرده است !

۲ ـ

کرکس ها
شاعر می شوند
وقتی پلنگ
روی پوست آهو
به بچّه هایش
نقّاشی
یاد می دهد

نظرات[۲۷] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
من ، شب ،کلاغ / لیلافرجامی پيوند ثابت

خالی ترین کوزه ست شب

با کلاغ سرخی بر لبش
که گاه تکی می زند
تا قطره آبی بگیرد
به منقار
باز

(ماه همیشه تشنه باز می گردد)

خالی ترین کوزه ست شب

نظرات[۶] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از آیسا حکمت پيوند ثابت

هر روز  

به صورتت نگاه می کنم

یک خط به سرنوشتت اضافه می شود

هر روز

بیشتر از دیروز ترا دوست می دارم

مهربان تر می شوی

خدای من

 تعارف  ندارم

آه می کشم

دنیا در چشمهایم تنگ و گشاد می شود

و جوانه ای از پای دندان پوسیده ام سبز

نظرات[۱۶] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از رضیه حکیمی پيوند ثابت

۱ ـ

کلمه ای نیست

هیچ!

میان «من و تو»

این “واو” حرف بی‌ربطی است.

۲ ـ

ما هردو از اهالی همیم؛

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از پگاه عامری پيوند ثابت

 هزاران    آشنا   در   چهره ات   پیداست    انگاری

صمیمانه    نگاهم   می کنی  !  رویاست   انگاری

چه سرگردان  به  هر  جا می روی  با  پای  آواره ! 

سلام  ای  دلپذیرم !   جای  تو   اینجاست   انگاری

به   سویم   آمدی  ،  من   بی نهایت  دوستت  دارم

بر   این  باور  که  روحت  مثل من تنهاست انگاری

نظرات[۱۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از نگین افشاری پيوند ثابت

افسوس عشق ما، که به انکار برده اند

درد مرا به شعر و به گفتار برده اند

 

اینجا چرا شبیه تو عاشق ندیده ام

شور تو را به سازه ی اشعار برده اند

نظرات[۴] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از اعظم حسن تقی پيوند ثابت

۱ ـ

لبخندت را ورق می زنم…

 ورق می زنم

خودم را

تو را

ما بی هم

چقدر پیر شده ایم

با لب هایی

شبیه ِ گل های گلخانه…

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از سودابه مهیجی پيوند ثابت

انگار زنی خیابانی باشد

باید با بوق زدن های ممتد

در چارراه ها و خیابان های گرسنه به دنبالش بگردیم

لا به لای سلاّخان

در همین خیابان ها دست به دست می شود

نظرات[۵] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
معجزه / داوود خان احمدی پيوند ثابت

 

تو بخواهی

کلمات ام را می­ فرستم برایت

صف شیر

صف سهام عدالت

می­ فرستم تا بچّه ­هایت را سرگرم کنند

وقتی داری

راز خیس عشق را به شوهرت می ­گویی

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ترکیب بندی از محمّد قائدی پيوند ثابت

 

حال بی حوصله ی من به جهنّم برفی ست

حرف ناگفته ی این شاعر مبهم برفی ست

همه گفتند که اسم همه آدم برفی ست

یک نفر گفت: چه خوب است هوا هم برفی ست!

 

یادم افتاد به آغوش تو و یخ کردم

با لبم سوزن لبهای تو را نخ کردم

نظرات[۱۶] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از کورش زرفتن پيوند ثابت

کورش زرفتن 

تولّد : میبد یزد ،۱۳۵۲ش .

شعر زیر از کتاب ” آوای حفره های سرد ”  اوست که چاپ نخست آن در ۱۳۸۹ ش ، از سوی انتشارات قداست ( اردکان ) ، در ۱۲۰۰ نسخه منتشر شده است .

___________________________________

امشب

بر فراز رود

بر بلندای روحانی همه ی امواج

صلیب می کوبم

وتو

با اندام برهنه ی لاغرت

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از حمید شرفی پيوند ثابت

 

حمید شرفی

این شعر دارد با خودش افسانه ای را دور می ریزد

دلشوره ی آتش میان لانه ی زنبور می ریزد

در هاله های نور و معنا طرح دستی می کِشد، امّا

از لابلای پنجه هایش وحشت کافور می ریزد

این شعر حتما پابه ماه لحظه های تلخ پاییز است

می خشکد و می افتد و می سوزد و در گور می ریزد

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از سالار عبدی پيوند ثابت

 

۱ـ آیه آیه والتّینم

از نگاه خاموشت یک ترانه می چینم

خنده تو می ریزد روی بغض غمگینم

در جنون بی باکت چهره که می بینی؟

من درون هر قابی حیرت تو می بینم!

نورسیدگان یکسر از تو قصه می گویند

در من اشک می ریزد خاطرات دیرینم

از لب تو می نوشد طبع شعر طغیانم

ای طراوت دینم  آرزوی آیینم!

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از نگین افشاری پيوند ثابت

حالا به جرم بودنمان اعتراف کن

امشب میان من وَ خودت اختلاف کن

مشقی شبیه دلزدگی را ورق بزن

از هر نگاه و بوسه ، دلم را تو صاف کن

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از مولود گودرزی فر پيوند ثابت

 

 

مرا به آلزایمری که این روزها گرفته ام ببخش

لبخندت را به جا نمی آورم

مسکّن ها /  از همیشه هشیارترم می کنند

به جا نمی آورم

نظرات[۵] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
قهوه ی تلخ / میثاق بنی مهد پيوند ثابت

یک قهوی تلخم که شکر ریز ندارد

یک حامی مشروطه که تبریز ندارد

چون باقر و ستار که تنها دم کاخی

اسب و سپر و لشگر و تجهیز ندارد

یک بغض فروخورده ام آن تارزنی که

در سیم خودش حزن غم انگیز ندارد

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از آیسا حکمت پيوند ثابت

 

 جهان می ایستد

پیاده می شوم

گلّه ای از اسب های وحشی

دور میدان گاوبازی می چرخند

 

چراغ سبز

چراغ قرمز

چراغ رنگ چشم های کسی

که هرگزگاوی در قلبش نچرخید

و هرگز گلوله ای قلبش را نشانه نگرفت

نظرات[۱۶] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از سلیمان گالشی پيوند ثابت

 

          ای هم اسم بهار،

            رویش و طراوت از ناز مژگانت می بارد…

                    تقصیر تو نیست اگر عاشقت نمی شوم،

                                        ریشه های دلم خشکیده…

 

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از صدیقه حسینی پيوند ثابت

 

 در جهان بدون جاذبه ام

مثل آب نخورده ام،سختی

نیمه ی خالی ات پُرم می کرد

توی تلقین حس خوشبختی

 

خودکشی ستاره ای غمگین

وسط سال های بی نوری

تو به اندازه ی خدا نزدیک

تو به اندازه ی خدا دوری

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از سیّد مهدی موسوی پيوند ثابت

 

– « بابا واسه م قصّه بگو »

بچّه ای که خوابش نمی برد

آرزوهای کوچکی دارد

که از خمیازه های من بزرگتر است

یکی بود

بعد یکی نبود

بعد صدای موتورها بود و گریه ی مادری که نمی شناختم

این بخیه ها

زخم هایم را نمی بندد

نظرات[۱۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از پوریا شیرانی پيوند ثابت

 

 

۱ ـ نبود ها

 وقتی تو بودی، بهار بود

گل بود

تازگی بود

چشم هایم در چشمهای تو جوانه زد

و من در آفتاب تابستان بودن َت، گرم شدم،

– که توانستم پاییز رفتن َت را طاقت بیاورم

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دردهای تکراری/ از حامد ابراهیم پور پيوند ثابت

 

حامدابراهیم پور

صدای پای تو در گوش کوچه ها جاری ست

و گریه  آخر این ماجرای تکراری ست

نه شب شده ست ـ که مهتاب بیش و کم بزند ـ

نه قصّه است ـ که باران به صورتم بزند ! ـ

زمان به سر نرسیده ، زمین به هم نشده

و هیچ چیز از این روزگار کم نشده !

همان که بود : همان تکّه سنگ گرد مذّاب

همین که هست : همین آسمان و جنگل و آب !

ببین که تیغ تو بر استخوان نخورده عزیز

ببین که رفتی و دنیا تکان نخورده عزیز  !

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از سریا داوودی حموله پيوند ثابت

 

 

۱ ـ پرسونا

 تو می شوم

تصویرم را وارونه می بینم

نیمی تو

نیمی توووهای تو

 

من

تو

او با آینه ای بر می گردد

تو به شکل من در می آیی

من نمی خواهم

چیزی باشم

جزآنچه هست

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از سیّد مهدی موسوی پيوند ثابت

 

نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است

به خیسی چمدانی که عازم سفر است

من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم

که سرنوشت درختان باغمان تبر است

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از عبّاسعلی کریمی میبدی پيوند ثابت

 

۱ ـ دست درجیب

 بی خیال بهار

و درخت های کاج

این بار

از خیابان پاییزی  به خانه بر می گردم

و کفش هایم را

بر برگ های خشکیده  درختان  آرزو می کوبم .

بی تو …

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از محمّدرضا حاج رستم بگ لو پيوند ثابت

 

مونالیزاترین اخم تو لبخند آرزو دارد

که اردک، زشت و زیبا خولیایی های قو دارد

تو از شمسی ترین منظومه مولاناترین بزمی

 که تالار تنت دو مطرب مهتاب رو دارد

دوتادل داری و هر دل دوتا دهلیزوهر دهلیز

هزاران شاتقی زندانی دخترعمو دارد

و من آنقدر گفتم تا که نامت رفت یادت چیست

که مهتا لافتی الّا اگر این دست مو دارد

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از سیّد رضا محمّدی پيوند ثابت

 

۱ ـ

نفرین به زندگی که تو ماهی من آدمم

نفرین به من که پیش فراوانیت کمم

نفرین به آنکه فرق نهاده ست بین ما

تا تو بهشت پاکی، تا من جهنمم

نفرین به خلقتی که مرا عرضه کرده است

من که تمام رنجم من که فقط غمم

نظرات[۷] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از نجیب آگاه (از افغانستان ) پيوند ثابت

۱ـ معتاد

 معتادم و

یک قرص لبخند

برای سه شبانه روزمن کافی ست

 

۲ ـ پلّه ها  

 از پلّه های می جهم

اعداد در سیر صعودی به صفر می رسند

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از پوریا میررکنی پيوند ثابت

 

شبی که کودک آدم ز بند ناف افتاد

کلاه آرزویش پشت کوه قاف افتاد

 

زمان به طرز عجیبی گذشت از ساعت

میان عقربه ها نیز اختلاف افتاد

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از محمّدحسین ملکیان ( فراز ) پيوند ثابت

 

قهوه را بردار و یک قاشق شکر… سم بیشتر

پیش رویم هم بزن آن را دمادم بیشتر

قهوه ی قاجاری ام همرنگ چشمانت شده ست

می شوم هرآن به نوشیدن مصمّم بیشتر

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چشم هایش / مهرنوش قربانعلی پيوند ثابت

 

 

چشم هایش

اشتباه نکنید!

دیباچه‌ی «چشم هایش» خطاب به خواب‌هایم نیست

و از هوای کرج که به نامم سند زده‌اند

بیش از رودخانه‌ای برنداشته است

تقصیرپوستم نیست که درآن نمی‌گنجم

یا داستانی که نعل وارونه به یادگاری ” داوینچی” می‌زند

” بزرگ” بود ولی در اتّفاق دیگری افتادم

ابر از آسمان تبعیّت می‌کند یا آسمان از ابر؟

پرسشی که پایم را به عاشقی کشید

و دیگر جدا نشدیم!

 

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از نسرین ارتجایی پيوند ثابت

 

۱ ـ دخترمار

وختی گرویا نوون،میشیا کدخدان(۱)

 و کدخدا موش ها

عشق را در سوراخ ها پنهان می کنند کنار مارها

نظرات[۵] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
حرمت شکست / حمید شرفی پيوند ثابت

  حمید شرفی

حرمت شکست، آینه بندی حرام شد

 فرصت برای عشق نوشتن تمام شد

 در کوچه های یخزده اشکی عبور کرد

 بغضی نشست، سایه ی غم مستدام شد

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از مهدی جلالی سروستانی پيوند ثابت

 

۱ـ 

نرفته ام

که نشانی پدیدار نگردد

باران آورده ام

خود را

          و اشک هایم

که از هجوم پر هیاهوی باران

کم نمی کند .

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از فرزاد فرنود ( از افغانستان ) پيوند ثابت

 ۱ـ

هیچ می دانی … ؟

وقتی دست های گره زده

ازسینه ها باز می شوند وبه رکوع می روند

و پاهای تپاک زده

ازبانگ ناقوس کلیسا

به هم می رسند

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
Page 7 of 9« First...56789

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image