برگه‌ها

دسامبر 2018
ش ی د س چ پ ج
« سپتامبر    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  
 
No Image
خوش آمديد!
اوزدمیر آصف / قاسم ترکان پيوند ثابت

“اوزدمیر آصف” (۱۸حاضران۱۹۲۳) آنکارا-(۲۸ اجاق ۱۹۸۱ استانبول) شاعر ترک دوره ی جمهوریت.

در یازدهم حاضران ۱۹۲۳ در آنکارا به دنیا آمد. نام اصلی اش “خالد اوزدمیر آرون”  است. پدرش “محمّد آصف” از بنیانگذاران دولت شورا ها بود.

در هفت سالگی  پدرش را از دست داد. در سال ۱۹۳۰ همزمان با فوت پدر، در مدرسه ی ” گالاتاسارای” شروع به تحصیل کرد. در سال ۱۹۴۱ دوره ی دبیرستان را به پایان رساند، در سال ۱۹۴۲ وارد دانشکده ی حقوق شد، سپس به اقتصاد روی آورد و یک سال نیز در دانشکده ی روزنامه نگاری به تحصیل پرداخت. در این اثنا در روزنامه های ” طنین” و زمان به فعّالیّت پرداخت. تحوّل اندیشه های اوزدمیر آصف  با فعّالیّت های روزنامه نگاری اش به وقوع  پیوست. نخستین اثرش در ثروت فنون ، مجله  اویانیش ( بیداری ) منتشر شد. در سال ۱۹۵۱ خانه ی صنعت چاپ را بنیان نهاد و آثارش را تحت عنوان انتشارات ” یووارلاک ماسا ” منتشر کرد. وی در ۲۸ اجاق سال ۱۹۸۱ هنگامی که بیش از ۵۸ سال نداشت، با زندگی وداع کرد.

وی از تأثیر گذارترین شاعران ترک در سده ی گذشته ی میلادی است که هنوز شاعران نواندیش جوان ، تحت تأثیر ساختار و تصویر های منحصر به فرد وی و تکنیک بی بدیلش در کوتاه گزینی ها، به خلق آثار ماندگاری می پردازند.

نظرات[۰] | دسته: ترجمه, شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
غزلی از صلاح الدّین حسین پناهی پيوند ثابت


نگاهم با نگاهت می‌شود جمع، نگاهی تازه دنیایی پر از نور

سکوتی مملوّ از برگی بهاری، در اعماق جهان خالی از نور

تبسّم در نگاه شعر تازه، و بویِ سیبِ سرخِ دستِ حوا

نگاه گندمی با حیله‌ای نو، و من می‌ترسم از شب‌هایِ در گور

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نگار رفیع بیگلی / ترجمه : قاسم ترکان پيوند ثابت

نگار رفیع بیگلی، شاعر نامدار و یکی از پیشرو های شعر و ادبیّات جمهوری آذربایجان، در ۲۹ جولای سال ۱۹۱۳ میلادی در شهر معارف پرور گنجه (زادگاه حکیم نظامی و مهستی گنجوی) چشم به جهان گشود. در۰ ۱۹۳م در تکنیکومون باکو، در رشته ی پداگوژی فارغ التّحصیل گشت. از ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۲م، ضمن آموزگاری، همزمان در بخش سناریوی مرکز سینمایی باکو و مدرسه ی کارگران جوان مشغول به کار شد. از دکابر ۱۹۳۱م،  در شعبه ی ادبیّات بدیعی “آذر نشر” (بزرگ ترین مرکز نشر جمهوری آذربایجان) به عنوان دبیر بخش ترجمه، فعّالیّت خود را آغاز کرد. از ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۶م در انستیتو پداگوژی مسکو، تحصیلات عالیه ی خود را ادامه داد. از ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۹م در شعبه ی نشریّات کودکان به عنوان دبیر نشریّات مشغول به کار شد.

نظرات[۱] | دسته: ترجمه, شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
قطع نامه / بهزاد بهادری پيوند ثابت



وَ آن همه سال گذشت
و سوال های دیگر
این همه .
وطن امّا
همچنان همان جاست
در مختصّات قدیمیِ وحشت پا می فشارد
بر آرزوهای نخ نما
قلب های شکسته
سلام
مصیبت خیز ترین خاک
سلام
و این منم
مولود حمام فین
فرزندِناخلف دو کودتا
بند ناف ام بریده به شمشیر کُند خرافه
ملزم به رعایتِ هیس!
آرام
بخت خواب است
تخت برقرار
هشیار می شوم با کلمات سرخ
و دهان پراکنی می کنم

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
لاک پشت / فرزاد بهارا پيوند ثابت

که لاک پشت…

به پشت

افتاد.

وکبریتِ فاجعه

نِیزارِ نسل هایِ سوخته را…

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از مهسا زهیری پيوند ثابت

روزی دهان زخم تو را بستند

تا گم شوی میان معما ها

قلبت ترک ترک شد و نشکستی

بابای قهرمان شده ی… تنها

این سال ها که رفت، نگاه تو

در حدس های بیست سوالی بود

نظرات[۷] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعر کوتاهی از دانیال رحمانیان پيوند ثابت

مانند رودی به راه افتادم

تا به دریا بریزم خودم را

به دریا ریختم

ماهی ها مرا قاپیدند

وعاشق شدند


نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از امیر معصومی پيوند ثابت


گم شده است،بَلـَدِ خانه ات…

چهار راه قرارِ من، همان آغوش بازی بود که حالا میدان بسته ای،خودت را.

دورت بگردم! … معماری تنت را بهم نزن…

چهار راه نشین سینه ات سر در گم می شود.

تمام جوانیت را هم که چنبره کنی در خودت، من دورت نمی زنم، دورت بگردم! …

نظرات[۶] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از امیر سنجوری پيوند ثابت

برای زنان سرزمینم

ما خرس های کوچکی بودیم در جنگل
در خلسه ی یک بوسه , یک خواب زمستانی
چیزی که می دیدیم را باور نمی کردیم
حسی شبیه ترس …این رفتار انسانی!

ما چیز های جالبی بودیم از بالا
ما لکه های کوچکی بودیم روی برف
ما سطر های ساکتی بودیم در این شعر
ما نقطه های ساده ای بودیم بعد از حرف . . .

نظرات[۴] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
هفت شعر کوتاه از زانیار برور پيوند ثابت

یک

همه چیز درست می شود
اگر
آیینه ی این اتاق
تو را به خاطر بیاورد!

دو

ابرها
بدون جاذبه
نمی بارند…
بعد از تو بود که
فهمیدم می توانم
لمس کنم
ببینم

بشنوم
ببوسم
و دوست داشته باشم!

نظرات[۳] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سالوادور دالی / فرزاد بهارا پيوند ثابت


تندیسِ دلتنگی بر چهره ی قالی

من نخ به نخ سیگار تو رَج به رَج عالی

می بافی اَم در خود می بافی اَم بیخود….

هم سَر بِدارانَم هم سالوادور دالی؟

از من چه می خواهی از تارِ بی پودم….

من را بِکش من را نَه مردِ پوشالی

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از مینو سلیمی پيوند ثابت


یک

در را باز کردم
و اندوه را دیدم
کنار پنجره ایستاده بود
و دانه می ریخت برای پرندگان
پرندگانی که از دیرزمانی دور اهلی شده بودند
به غم من…


دو

دلم را میان دستت گرفتی
و خودم را چنان کودکی شیدا فریفتی

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعرک از شهاب سلیمیان پيوند ثابت


یک

شب،

کلنجاریست که دنیا با زمین دارد

خواب اگر نباشی،

خواهی دید.


دو

هیچ می دانی؟

که اگر غار نبود

بشریت جایی گم میشد

همانگونه که خدا، پشتِ چپرهایِ نادانی!

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از امین ذوالفقاری پيوند ثابت


یک

شنا می کنم در دریایی از خیال

قطره قطره تو را پس می زنم

تا به عمق نگاهت برسم

گفتی که دریا عمقی ندارد

تلاش کردم

باور کن

رؤیاهایم در عمیق ترین جادّه های من خود رؤیایی دارند

ضعف کرده ام

از بس که تو را پس زده ام

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از مینو سلیمی پيوند ثابت


یک


تخیّلم در آغوشت رنگ می بازد

وبا خنده های تو

خاطره ام از عشق سرشار می شود
بی تو

جهان بی اندازه دلگیر است

و فنا کار خویش را ادامه می دهد

دستانم به دستت نمی رسد

و آن احساس شوریده عشق، در مسیر زندگی

جانم را می گیرد

جانی به من نمی بخشد

هر چند هزار بار گفته باشم

من زندگی را دوست دارم…

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
هشت عاشقانه ی کوتاه / سیروس نوذری پيوند ثابت

یک

میان شاخه ها

کمی آسمان پیدا

و چیزی از ما

که نام ندارد

دو

اگر تو نیستی

پس این نسیم

چه می گوید

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
روز هشتم / شعری از داوود خان احمدی پيوند ثابت

گاهی فکر می کنم

روز اول

جوراب بو گرفته ی بابا بودی

در بیمارستان دنای شیراز

از روحم فرو ریختی

گاهی فکر می کنم

روز دوم

کلیدم را در چشم هایت فرو کردم

بعد

جاده یکدست برف شد

بعد تا آبعلی

مردم

مردم با گریه های تو

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از حامد ابراهیم پور پيوند ثابت


جنگ را

به خیال دوست داشتنت

تاب می آورم

مرگ را

به هوای لبخندت

پنجره ها را ببند!

صدای باد

صدای زخم

صدای سایه می آید …

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
غزلی از مهرداد شهابی پيوند ثابت

هزار و سیصد و هشتاد و… چهار سالِ قبل ↓

دوباره یادِ تو افتاد و چهار سالِ قبل ↓

تمام شهر پُر از خوابِ خوبِ کودک بود

و بعد حادثه رُخ داد و «چهار سالِ قبل» ↓

نگاه کرد غریبانه آرزویش را

که رفت یک شبه بر باد و «چهار سالِ قبل»↓

نظرات[۴] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
غزلی از نیما ماهان پيوند ثابت


بین این چشم های بی آزار ، تو فقط مرز چالش من باش

سر بکش پیک آخر من را ، مستی روح سرکش من باش

یا نمی بینم آنچه می خواهم یا نمی خواهم آنچه می بینم *

فرق دارد نگاه و خواهش من . . .  تو همان فرق فاحش من باش

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از زینب کریمی پيوند ثابت


یک

با عطر بلال و شب‌های سه‌شنبه

طلوع کردی

مماس

بر خواب‌های خرگوشی‌ام

نظرات[۳] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از فاطمه محسن زاده پيوند ثابت

میان بازوانم

خودت را

در آینه

به ثبت می رسانی

با دو چشم درخشان

و لب خندی که فقط مال توست

می روی

خودت را درآینه ام جا می گذاری !

چه خوب که هر روز صبح

مردی از آینه به من سلام می کند

نظرات[۶] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از سجّاد صادقی پيوند ثابت


من سالمــم اما کمـــی حالم عجـــیب است
حال دلــــم این روزها خیـــلی غریـــب است
چون می گریزد از تمـــــــام دل خوشی ها
از خنــــده های کودکانه بی نصـــــیب است

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دو شعر از مینو سلیمی پيوند ثابت

یک

روزهای بی شماری بر من گذشت

و امید به دیدارت داشتم

با خورشید به سخن از این می نشستم

که ای کاش روز دیدارت بارانی باشد…

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از اکرم حیدری پيوند ثابت

چمدانی پر از لباس ِ کثیف

می رود سمت ِ شهر بی اقوام

مبدأیی توی اوج دلتنگی

مقصدی بی تفاوت و بی نام


هیچ کس منتظر نبود و نیست

سر ِ ساعت به راه می افتی

«تو نگاهت به عشق آلوده ست»

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از سهیل نصرتی پيوند ثابت

۱ _ زمستان سر زای شومینه‌ها می‌ میرد

ریچارد، فروغ، چارلز، رومن، بیژن

دست به سیاه و سفید نزنید

توی کومه‌ی درویشی، روی همین نیم‌تنه‌های درخت

بشینید دور گردسوزِ خورشید قورت داده

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از محبوبه افشاری پيوند ثابت


۱

ساعت

چگونه ایمان بیاورد

به زیبایی قویی

که تصویرش را آب برده است!

نظرات[۱] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از پوریا میررکنی پيوند ثابت

آن گونه که من زیست شناسم به جهانا

آن گونه شناسان همه کف کرده دهانا

آن گونه ترینم ، هم از آن گونه که در باد

آشفته‏ی این همهمه‏ی جانورانا

آن گونه‏ ولی حیف که این گونه هنوزم

دنبال یکی گونه ‏ی نایاب دوانا

آن گونه‏ی نایاب که در شکل حیاتی

نظرات[۴] | دسته: شاعران یزد, شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
لاک پشت ها / کیوان اصلاح پذیر پيوند ثابت

یک

فقط لاک پشت ها
به طنین باران
گوش می دهند

دو

با لاک ها خداحافظی کنیم ؛
با سنگ ها
با فرسنگ های سنگین از تحمل آهسته ی سایه ها
با تواضع ناچار و شگفتی های سربزیر زمین
با دل های آکبند و تیرهای کمانه
با پیراهن شاخی تو
که باد را
وسوسه نمی کند ؛
تبسم کن !

نظرات[۵] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
عکس و تو / رسول عظیمی پيوند ثابت



تو نیستی و هر روز

قابِ‌عکست را نگاه می‌کنم

دستی به موهات می‌کشم،

چند تارِ مو می‌افتد روی زمین

مادر خوشحال می‌شود

و تو بی‌خیالِ قاب‌عکس

کنارم چای می‌ریزی

از داغیِ چای لبم می‌سوزد و

از خواب می‌پرم.

نظرات[۳] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از رضا کاظمی پيوند ثابت

۱


امسالْ بهار

هفت‌سینِ‌مان کامل نیست.

سیبِ سُرخِ گونه‌هات را

کم دارد!


۲


بیا به هم دروغ بگوییم!

من بگویم: بهار شده

تو باور کنی، بیایی!

نظرات[۹] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چند شعر از مصطفی فخرایی پيوند ثابت

(۱)

خال لبش

لکه ای بر ماه

(۲)

پرواز سنگ و گنجشک

کدام

زودتر می افتند

(۳)

راهم را

روشن کن

ماه تاریک

(۴)

در تاریکی

گم شد

سایه اش

نظرات[۳] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
دون کیشوت / حامد ابراهیم پور پيوند ثابت

قراربود که این دفعه جنگ را ببرد

بیاید و دل ماده پلنگ را ببرد

به خاطرش سر تیمور لنگ را ببُرد

شبانه دختر شاه فرنگ را ببرد

O

قرار بود که از چنگ شب رها بشود

به آفتاب قسم داد، گرگ و میش نرفت

قرار بود که این بار قهرمان باشد

قرار بود… ولی باز خوب پیش نرفت

نظرات[۲] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از آبا عابدین پيوند ثابت

۱ _

مرا بپوش!

به تو می آیم.


۲ _

ابر ها را هجی می کنم

که چگونه به تو مربوط می شوند!؟

این حرفها را نمی دانم…

امشب باید نیلوفر ببارد!

باید به جای رعد و برق ، ماه بزند!

من باید خیس شوم!

نظرات[۵] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از محمّد علی نوری پيوند ثابت

در من اتوبوسی است

خسته

سرگرم ازدحام در پیاده روها

سرگرم زرق و برق نشسته بر بوتیک ها

سرگرم برانداز کردن بر آمدگی مانکن ها

اتوبوسی است ، خسته

که هر شب

از اعماق گلوش

خیابان سرفه می کند

نظرات[۳] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نارنج / جلال خسروی پيوند ثابت

زیر نارنج نشسته باشیم
من شیر
تو شعر
بنوشم
بنوشانی‌اَم
و بنوشی

دستم را بـِ . . . بــِ . . . گیر
آنی . . . ما . . . مان
روزی که دست تو نبود
زَ. . . زِمین خوردم
روزی که دست تو نباشد
زمین می‌خورَدَم

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سه شعر از اعظم حسینی پيوند ثابت




۱ _

ازدختران حوایم

نه هابیل می شناسدم

نه قابیل

اماهرلحظه ای که بخواهم

درچشم های کلاغ

صحنه ی جنایت تکرار می شود

بازهم بگو:

«کسی برای خودش حرف درنمی آورد»

گوش به زنگم

که رنگین کمان درچند شوره زار

اسم شب است

و برای دیدن زنبق ها

کدام لباس مرا انتخاب می کند

نظرات[۰] | دسته: شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از زهرا گنجعلی پيوند ثابت

دنباله ی این ماجرا ، دستی که می گیرم

هی خواب می بینم که توی خواب می میرم

می خواهد از من زندگی کردن بیاموزد

من که خودم هم از خودم این روزها ، سیرم

وقتی که لب وا می کند روی تنم این زخم

مثل نصیحت های تلخ مادر پیرم

نظرات[۷] | دسته: شاعران یزد, شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شعری از وحید آقایی پيوند ثابت

چراغ های خانه

به خاموشی ام

می خندند

سقف های کاذب

خوش باوری ام را

به تمسخر می گیرند

نظرات[۳] | دسته: شاعران یزد, شعر | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
Page 2 of 912345...Last »

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
1
No Image No Image